English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12489 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I look forward to receiving your reply. U من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
i pause for a reply U منتظر پاسخ هستم
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. U نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
fractional antedating goal response U خرده پاسخ انتظار هدف
answering U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answers U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answered U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answer U زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
queries U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queried U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
query U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
querying U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
reply [answer] U پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
interactive U حالت کامپیوتر که به کاربر امکان میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده ها را وارد کند و پاسخ را به سرعت دریافت کند
modes U حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
mode U حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
attending U انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend U انتظار کشیدن انتظار داشتن
attends U انتظار کشیدن انتظار داشتن
holding position U وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
waiting position U ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
answers U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
voice answer back U یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
DSR U سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
checked U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
originated U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
acknowledging U 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledges U 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge U 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
i am pushed for money U هستم
am U هستم
I'm U من هستم
I'm hungry. من گرسنه هستم.
I'm thirsty. من تشنه هستم.
we owe him for his services U خدمات او هستم
I am sure that ... U من مطمئن هستم که ...
I'm your age. U من هم سن شما هستم.
iam d. to go U ارزومندرفتن هستم
i feel U گرسنه هستم
i have not a dry t. on me U سر تا پا خیس هستم
i am under obligation to him U من ممنون او هستم
it is inexpedient to reply U پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
i await you U منتظر شما هستم
own a house U دارای خانهای هستم
i am bend on going U مصمم هستم بروم
i am under obligation to him U زیر بارمنت او هستم
I am at your disposal. U من دراختیار تان هستم
i am at your service U در خدمت شما هستم
feet dry U روی هدف هستم
i feel sleepy U خواب الود هستم
Join the club! U من هم درشرایطی مشابه هستم !
i a with you on that matter U من در ان موضوع با شماموافق هستم
iam in bad U خیلی در تنگی هستم
Next to you I'm slim. U در مقایسه با تو من لاغر هستم.
I am certain of it. U من درباره اش مطمئن هستم.
i maintain U قائل هستم به اینکه ...
i own that house U من صاحب ان خانه هستم
I am on intimate terms with one of the ministers . U با یکی از وزراء نزدیک هستم
I am a strange in this town. U دراین شهر غریب هستم
I feel like a fifth wheel. U من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
That is my line ( field ) . U خودم این کاره هستم
I've been here for five days. U پنج روزه که من اینجا هستم.
i owe him & U پنج لیره به او بدهکار هستم
i am about that U من در این خصوص دلواپس هستم
iam a for his life U برای جانش دل واپس هستم
i am impatient for it U ازان بابت بیطاقت هستم
i am in a hurry for it U عجله دارم یا در شتاب هستم
I come from Iran . I am Iranian. U من اهل ایران هستم (ایرانی ام )
cryptoperiod U زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
ready line U خط انتظار
anticipation U انتظار
expectance U انتظار
prospects U انتظار
expectations U انتظار
expectancy U انتظار
expectation U انتظار
prospect U انتظار
prospecting U انتظار
prospected U انتظار
expectantly U با انتظار
I'm looking forward to seeing you again. U منتظر دیدار دوباره شما هستم.
It seems I am not welcome (wanted) here. U مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
I have done my homework. I know how to cope . U من درسم را روان هستم (می دانم چه؟ کنم )
I'll be happy to help [assist] you. U من با کمال میل در اختیار شما هستم.
I always make a point of being on time . I always try to be punctual . U همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
I agree with you completely. U من کاملا با نظر شما موافق هستم.
