Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
truck mixing
U
مخلوط کردن بتن روی کامیون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ready-mix truck
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-truck mixer
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
cement truck
U
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
ready-mix truck
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
cement truck
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-truck mixer
U
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
admix
U
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
weapon carrier
U
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
auto rich
U
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
mell
U
مخلوط کردن
mingles
U
مخلوط کردن
hash
U
مخلوط کردن
blends
U
مخلوط کردن
melt
U
مخلوط کردن
mixing
U
مخلوط کردن
melts
U
مخلوط کردن
admix
U
مخلوط کردن
commix
U
مخلوط کردن
syncrasy
U
مخلوط کردن
confect
U
مخلوط کردن
intermingle
U
با هم مخلوط کردن
intermingled
U
با هم مخلوط کردن
puddles
U
مخلوط کردن
intermingles
U
با هم مخلوط کردن
mingled
U
مخلوط کردن
mingle
U
مخلوط کردن
intermingling
U
با هم مخلوط کردن
mingling
U
مخلوط کردن
puddle
U
مخلوط کردن
blend
U
مخلوط کردن
meddles
U
مخلوط کردن
meddled
U
مخلوط کردن
intermeddle
U
مخلوط کردن
meddle
U
مخلوط کردن
interlard
U
مخلوط کردن
carryall truck
U
کامیون حمل بار و بسته کامیون اتلیه حمل بار
shuffle
U
بهم مخلوط کردن
tempered
U
مخلوط کردن مزاج
mixes
U
مخلوط کردن ترکیب
temper
U
مخلوط کردن مزاج
etherize
U
بااتر مخلوط کردن
shuffling
U
بهم مخلوط کردن
shuffles
U
بهم مخلوط کردن
burdens
U
مخلوط کردن بار
shuffled
U
بهم مخلوط کردن
brandy
U
با کنیاک مخلوط کردن
mix
U
امیختن مخلوط کردن
ethylate
U
بااتیل مخلوط کردن
turn the mortar
U
مخلوط کردن ملات
brandies
U
با کنیاک مخلوط کردن
agitation
U
مخلوط کردن اشفتگی
tempers
U
مخلوط کردن مزاج
intermix
U
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
souse
U
با ترشی مخلوط کردن
mixes
U
امیختن مخلوط کردن
mix
U
مخلوط کردن ترکیب
commingle
U
بهم مخلوط کردن
burden
U
مخلوط کردن بار
cross loading
U
مخلوط کردن بارها
immingle
U
بهم امیختن مخلوط کردن
blender
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders
U
ماشین مخصوص مخلوط کردن
roil
U
مخلوط کردن سرگردان شدن
admix
U
مخلوط شدن امیزش کردن
gradate
U
درجه بندی کردن مخلوط کردن
sugars
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
sugar
U
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
platinize
U
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
blundering
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunders
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
premix
U
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
blundered
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunder
U
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
dry ginger
U
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
ming
U
ذکر کردن مخلوط کردن
blend
U
مخلوط کردن رقیق کردن
blends
U
مخلوط کردن رقیق کردن
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
trucking
U
کامیون
lorries
U
کامیون
cl
U
کامیون پر
lorry
U
کامیون
trucks
U
کامیون
cl
U
کامیون کامیون
camion
U
کامیون
vehicular
U
کامیون
truck vehicle
U
کامیون
truck
U
کامیون
