English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
carding U موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flock U [الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
carding brush U شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
monofilament U الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
sliver U فتیله نخ [الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
unidirectional composite U ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
over dyeing U [رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
burl [nep] U گلوله ای یا نپ شدن الیاف در سطح بافته شده بدلیل پیچش الیاف بدور یکدیگر
filament U الیاف [بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
wool sorting U دسته بندی الیاف [بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
synthetic fibers U الیاف شیمیایی [الیاف مصنوعی]
spinning U ریسندگی
nep U پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
fine spinning U ریسندگی نخ های ظریف
spininning machine U ماشین یا دستگاه ریسندگی
cotton-mills U کارخانه ریسندگی پنبه ای
stripping of dye U رنگبری کردن از الیاف
parallelled U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling U چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
spinner U دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
vat dyeing U رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
multiple U معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD U معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt U در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
greasy wool U پشم چرب [پشمی که هنوز شسته نشده و آماده ریسندگی نیست.]
processed silk U ابریشم پخته [ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
collimate U موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
parallel U موازی کردن اسکیها
paralleling U موازی کردن اسکیها
parallelled U موازی کردن اسکیها
parallelling U موازی کردن اسکیها
parallels U موازی کردن اسکیها
paralleled U موازی کردن اسکیها
parallelize U تشبیه کردن جفت کردن موازی کردن
shunted U موازی کردن بستن بسته شدن
shunts U موازی کردن بستن بسته شدن
shunt U موازی کردن بستن بسته شدن
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
shunted U موازی موازی فرعی
shunt U موازی موازی فرعی
shunts U موازی موازی فرعی
prallelize U تشبیه کردن موازی کردن
parallelled U موازی کردن برابر کردن
parallelling U موازی کردن برابر کردن
paralleling U موازی کردن برابر کردن
parallels U موازی کردن برابر کردن
parallel U موازی کردن برابر کردن
paralleled U موازی کردن برابر کردن
parallels U بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleled U بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel U بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling U بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelled U بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleling U بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
spinning wheel U چرخ ریسندگی [این وسیله از یک چرخ چوبی شکل بزرگ و چند قطعه چوب بوجود آمده و توسط دست یا پا به حرکت در می آید.]
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
fibers U الیاف
collimate U تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
to unravel woven [knitted] fabric U از هم جداکردن [الیاف]
raffia U الیاف رافیا
ramie U الیاف گیاه
vulcanized fiber U الیاف وولکانیده
acetate fibers U الیاف استاتی
man-made fiber U الیاف مصنوعی
ravel U از هم جداکردن الیاف
glass fibers U الیاف شیشه
undyed <adj.> U الیاف خام
man-made fiber U الیاف شیمیایی
fiber optics U الیاف نوری
fibrillation U تشکیل الیاف
vegetable fiber U الیاف گیاهی
coir U الیاف سخت وزبر
dyeability U قابلیت رنگرزی الیاف
viscose rayon U الیاف سلولزی مصنوعی
orientation of fibers U نظم و یکنواختی الیاف در نخ
decorticate U بصورت الیاف در اوردن از
hydrophobic U [الیاف مصنوعی ضد جذب آب]
manila rope U الیاف یا طناب مانیلا
Manila U از الیاف گیاهی نساجی
cotton-carder U جدا کننده الیاف
bleaching U رنگ زدایی الیاف
shrinkage U جمع شدن الیاف
bath dye U حمام رنگرزی الیاف
piassava U الیاف نخل پیاساوا
crepe paper U کاغذ الیاف درشت
infinity method U روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
tow U پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
fascicule U دسته یا مجموعه کوچک الیاف
spun glass U شیشه مذاب الیاف مانند
fasciculus U دسته یا مجموعه کوچک الیاف
yarns U الیاف داستان افسانه امیز
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
flaxy filaments U رشته هایا الیاف کتان
yarn U الیاف داستان افسانه امیز
density U تراکم الیاف [در یک مساحت معین]