I am your humble servant . I defer to you . U من کوچک شما هستم (اخلاص ارادت )
i wrote as neatly as he did U من همان اندازه پاکیزه هستم که او نوشت
I know the area more or less . U کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
I am very orderly and systematic in my work . U درکارهایم خیلی مرتب ومنظم هستم
i am not made of salt U مگر من نمک هستم که ازباران بترسم
I'm full. U من سیر شدم [هستم] . [اصطلاح روزمره]
I am the bread winner of the family . U نان آور خانه ( خانواده ) هستم
in the cards <idiom> U انتظار داشتن
reception room U اتاق انتظار
reception rooms U اتاق انتظار
ante-rooms U اطاق انتظار
expectancy chart U نمودار انتظار
ante-chamber U اتاق انتظار
anteroom U اطاق انتظار
presumable <adj.> U انتظار می رود
half pay U حق انتظار خدمت
waiting-room U اتاق انتظار
anticipated <adj.> U انتظار می رود
waiting list U لیست انتظار
inopinate U انتظار نداشته
expected <adj.> U انتظار می رود
beyond the pale <idiom> U دوراز انتظار
anticipative U درحالت انتظار
estimated <adj.> U انتظار می رود
aspiration level U سطح انتظار
anterooms U اطاق انتظار
error of expectation U خطای انتظار
lobbied U سالن انتظار
waiting room U اطاق انتظار
wait time U زمان انتظار
cooling period U زمان انتظار
standby U حالت انتظار
lobbies U سالن انتظار
bide U در انتظار ماندن
probable <adj.> U انتظار می رود
wait state U حالت انتظار
lobby U سالن انتظار
waiting-rooms U اطاق انتظار
waiting time U زمان انتظار
expectative U مورد انتظار
rendezvous area U موضع انتظار
in prospective U انتظار داشته
to look forward to U انتظار داشتن
expectancy table U جدول انتظار
standbys U حالت انتظار
to my great surprise U برخلاف انتظار من
redezvous U محل انتظار
in prospect U انتظار داشته
waiting lists U لیست انتظار
anticipatory U در حال انتظار
waiting-room U اطاق انتظار
wait state U وضعیت انتظار
steady U فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadiest U فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry. U سپس او [زن] از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
My only problem is money . U تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
iam so tired that i cannot eat U چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
steadying U فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I am prepared for any eventuality. U برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
steadied U فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
No one sent me, I am here on my own account. U هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
steadies U فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I'm really looking forward to the weekend. U من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
tempo stroll variation U واریاسیون صبر و انتظار
anticipated profit U سود مورد انتظار
anticipated price U قیمت مورد انتظار
means end expectation U انتظار وسیله- هدف
expected frequency U فراوانی مورد انتظار
one anxious week of waiting U یک هفته انتظار با نگرانی
look forward U انتظار چیزی را داشتن
point spread U امتیاز قابل انتظار
beyond one's expectation U مافوق انتظار کسی
to look forward to something U انتظار چیزی را داشتن
likly U انتظار داشتنی مناسب
suit up U ذخیره در انتظار بازی
anticipated inflation U تورم مورد انتظار
in prospect U مورد انتظار [در برنامه ]
intended saving U پس انداز مورد انتظار
expected value U ارزش مورد انتظار
expected price U قیمت مورد انتظار
sales expectations U فروش مورد انتظار
nonpay status U حالت انتظار خدمتی
on deck U در انتظار نوبت شنا
I very much look forward to meeting you soon. U من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
I'm dying to know what happened. U خیلی هیجان زده هستم که بشنوم چه اتفاقی افتاده.
I'm old enough to take care of myself. U من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
salvos U در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger. U من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
promises U نوید انتظار وعده دادن
speculating U انتظار سودو زیاد داشتن
speculates U انتظار سودو زیاد داشتن
par for the course <idiom> U تنها چیزیکه انتظار داشته
speculated U انتظار سودو زیاد داشتن
product life expectancy U عمر مورد انتظار محصول
speculate U انتظار سودو زیاد داشتن
wait U انتظار کشیدن معطل شدن
awaiting aircraft availability U زمان انتظار درخط تعمیر
waited U انتظار کشیدن معطل شدن
promise U نوید انتظار وعده دادن
intended investment U سرمایه گذاری مورد انتظار
profiteers U فردیکه انتظار سودزیاد دارد
profiteer U فردیکه انتظار سودزیاد دارد
to have arrived [expected moment] U رسیدن [به زمان انتظار رفته]
to look forward expectantly to the future U با انتظار به آینده نگاه کردن
hold forth U پیشنهاد کردن انتظار داشتن
expects U انتظار داشتن منتظر بودن
Recent search history Forum search
1دریافت کردم
1i am hungry
1با مدیر مدرسه حرف میزنم
2از ظاهر کسی یا چیزی نمیشه به باطنش پی پرد
1An evaluation is an assessment, as systematic and impartial as possible, of a project, program or policy. It focuses on expected and achieved accomplishments
1معنی lead lag compensator
2شما اهل کجا هستید
1after all
2credit score
3من داکتر هستم
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com