English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (17494 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sole U منحصر بفرد
soles U منحصر بفرد
unique U منحصر بفرد
uniquely U منحصر بفرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
handler U برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
handlers U برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
phoenix U مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
phoenixes U مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
particular U تک منحصر بفرد
individual U منحصر بفرد متعلق بفرد
individuals U منحصر بفرد متعلق بفرد
exclusive U منحصر بفرد گران
monotypic U دارای نوع منحصر بفرد
single value U ارزش منحصر بفرد
singleton U یک سطرشعر یا بند منحصر بفرد
sole agent U نماینده منحصر بفرد
sole offspring U فرزند منحصر بفرد
sole representative U نماینده منحصر بفرد
suigeneris U اختصاصی منحصر بفرد
unique solution U راه حل منحصر بفرد
unique solution U جواب منحصر بفرد
Other Matches
limitary U منحصر
limited U منحصر
straightlaced U منحصر
one U منحصر
ones U منحصر
straitlaced U منحصر
nonpar <adj.> U منحصر بفردی
sole owner U مالک منحصر
singularity U منحصر بفردی
singular U منحصر بفردی
limit U منحصر کردن
exclusive U منحصر به فرد
elements U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
element U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
He's one of a kind. U او [مرد] آدمی منحصر به فرد است.
current expenditure U هزینهای که فایده ان منحصر به یک دوره مالی باشد
cyclones U منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
cyclone U منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
curie point U دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
restricting U منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restricts U منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restrict U منحصر کردن دچار تضییقات کردن
confine U محدود کردن منحصر کردن
confining U محدود کردن منحصر کردن
primary key [کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
unique U فرد منحصر به فرد
uniquely U فرد منحصر به فرد
Recent search history Forum search
1Profiles are unique pages where one can ‘‘type oneself into being’’
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com