Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
speculate
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculated
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculates
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculating
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
speculate
U
معاملات قماری کردن
speculated
U
معاملات قماری کردن
speculating
U
معاملات قماری کردن
speculates
U
معاملات قماری کردن
hazardous
U
معاملات قماری اتفاقی
gambled
U
سفته بازی کردن
kite
U
سفته بازی کردن
kites
U
سفته بازی کردن
gambles
U
سفته بازی کردن
gamble
U
سفته بازی کردن
to fly a kite
U
سفته بازی کردن
speculated
U
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculating
U
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculates
U
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculate
U
احتکارکردن سفته بازی کردن
stock jobbing
U
سفته بازی
agiotage
U
سفته بازی
speculation
U
سفته بازی
stock jobbery
U
سفته بازی
speculative motive
U
انگیزه سفته بازی
option dealing
U
سفته بازی روی ترقی سهام
speculative demand for money
U
تقاضای سفته بازی برای پول
speculative demand for money
U
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
kite
U
فرد درنده خو به وسیله سفته بازی پول واعتبار به دست اوردن
kites
U
فرد درنده خو به وسیله سفته بازی پول واعتبار به دست اوردن
option dealer
U
واسطه معاملات اختیاری دلال معاملات اختیاری
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
hazardous
U
قماری
speculative
U
قماری
upon the die
U
قماری نامعلوم
to take
U
معامله قماری
ventures
U
معامله قماری
wagering policy
U
بیمه قماری
ventured
U
معامله قماری
venture
U
معامله قماری
speculative
U
معامله قماری
venturing
U
معامله قماری
to take
U
مخاطره معامله قماری
venturing
U
مخاطره معامله قماری
ventures
U
مخاطره معامله قماری
ventured
U
مخاطره معامله قماری
venture
U
مخاطره معامله قماری
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
promissory notes
U
سفته
bill of exgchange
U
سفته
demand note
U
سفته
promissory note
U
سفته
drafts
U
سفته
bank paper
U
سفته
drafted
U
سفته
draft
U
سفته
paper
U
سفته برات
speculators
U
سفته باز
papers
U
سفته برات
papering
U
سفته برات
papered
U
سفته برات
accommodation bill
U
سفته دوستانه
speculator
U
سفته باز
gambler
U
سفته باز
speculation
U
سفته بای
gamblers
U
سفته باز
drafted
U
برات سفته
direct debit
U
سفته-وجهالزمان
drafts
U
برات سفته
stock jobber
U
سفته باز
draft
U
برات سفته
dealings
U
معاملات
transactions
U
معاملات
time bill
U
سفته مدت دار
single name paper
U
سفته دارای یک امضاء
bulls
U
سفته باز بورس
bull
U
سفته باز بورس
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
turnover
U
گردش معاملات
turnover
U
حجم معاملات
boycott
U
تحریم معاملات
arm's length
U
معاملات ازاد
boycotted
U
تحریم معاملات
overseas trade
U
معاملات خارجی
stoopage of trade
U
قطع معاملات
option dealing
U
معاملات اختیاری
external transaction
U
معاملات خارجی
internal transactions
U
معاملات داخلی
conveyancing
U
تسهیل معاملات
credit transaction
U
معاملات استمهالی
dealer
U
فروشنده معاملات چی
dealers
U
فروشنده معاملات چی
credit transaction
U
معاملات موجل
dealing for money
U
معاملات پولی
real estate
U
معاملات زمین
stoopage of trade
U
منع معاملات
boycotting
U
تحریم معاملات
boycotts
U
تحریم معاملات
arbitrage
U
معاملات ارز
unauthorized transaction
U
معاملات فضولی
volume of sales
U
حجم معاملات
turn-over
U
حجم معاملات
foreign exchange transactions
U
معاملات ارزی
foreign exchange transaction
U
معاملات ارزی
treament of aliens
U
معاملات بیگانگان
commercial transactions
U
معاملات تجارتی
purchase tax
U
مالیات بر معاملات
sales
{pl}
U
گردش معاملات
sales
{pl}
U
حجم معاملات
exchange transactions
U
معاملات برواتی
injunction
U
تحریم معاملات
injunctions
U
تحریم معاملات
futures
U
معاملات سلف
volume of sales
U
گردش معاملات
turn-over
U
گردش معاملات
short bills
U
سفته یا برات کوتاه مدت
date on which a bill falls due
U
موعد پرداخت برات یا سفته
bank paper
U
چک تضمین شده سفته بانکی
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
spot market
U
بازار معاملات نقدی
swap
U
معاملات سلف ارز
swaps
U
معاملات سلف ارز
swopped
U
معاملات سلف ارز
swopping
U
معاملات سلف ارز
swops
U
معاملات سلف ارز
agiotage
U
معاملات احتکاری بروات
swapped
U
معاملات سلف ارز
invisibles
U
معاملات غیرقابل رویت
realtor
U
دلال معاملات ملکی
land agent
U
دلال معاملات ملکی
brokers
U
واسطه معاملات بازرگانی
brokered
U
واسطه معاملات بازرگانی
opening of negotiations
U
افتتاح مذاکرات
[معاملات]
real estate agency
U
بنگاه معاملات املاک
realtors
U
دلال معاملات ملکی
broker
U
واسطه معاملات بازرگانی
brokering
U
واسطه معاملات بازرگانی
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
bargains
U
چانه زنی در معاملات معامله
bargained
U
چانه زنی در معاملات معامله
speculate
U
معاملات پرخطر انجام دادن
speculates
U
معاملات پرخطر انجام دادن
bargaining
U
چانه زنی در معاملات معامله
My capital is locked up in land.
U
سرمایه ام در معاملات زمین گیراست
bargain
U
چانه زنی در معاملات معامله
speculated
U
معاملات پرخطر انجام دادن
speculating
U
معاملات پرخطر انجام دادن
to play fair
U
مردانه و سر راست معامله کردن یا بازی کردن
quibbling
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbled
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibbles
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
quibble
U
زبان بازی کردن ایهام گویی کردن
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
exchange
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanges
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
wheeler-dealers
U
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
lawmerchant
U
قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
exchanging
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
wheeler-dealer
U
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
bill time draft
U
برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
date of grace
U
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
the iron interest
U
کسانی که در معاملات اهن علاقه مند هستند
played
U
بازی کردن
gallant
U
زن بازی کردن
toys
U
بازی کردن
bump
U
بازی کردن
played
U
رل بازی کردن
play
U
بازی کردن
To be acting. To put it on .
U
رل بازی کردن
miscast
U
بد بازی کردن
actuble
U
بازی کردن
rink
U
یخ بازی کردن
rinks
U
یخ بازی کردن
play
U
رل بازی کردن
play-acted
U
بازی کردن
twiddling
U
بازی کردن
headwork
U
با سر بازی کردن
moves
U
بازی کردن
play-acting
U
بازی کردن
play-act
U
بازی کردن
plays
U
رل بازی کردن
twiddled
U
بازی کردن
twiddles
U
بازی کردن
twiddle
U
بازی کردن
playing
U
بازی کردن
playing
U
رل بازی کردن
move
U
بازی کردن
playact
U
رل بازی کردن
play-acts
U
بازی کردن
toy
U
بازی کردن
moved
U
بازی کردن
plays
U
بازی کردن
foxing
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
foxes
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com