English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
overwatch U مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overwatch U مراقبت از حرکت بااتش
overwatch U پوشاندن حرکت
I have stopped dealing with him . U دیگربا اومعامله نمی کنم
conversion U استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
conversions U استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
ensures U مراقبت کردن در
insuring U مراقبت کردن در
ensuring U مراقبت کردن در
watching U مراقبت کردن
see to it U مراقبت کردن
insures U مراقبت کردن در
to llok U مراقبت کردن
to see after U مراقبت کردن
watches U مراقبت کردن
to see to it U مراقبت کردن
ensure U مراقبت کردن در
ensured U مراقبت کردن در
watch U مراقبت کردن
watched U مراقبت کردن
cared U محافظت کردن مراقبت
search U مراقبت کردن از زمین
searched U مراقبت کردن از زمین
searchingly U مراقبت کردن از زمین
to ensure something U مراقبت کردن در [چیزی]
area monitoring U مراقبت کردن از منطقه
care U محافظت کردن مراقبت
cares U محافظت کردن مراقبت
searches U مراقبت کردن از زمین
picketed U نرده کشیدن مراقبت کردن
picket U نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets U نرده کشیدن مراقبت کردن
circular scanning U مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
camouflaged U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
watching U مراقبت کردن موافبت کردن
watch U مراقبت کردن موافبت کردن
watched U مراقبت کردن موافبت کردن
watches U مراقبت کردن موافبت کردن
immerses U زیر اب کردن پوشاندن
coats U پوشاندن روکش کردن
immersed U زیر اب کردن پوشاندن
immerse U زیر اب کردن پوشاندن
coatings U پوشاندن روکش کردن
coat U پوشاندن روکش کردن
immersing U زیر اب کردن پوشاندن
sheath U غلافدار کردن پوشاندن
camouflages U مخفی کردن پوشاندن
coated U پوشاندن روکش کردن
sheathed U غلافدار کردن پوشاندن
camouflage U مخفی کردن پوشاندن
fan U پوشاندن پوشش کردن
fanned U پوشاندن پوشش کردن
fanning U پوشاندن پوشش کردن
fans U پوشاندن پوشش کردن
sheathe U غلافدار کردن پوشاندن
camouflaged U مخفی کردن پوشاندن
sheaths U غلافدار کردن پوشاندن
camouflaging U مخفی کردن پوشاندن
suffusing U پوشاندن اشباع کردن
concealment U پنهان کردن پوشاندن
sheathes U غلافدار کردن پوشاندن
suffuse U پوشاندن اشباع کردن
suffuses U پوشاندن اشباع کردن
suffused U پوشاندن اشباع کردن
crowns U تاج گذاری کردن پوشاندن
papering U یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
paper U یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
liquor U با روغن پوشاندن چرب کردن
papers U یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
becloud U با ابر پوشاندن تاریک کردن
able U لباس پوشاندن قوی کردن
crown U تاج گذاری کردن پوشاندن
tinplate U با قلع پوشاندن حلبی کردن
papered U یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
ablest U لباس پوشاندن قوی کردن
abler U لباس پوشاندن قوی کردن
liquors U با روغن پوشاندن چرب کردن
carbonize U باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
armor plate U زره دار کردن پوشاندن بازره
inundating U زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundate U زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundated U زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundates U زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
mats U بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
mat U بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
souse U بطور کامل پوشاندن حمله کردن
armed services U قسمتهای نیروهای مسلح یکانهای مسلح یکانهای نیروهای مسلح
espionage U جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
mountain troops U یکانهای کوهستانی
field commands U یکانهای رزمی
covering troops U یکانهای پوششی
chopline U خط حد یکانهای دریایی
corps troops U یکانهای سپاه
tactical troops U یکانهای تاکتیکی
subunits U یکانهای جزء
combat , elements U یکانهای رزمی
individual units U یکانهای مستقل
subunits U یکانهای وابسته
special troops U یکانهای مخصوص
combat support troops U یکانهای پشتیبانی رزمی
covering troops U یکانهای پوشش کننده
inactive installation U تاسیسات یا یکانهای بلااستفاده
advancing units U یکانهای پیشروی کننده
practical system U دستگاه یکانهای عملی
individual units U یکانهای منفرد یا مجزا
force basis U یکانهای مبنای هر قسمت
army troops U یکانهای رده ارتش
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
mine watching U عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
subordinate U تحت امر یکانهای تابعه
subordinates U تحت امر یکانهای تابعه
field commands U یکانهای صحرایی فرماندهیهای رزمی
subordinating U تحت امر یکانهای تابعه
subordinated U تحت امر یکانهای تابعه
sea tail U دنباله دریایی یکانهای هوارو
combined communication board U هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
supporting range U شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
army troops U عدههای ارتشی یکانهای نیروی زمینی
special troops U یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
supply arms U یکانهای تدارکاتی یا ادارات وقسمتهای امادی
mounting area U منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
smoke screen U پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
army training and evaluation program U برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
satellization U زیر امرقراردادن یکانهای غیرمشابه ازنظر رستهای
sea tail U بنه دریایی یکانهای هواروکه با کشتی حمل میشود
garrison forces U قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
incrust U با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
technical observer U بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
bedim U با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
surveillance U مراقبت
espial U مراقبت
ovservation U مراقبت
tendance U مراقبت
cares U مراقبت
cared U مراقبت
care U مراقبت
counter surveillance U ضد مراقبت
vigilance U مراقبت
unattended U بی مراقبت
watchful U مراقبت
eyesight U مراقبت
watchfulness U مراقبت
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
watchtowers U برج مراقبت
watchtower U برج مراقبت
day care U مراقبت در روز
listening watch U مراقبت به گوش
due care U مراقبت کافی
Medicare U مراقبت پزشکی
residential care U مراقبت پناهگاهی
ground surveillance U مراقبت زمینی
air search U مراقبت هوایی
air surveillance U مراقبت هوایی
animadversion U مراقبت مشاهده
acoustical surveillance U مراقبت صوتی
combat surveillance U مراقبت رزمی
area monitoring U مراقبت منطقهای
control towers U برج مراقبت
helical scanning U مراقبت مارپیچی
sea surveillance U مراقبت دریایی
watch tower U برج مراقبت
care of supplies U مراقبت اماد
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
radar scan U مراقبت بوسیله رادار
radar beacon U برج مراقبت رادار
harbor control tower U برج مراقبت بندر
sector of search U منطقه مراقبت رادار
attendances U ملازمت مراقبت رسیدگی
attendance U ملازمت مراقبت رسیدگی
surveillant U مراقبت کننده دیدبان
airborne beacon U برج مراقبت هوابرد
air beacon U برج مراقبت پایگاه
vigilance U مراقبت به گوش بودن
stake-outs U محل تحت مراقبت
stake-out U محل تحت مراقبت
under one's wing <idiom> U تحت مراقبت کسی
maintain U به خوبی مراقبت شده
maintained U به خوبی مراقبت شده
surveillance U دیدبانی و مراقبت از منطقه
care and handling U مراقبت و دستکاری وسایل
maintains U به خوبی مراقبت شده
lookouts U مراقبت عمل پاییدن
lookout U مراقبت عمل پاییدن
double up U مراقبت از مهاجم با دو مدافع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com