English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rezone U محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to tip something [British E] U ذخیره کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] U رسوب کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] U ته نشین شدن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
bioecology U رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
inverting U تغییر اعداد در محیط دودویی
inverts U تغییر اعداد در محیط دودویی
invert U تغییر اعداد در محیط دودویی
variable area nozzle U نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
stenotopic U دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
sere U تغییر وسیر تکاملی محیط زیست گیاهان وجانوران خشک
demarcation U نشان دادن اختلاف بین دو محیط
environmental test U ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
archive U قرار دادن داده در محیط ذخیره سازی
to greenwash U نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
window U تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
acid alkylation U الکیل دار کردن در محیط اسیدی
affect U لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
affects U لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
mediums U محیط
entourage U محیط
entourages U محیط
medium U محیط
outward things U محیط
girth U محیط
environment U محیط
ambience U محیط
surroundings U محیط
perimeter U محیط
periphery U محیط
ambiance U محیط
outsides U محیط
perimeters U محیط
spheres U محیط
circumference U محیط
sphere U محیط
peripheries U محیط
girths U محیط
environments U محیط
millieu U محیط
lapped U محیط
circuity U محیط
outlines U محیط
milieux U محیط
lap U محیط
outlining U محیط
settings U محیط
circumferences U محیط
outlined U محیط
milieus U محیط
outline U محیط
outside U محیط
setting U محیط
milieu U محیط
workbenches U محیط کاری
workbench U محیط کاری
operational environment U محیط عملیاتی
atmospheric environement U محیط جوی
perimeter [circumference] of a circle U محیط دایره
operational environment U محیط فعالیت
milieu U محیط اجتماعی
bonification U به سازی محیط
induced environment U محیط القایی
bodification U بهسازی محیط
comprehensive U وسیع محیط
windowing environment U محیط پنجرهای
dispersive medium U محیط پخش
dispersion medium U محیط پاشندگی
in vivo U در محیط طبیعی
in vitro U در محیط مصنوعی
shelf environment U محیط کم عمق
circumference U محیط دایره
ambient pressure U فشار محیط
ambient temperature U دمای محیط
milieux U محیط اجتماعی
circumferences U محیط دایره
milieus U محیط اجتماعی
ill neighboured U دارای محیط بد
perimeters U پیرامون محیط
mixed environment U محیط درهم
environmentalists U محیط نگر
periphery U محیط حدود
milieu therapy U محیط درمانی
threptic U محیط زاد
environmentalist U محیط نگر
perimeter U پیرامون محیط
miseenscene U محیط کلی
living environment U محیط زنده
medium U محیط کشت
mediums U محیط کشت
peripheries U محیط حدود
environment U محیط زیست
environment architecture U معماری محیط
therapeutic millieu U محیط درمانی
polarization of a medium U قطبش محیط
silhouettes U محیط مریی
acclimatization U سازش با محیط
circled U محیط دایره
circles U محیط دایره
circle U محیط دایره
silhouette U محیط مریی
social milieu U محیط اجتماعی
contour U محیط مرئی
circling U محیط دایره
psychological environment U محیط روانی
climate for growth U محیط رشد
circumambient U محیط دورگردیدن
environments U محیط زیست
environmental protection U حفاظت محیط زیست
environmental psychology U روانشناسی محیط نگر
environment U محیط یا موقعیتهای فیزیکی
metaerg U صفت محیط زاد
environmetal protection U حمایت محیط زیستی
eco- U پیشوند محیط پرگیر
misfits U غیر متجانس با محیط
collapse design U محاسبه در محیط خمیری
accommodations U سازش با مقتضیات محیط
misfit U غیر متجانس با محیط
environmentalist U محیط زیست شناس
environmentalist U محیط زیست گرا
terrestrial environment U وضع محیط زمین
environments U محیط یا موقعیتهای فیزیکی
environmentalists U محیط زیست شناس
data base environment U محیط پایگاه داده
environmentalism U محیط زیست شناسی
archibenthal enviroment U محیط ژرف اقیانوس
environmentalists U محیط زیست گرا
environmentalism U محیط زیست گرایی
domain knowledge U دانش محیط کاربرد
circumstance U شرایط محیط اهمیت
outsides U محیط دست بالا
bonification scheme U طرح بهسازی محیط
outside U محیط دست بالا
acid catalysis U کاتالیزور در محیط اسیدی
elements U محیط طبیعی اخشیج
psychonomics U محیط شناسی روانی
environmental conservation U حفافت محیط زیست
induced environment U محیط القا شده
atlantic U دریای محیط غربی
acid cure U پخت در محیط اسیدی
derealization U دگرسان بینی محیط
accommodation U سازش با مقتضیات محیط
element U محیط طبیعی اخشیج
peripheral U دورهای وابسته به محیط
it is meters U محیط ان دومتر است
great circle U بزرگترین دایره محیط یک کره
acclimatation U توافق بااب و هوای یک محیط
tests U محیط ی برای آزمایش برنامه ها
tested U محیط ی برای آزمایش برنامه ها
element U عامل اصلی محیط طبیعی
eupelagic environment U محیط زیر لایه زیرین
contamination U عدم خلوص و یکنواختی محیط
living environment U جانداران محیط زیوندگان- پرمون
elastic design U طرح و محاسبه در محیط ارتجاعی
test U محیط ی برای آزمایش برنامه ها
acclimatization U توافق بااب و هوای یک محیط
climb the wall <idiom> U از محیط خسته وعصبانی شدن
elements U عامل اصلی محیط طبیعی
move U تغییر دادن محل چیزی
movement U تغییر دادن محل چیزی
moved U تغییر دادن محل چیزی
moves U تغییر دادن محل چیزی
accomodation U تطبیق طرز زندگی با محیط همراهی
contour U محیط مریی دوره میزان منحنی
oxydizing agents U مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
environmental services U دوایر خدمات بهسازی محیط زیست
the outer world U مردمی که بیرون از محیط شخص هستند
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
alternated U برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
alternate U برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
the Green Dot® [recycling symbol] U علامت نقطه سبز [بازچرخی در محیط زیست]
alternates U برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
ecesis U نقل وانتقال جانور یا گیاه به محیط تازه
environmental refugee U پناهنده محیط زیستی [بوم شناسی ] [سیاست]
archive U کپی ای که در محیط ذخیره سازی نگهداری میشود.
extraterrestrial U بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
music track U تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
track [on a sound recording medium] U تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
extraterrestrials U بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
airspeeds U سرعت هواپیما نسبت به هوای محیط خود
airspeed U سرعت هواپیما نسبت به هوای محیط خود
autecology U مبحث شناسایی محیط زندگی انفرادی موجودات
modifying U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
isoperimetry U گفتار در شکل هایی که محیط هاشان برابر است
virtual U شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
cenogenesis U تغییراتی که بعلت عادت به محیط وهمزیستی درجنس یانژاد
cabin supercharger U کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
varies U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
annulus U دایرهای که بوسیلهء گردش یک دایره وراء محیط خودتشکیل گردد
ecology U علم عادت وطرز زندگی موجودات ونسبت انها با محیط
eurytopic U دارای قدرت تحمل زیاد نسبت به تغییرات عوامل محیط
integrated U محیط اداره که همه عملیات با کامپیوتر مرکزی انجام می شوند
cabin blower U در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
greenwash U نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
cassion discase U تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
Plans for the dam have been rejected by environmentalists. U برنامه ریزیها برای سد از طرف محیط زیست شناسان رد شده است.
dendrochronology U دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
casework U مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com