English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10271 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
palm U نخل خرما نشانه پیروزی
palms U نخل خرما نشانه پیروزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
brushes U دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
brush U دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
pointer U نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers U نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
dates U خرما
date U خرما
ferrets U موش خرما
ferret U موش خرما
palmoil U روغن خرما
palm sap U پیه خرما
palm oil U روغن خرما
palm U درخت خرما
date palm U درخت خرما
palm U برگ خرما
palms U درخت خرما
palms U برگ خرما
squirrels U موش خرما
squirrel U موش خرما
dates U درخت خرما
datepalm U درخت خرما
date tree U درخت خرما
gold oak leaf U برگ خرما
date U درخت خرما
ToolTips U برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
symbolically U آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolic U آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
ferrety U مثل موش خرما
You cant eat your cake and have it . U نمیشه هم خدا را بخواهی هم خرما را
you can't have it both ways. <idiom> U نمی توانی هم خدا را بخواهی و هم خرما.
toddies U شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddy U شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddy U عرق خرما که بااب گرم مخلوط شود
toddies U عرق خرما که بااب گرم مخلوط شود
sago U شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
triumphs U پیروزی
take U پیروزی
conquests U پیروزی
victoriousness U پیروزی
conquest U پیروزی
achievement پیروزی
score U پیروزی
scores U پیروزی
beats U پیروزی
beat U پیروزی
takes U پیروزی
triumph U پیروزی
win U پیروزی
scored U پیروزی
wins U پیروزی
victory U پیروزی
victoriously U با پیروزی
victories U پیروزی
triumphing U پیروزی
triumphed U پیروزی
nike U الهه پیروزی
V-signs U علامت پیروزی
V-sign U علامت پیروزی
wins U پیروزی برد
garrison finish U پیروزی غیرمنتظره
secure of victory U مطمئن به پیروزی
triumphal cloumn U برج پیروزی
win on points U پیروزی با امتیاز
v day U روز پیروزی
triumphal U حاکی از پیروزی
conquers U پیروزی یافتن بر
conquering U پیروزی یافتن بر
steals U پیروزی غیرمنتظره
steal U پیروزی غیرمنتظره
paeans U پیروزی نامه
paean U پیروزی نامه
conquer U پیروزی یافتن بر
victory day U روز پیروزی
victory stele U لوح پیروزی
winnable U شایسته پیروزی
win U پیروزی برد
trophy U یادگاری پیروزی
trophy U نشان پیروزی
trophies U نشان پیروزی
trophies U یادگاری پیروزی
successes U پیروزی نتیجه
success U پیروزی نتیجه
peach design U نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
paean U پیروزی نامه نوشتن
sudden victory U پیروزی در وقت اضافی
triumphantly U فاتحانه فریاد پیروزی
achievements U پیروزی کار بزرگ
win by knockout U پیروزی با ناک اوت
paeans U پیروزی نامه نوشتن
pull it out U پیروزی در واپسین لحظات
triumphant U فاتحانه فریاد پیروزی
pewter U جام پیروزی جایزه
to overcrow one's rival U از پیروزی بر حریف شادی کردن
save the day <idiom> U به پیروزی وموفقیت دست یافتن
pyrrhic victory U پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
occupation authority U اقتدار ناشی از فتح و پیروزی
win by retirement U پیروزی با کنار رفتن حریف
shut out U مانع پیروزی حریف شدن
edge U پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
edges U پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
streaks U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaking U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
long shot U شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
streaked U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streak U یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
head hunt U بریدن سردشمن وبردن ان بعنوان غنیمت ونشانه پیروزی
turn the tide <idiom> U چیزی که بنظر شکست خورده بود به پیروزی رساندن
outrun U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outruns U منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
Vistory was dearly bought . U پیروزی بقیمت گرانی بدست آمد ( تلفات جانی فراوان )
jiujutsu U مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujitsu U مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jujitsu U مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
die U ماندن در پایگاه در پایان بازی بیس بال دو سرعت جنگ تا پیروزی
electro optics U وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
preset vector U دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
palmer U زوار امکنه مقدسه که دو برگ خرما را صلیب وار به امکنه مقدسه حمل میکنند
marks U نشانه
token U نشانه
mark U نشانه
one address U با یک نشانه
bench mark U نشانه
symbol U نشانه
reminiscences U نشانه
presage U نشانه
presaged U نشانه
presages U نشانه
presaging U نشانه
attributing U نشانه
attributes U نشانه
attribute U نشانه
omen U نشانه
omens U نشانه
trace U نشانه
traced U نشانه
traces U نشانه
tokens U نشانه
icon U نشانه
icons U نشانه
ikons U نشانه
symptoms U نشانه
symptom U نشانه
indicative U نشانه
emblematic U نشانه
reminiscence U نشانه
cue U نشانه
cursor U نشانه گر
cues U نشانه
portent U نشانه
portents U نشانه
indications U نشانه ها
symptomless U بی نشانه
sacrament U نشانه
markers U نشانه
emblems U نشانه
emblem U نشانه
cursors U نشانه گر
signal U نشانه
marker U نشانه
sacraments U نشانه
signalled U نشانه
signaled U نشانه
targeting U تیر نشانه
targeted U تیر نشانه
target U تیر نشانه
trained U نشانه رفتن
asterisks U 1-نشانه گرافیکی
train U نشانه رفتن
proofs U نشانه مدرک
targets U تیر نشانه
targetted U تیر نشانه
targetting U تیر نشانه
typology U نشانه شناسی
token passing U گذراندن نشانه
asterisk U 1-نشانه گرافیکی
traffic signal U نشانه روشن
trains U نشانه رفتن
signalled U علامت نشانه
levels U نشانه گرفتن
levelled U نشانه گرفتن
signal U علامت نشانه
sightings U نشانه رفتن
marker U علامت نشانه
sighting U نشانه رفتن
markers U علامت نشانه
code U نشانه قراردادی
level U نشانه گرفتن
line of sight U خط نشانه روی
aiming U نشانه روی
indication U اشعار نشانه
bode U نشانه بودن
leveled U نشانه گرفتن
symptomatic U نشانه بیماری
signaled U علامت نشانه
vetoing U نشانه مخالفت
pivot point U نقطه نشانه
cairn U سنگ نشانه
cairns U سنگ نشانه
minimal cue U نشانه کمینه
Recent search history Forum search
1خرما
1skirts
2encapsulate
0موج گرفتگی
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com