adhesion of fibers U خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
fascicle U دسته یامجموعه کوچک الیاف
tows U پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
plucker U ماشین الیاف بازکن پشم
polyester U الیاف یاپارچه پولی استر
protein fiber U الیاف پروتئینی [مانند ابریشم و پشم]
oakum U پس مانده الیاف شاهدانه کنف لایی
mildew U کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
cellulose U الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
oakum U الیاف قیراندود کنف مخصوص درزگیری
curing time U مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
vegetable fiber U الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
tip fading U [رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
natural fiber U الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
ingrain U نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
henequen U الیاف محکم وزرد رنگ گیاه صباره
dacron U نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
kapok U الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
close grain U دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
flocculus U دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
blade U کاردک تیز جهت بریدن الیاف اضافی
close grained U دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
yacht rope U طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل
patina U [جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
braids U الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
acrylic fibers U الیاف مصنوعی اکریلیک [گاه در فرش بصورت تقلبی به جای پشم استفاده می شود]
braid U الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braided U الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
S-twist [S-spun] U نخ چپ تاب [جهت پیچیدن الیاف بدور یکدیگر در این نوع نخ مانند حرف اس لاتین است.]
ferrous sulfate U دندانه آهن [جهت تولید رنگ های تیره تر و کاهش تردی و شکنندگی الیاف پشم]
single yarn U نخ یک لا [این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
calendaring U قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
denier U دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
staple U [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
paralleling U موازی
parallels U موازی
two parallel lines U دو خط موازی
parallelling U موازی
parallelled U موازی
shunted U موازی
shunt U موازی
paralleled U موازی
parallel ruler U خط کش موازی
coaxial U موازی
parallel U موازی
shunts U موازی
hank U طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
parallel computer U کامپیوتر موازی
parallel connection U اتصال موازی
parallel column U ستونهای موازی
machinist vise U گیره موازی
parallel circuit U مدار موازی
parallel cells U یاختههای موازی
parallel adder U افزایشگر موازی
parallel access U دستیابی موازی
pyeonhi seogi U موازی ایستادن
parallel U برابر خط موازی
parallel conversion U تبدیل موازی
parallel feed U خورد موازی
parallel processor U پردازنده موازی
parallel reading U خواندن موازی
parallel interface U رابط موازی
parallel run U اجرای موازی
parallel sheaf U مروحه موازی
parallel storage U انباره موازی
parallel storage U انبارش موازی
parallel system U شبکه موازی
parallel transmission U انتقال موازی
paralleling U برابر خط موازی
parallel processor U موازی پرداز
paralleled U برابر خط موازی
parallel operation U عمل موازی
parallel transmission U مخابره موازی
parallel operation U عملکرد موازی
parallel operation U عملیات موازی
parallel port U درگاه موازی
parallel printer U چاپگر موازی
parallel printing U چاپ موازی
parallel processing U پردازش موازی
parallel transmission U ارسال موازی
shunt capacitor U خازن موازی
shunts U مقاومت موازی
axially parallel U موازی محوری
shunt U مقاومت موازی
running in parallel U پردازش موازی
along U موازی با طول
serioprallel U دنبالهای و موازی
shunted U مقاومت موازی
parallels U برابر خط موازی
parallelling U برابر خط موازی
collimator U موازی ساز
parallelled U برابر خط موازی
centronics interface U رابط موازی
antiparalle U موازی ناهمسو
doube bead U گچ بری موازی
shunt element U عنصر موازی
jute U کنف هندی الیاف کنف که برای گونی بافی بکار میرود
bleeding [running] U رنگ پس دادن الیاف و نخ های رنگ شده پس از رنگرزی و بافته شدن فرش
moult U [پودنما شدن فرش در اثر از دست دادن پرزها، ریزش الیاف از سطح فرش]
braid shield U روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
scissored wool U پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
carpet beetle U نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com