English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to tap [phone line] U مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to tap somebody's telephone [line] U به خط تلفن کسی مخفیانه وصل کردن
to talk politics U گفتگوی سیاسی کردن
get by U مخفیانه پیشروی کردن
modem U وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
encroaches U تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
encroached U تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
encroach U تجاوز کردن تجاوز مخفیانه و غیر مجاز
ani U سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howlers U صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howler U صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
private talk U گفتگوی محرمانه
duologue U گفتگوی دو بدو
tete a tete U گفتگوی دوبدو
palaver U گفتگوی مفصل
talk politics U گفتگوی سیاسی
mensal conversation U گفتگوی سر میز
parleying U گفتگوی دو نفری
parley U گفتگوی دو نفری
it is four months old U در گفتگوی ازکودک
her majesty U در گفتگوی ملکه
his majesty U در گفتگوی ازپادشاه
parleys U گفتگوی دو نفری
parleyed U گفتگوی دو نفری
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
to speak of <idiom> U مهم ،گفتگوی با ارزش
magneto exchange U مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
stealthily U مخفیانه
furtively U مخفیانه
privily U مخفیانه
in secret U مخفیانه
secretly U مخفیانه
secret U مخفیانه
secrets U مخفیانه
huddles U کنفرانس مخفیانه
huddled U کنفرانس مخفیانه
huddling U کنفرانس مخفیانه
huddle U کنفرانس مخفیانه
in league with <idiom> U موافقت مخفیانه
covert U سری مخفیانه
private automatic branch exchange U یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephony U مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
in cahoots with <idiom> U مشارکت مخفیانه با کسی
under the counter <idiom> U مخفیانه فروخته شدن
telephone booth U کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booths U کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler U وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
Their eyes met. U آنها به هم زل زدند. [همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
phone U تلفن کردن
phoned U تلفن کردن
phoning U تلفن کردن
call up <idiom> U تلفن کردن
telephones U تلفن کردن
phones U تلفن کردن
telephoned U تلفن کردن
to ring up U تلفن کردن به
telephone U تلفن کردن
telephoning U تلفن کردن
ring up U به کسی تلفن کردن
ring off U قطع کردن تلفن
long distance U ازراه دور تلفن کردن
long-distance U ازراه دور تلفن کردن
phone U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
ring off U قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
phoning U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned U صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
snooped U بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoops U بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooping U بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoop U بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
to make a typing error [mistake] U اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن]
drops U نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
to make a typo [American E] U اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن]
to call 911 [American English] U تلفن اضطراری کردن [به پلیس یا آتش نشانی]
drop U نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped U نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping U نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] U اشتباه تایپ کردن صفحه [کلید یا تلفن]
phone U تلفن تلفن زدن
phoning U تلفن تلفن زدن
phones U تلفن تلفن زدن
phoned U تلفن تلفن زدن
phone U شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning U شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned U شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones U شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
dialled U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
audio U ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
calling dial U صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone conversation U گفتگوی تلفنی مذاکره تلفنی
telephone operation U طرز کار تلفن کار تلفن
download U 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
phone U تلفن
phoning U تلفن
service man U تلفن چی
phones U تلفن
operators U تلفن چی
phoned U تلفن
telephone circuit U خط تلفن
operator U تلفن چی
telephoned U تلفن
telephone line U خط تلفن
telephone operator U تلفن چی
telephone jack U جک تلفن
telephones U تلفن
telephone code U کد تلفن
telephone U تلفن
telephoning U تلفن
call boxes U اتاقک تلفن
headset U گوشی سر تلفن
dataphone U تلفن داده
call boxes U کیوسک تلفن
call boxes U تلفن صحرایی
headsets U گوشی سر تلفن
call box U کیوسک تلفن
telephone channel U کانال تلفن
ring U تلفن زدن
ring U تلفن حلقه
dataphone U تلفن دادهای
telephone exchange U مرکز تلفن
call box U اتاقک تلفن
call box U کابین تلفن
call box U تلفن صحرایی
switchboards U مرکز تلفن
call boxes U کابین تلفن
switchboard U مرکز تلفن
telephone exchanges U مرکز تلفن
central office U مرکز تلفن
telephoning U تلفن زدن
address book U دفترچه تلفن
telephone books U راهنمای تلفن
telephone books U دفتر تلفن
telephone book U راهنمای تلفن
telephone book U دفتر تلفن
telephone U تلفن زدن
handset U تلفن در یک قطعه
handsets U تلفن در یک قطعه
party line U خط خصوصی تلفن
party lines U خط خصوصی تلفن
radio-telephones U تلفن بی سیم
hand set U گوشی تلفن
extensions U تلفن فرعی
extension U تلفن فرعی
telephones U تلفن زدن
radio telephone U تلفن بی سیم
ring up <idiom> U تلفن زدن
radio-telephone U تلفن بی سیم
telephoned U تلفن زدن
extension telephone U تلفن فرعی
telephone numbers U شماره تلفن
telephone number U شماره تلفن
telephone directory U کتاب تلفن
telephone directories U کتاب تلفن
central U تلفن چی مرکزی
receiver U گوشی تلفن
receivers U گوشی تلفن
radio telephony U تلفن بیسیم
radiophone U تلفن بیسیم
radiotelephone U تلفن بی سیم
telephone box U کیوسک تلفن
hot line U تلفن قرمز
earphones U گوشی تلفن
earphone U گوشی تلفن
telephone booths U کیوسک تلفن
telephone booths U اتاقک تلفن
telephone booth U کیوسک تلفن
telephone booth U اتاقک تلفن
photophone U تلفن نوری
telephone cabin U کیوسک تلفن
telephone boxes U کیوسک تلفن
hot lines U تلفن قرمز
boat telephone U تلفن ساحلی
hot U خط تلفن مستقیم
telephone conduit U کانال تلفن
personal U شماره تلفن ها
telephone cord U بند تلفن
telephone current U جریان تلفن
telephone density U تراکم تلفن
telephoner U تلفن کننده
telephony U علم تلفن
telephone earphone U گوشی تلفن
telephone equipment U دستگاه تلفن
telephore e. U مرکز تلفن
telephone equipment U تجهیزات تلفن
telephone fuse U فیوز تلفن
auto U شماره تلفن
telephone condenser U خازن تلفن
telephone circuit U مدار تلفن
telephone transformer U مبدل تلفن
table telephone U تلفن رومیزی
hotter U خط تلفن مستقیم
telephone station U تلفن خانه
telephone switching technique U فن سوئیچینگ تلفن
telephone system U سیستم تلفن
telephnone book U دفتر تلفن
telephone d. U دفتر تلفن
telephone cable U کابل تلفن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com