road transport vehicle
U
کامیون
trucked
U
کامیون
truckload
U
یک کامیون پر
truckloads
U
یک کامیون پر
water injection
U
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
teamster
U
کامیون ران
truck trailer
U
ترایلر کامیون
small truck
U
کامیون کوچک
truck loading
U
سربار کامیون
vans
U
کامیون سر بسته
truckage
U
بارکشی با کامیون
wrecker
U
کامیون اخراجات
dump truck
U
کامیون کمپرسی
trucks
U
کامیون بارکش
motortruck
U
کامیون باری
van
U
کامیون سر بسته
wreckers
U
کامیون اخراجات
truck
U
کامیون بارکش
trucker
U
راننده کامیون
truckman
U
راننده کامیون
truckloads
U
به اندازهی یک کامیون
trucked
U
کامیون بارکش
truckload
U
به اندازهی یک کامیون
truckers
U
راننده کامیون
high speed truck
U
کامیون پردور
carload
U
یک بار کامیون
trucking
U
کامیون بارکش
stake truck
U
کامیون نرده دار
dump truck
U
کامیون زباله بر شهرداری
tow truck
U
کامیون جرثقیل دار
tow car
U
کامیون جرثقیل دار
cl
U
برحسب بار هر کامیون
fot
U
تحویل روی کامیون
Bobtail
[tractor unit]
[American English]
U
تراکتور
[کامیون بدون تریلر]
free on truck
U
تحویل کالا روی کامیون
tonner
U
کامیون دارای فرفیت معینی
dumper
U
ماشین حمل زباله کامیون تخلیه کن
to jackknife truck-trailers
U
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
truck trailer
U
ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
dilly
U
وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
truck mixer
U
بتن سازی که روی کامیون نصب شده است
container
U
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
containers
U
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
macedoine
U
مخلوط
blend
U
مخلوط
mixture
U
مخلوط
blending
U
مخلوط
mixed
U
مخلوط
compost
U
مخلوط
blent
U
مخلوط شد
blends
U
مخلوط
confused
U
مخلوط
admixtion
U
مخلوط
admixture
U
مخلوط
mixtures
U
مخلوط
composite
U
مخلوط
mixers
U
مخلوط کن
anti freeze mixture
U
مخلوط ضد یخ
hash
U
مخلوط
mixer
U
مخلوط کن
blenders
U
مخلوط کن
blender
U
مخلوط کن
laudanum
U
مخلوط افیون
powder mixer
U
گرد مخلوط کن
melange
U
مخلوط امیختگی
hot mixer
U
مخلوط کننده
gas mixture
U
مخلوط گاز
staffed
U
مخلوط سیمان و گچ
concrete mix
U
مخلوط بتن
staffs
U
مخلوط سیمان و گچ
lean mixture
U
مخلوط رقیق
cryogen
U
مخلوط سرمازا
unscourced wool
U
پشم مخلوط
proportioner
U
مخلوط کن شیمیایی
mixer
U
مخلوط کننده
porridge
U
چیز مخلوط
terpenoid
U
مخلوط باترپن
mixture
U
بتن مخلوط کن
mixture control
U
کنترل مخلوط
ternary mixture
U
مخلوط سه تایی
homogeneous mixture
U
مخلوط همگن
heterogeneous mixture
U
مخلوط ناهمگن
mixtures
U
بتن مخلوط کن
mixers
U
مخلوط کننده
staff
U
مخلوط سیمان و گچ
blends
U
مخلوط امیختگی
mixes
U
امیزه مخلوط
pug mill
U
اسیای گل مخلوط کن
mixing in place
U
امیختن در جا مخلوط در جا
duplex pressure proportioner
U
مخلوط کن دو فشاری
solid solution
U
کریستال مخلوط
azeotropic mixture
U
مخلوط ازئوتروپ
unadulterated
U
مخلوط نشده
immiscible
U
مخلوط نشدنی
mix
U
امیزه مخلوط
weak mixture
U
مخلوط ضعیف
intercarrier buzz
U
وزوز مخلوط
mix
U
مخلوط ترکیبی
intercarrier beat
U
زنه مخلوط
rich mix
U
مخلوط پر مایه
mixes
U
مخلوط ترکیبی
miscible
U
مخلوط شدنی
azeotropic mixture
U
مخلوط همجوش
crab cocktail
U
مخلوط خرچنگ
mixed crystal
U
کریستال مخلوط
batch mixer
U
مخلوط کن ضربهای
mixed semiconductor
U
نیمرسانای مخلوط
blend
U
مخلوط امیختگی
mixed glue
U
چسب مخلوط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com