English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
grader U ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
products U ول مواد لازم برای تولید یک محصول
product U ول مواد لازم برای تولید یک محصول
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
direct reading dial U درجه بندی برای قرائت مستقیم
rating U طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings U طبقه بندی کردن درجه بندی
masks U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
mask U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
ApacheÔ HTTPD U معروفترین محصول نرم افزاری وب سرور که مانند یک بزرگراه آماده است و به شما برای نصب وب سرور امکان میدهد
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
grades U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade U درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
cad U محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads U محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
rates U درجه بندی کردن
graduates U درجه بندی کردن
rate U درجه بندی کردن
grade U درجه بندی کردن
graduating U درجه بندی کردن
graduate U درجه بندی کردن
echelonment U درجه بندی کردن
grades U درجه بندی کردن
grades U نوع درجه بندی کردن
grade U نوع درجه بندی کردن
ranked U درجه دادن دسته بندی کردن
ranks U درجه دادن دسته بندی کردن
rank U درجه دادن دسته بندی کردن
evaluation rating U درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
clock U ماشینی که زمان را نشان میدهد
clocks U ماشینی که زمان را نشان میدهد
high grade product U محصول درجه یک
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
represent U عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represented U عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represents U عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
soil conservation U مهیا کردن خاک برای محصول بخصوصی
dial U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled U تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
gaduate U درجه بندی کردن تغلیظ کردن
gradate U درجه بندی کردن مخلوط کردن
segregation U جدا کردن درجه بندی کردن
keying material U مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
magnaflux U نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
regrade U تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
disperse U [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
tightening material U مواد اب بندی کننده
electronic U سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
food rationing U جیره بندی مواد غذائی
privacy act of قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
sympathetic detonation U انفجاری که دراثر انفجار مواد منفجره دیگررخ میدهد
bacteriolysis U مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
calibrated U درجه بندی
gradation U درجه بندی
ratings U درجه بندی
rating U درجه بندی
scaling U درجه بندی
gradations U درجه بندی
grading U درجه بندی
calibrates U درجه بندی
grades U درجه بندی
graduation U درجه بندی
scale U درجه بندی
calibrating U درجه بندی
calibrate U درجه بندی
grade U درجه بندی
calibration U درجه بندی
ground landlord U کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
wringer U ماشینی که برای چلاندن چیزی بکارمی رود
logarithmic scale U درجه بندی لگاریتمی
linear scale U درجه بندی خطی
merit rating U درجه بندی شایستگی
scscalable U قابل درجه بندی
graduation line U خط درجه بندی شده
grade U درجه بندی رتبه
peer rating U درجه بندی همسالان
performance rating U درجه بندی عملکرد
credit rating U درجه بندی اعتبار
grades U درجه بندی رتبه
intergradation U درجه بندی داخلی
calibration constant U ثابت درجه بندی
ratee U درجه بندی شونده
calibration curve U منحنی درجه بندی
rater U درجه بندی کننده
rating scale U مقیاس درجه بندی
rating schedule U مقیاس درجه بندی
calibration error U خطای درجه بندی
catchall U بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
form utility U کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
reperforator U ماشینی که نوارکاغذی را سوراخ میکند برای دریافت سیگنال
trick U درجه بندی عدسی دوربین
graphic rating scale U مقیاس درجه بندی نگارهای
forced distribution rating U درجه بندی با توزیع معین
dan gup jeado U سیستم درجه بندی تکواندو
maximum scale value U مقدار درجه بندی حداکثر
tricked U درجه بندی عدسی دوربین
tricking U درجه بندی عدسی دوربین
suppliers rating U درجه بندی نمودن فروشنده ها
unscourced wool U پشم درجه بندی نشده
gig U ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
them U بانها
directors U نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
director U نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
reseau U شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
pilot engine U ماشینی که راه را برای ماشین دیگر صاف و اماده میسازد
burster U ماشینی که برای جداکردن انبوهی زا صفحات کاغذ به کار می رود
dial collar U طوقه یا حلقه درجه بندی شده
grand division U مقیاس درجه بندی بزرگ طبلک
degree of difficulty U درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
graduate collar U حلقه یا طوقه درجه بندی شده
printed U عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
print U عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
prints U عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
blowout disc U دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
transparently U نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent U نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
eurhythmy U ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurythmy U ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
cam U استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
cams U استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
HTTP U دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
color value U درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
designs U مشخصاتی برای طراحی یک محصول
design U مشخصاتی برای طراحی یک محصول
cable rigging tension chart U جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
products U محصول تولید شده برای فروش
product U محصول تولید شده برای فروش
collator U ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
stern attack U در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
personalize U تنظیم یا تط بیق یک محصول برای کاربر خاص
developments U زمان لازم برای توسعه محصول جدید
development U زمان لازم برای توسعه محصول جدید
materials U مادهای که برای استفاده اتمام محصول به کار می رود
material U مادهای که برای استفاده اتمام محصول به کار می رود
dopes U مواد مخدرغیرمجاز برای اسب
mantling U مواد لازم برای پوشش
productions U ساخت مواد برای فروش
production U ساخت مواد برای فروش
dope U مواد مخدرغیرمجاز برای اسب
hooks U کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hook U کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
escape character U کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
dummies U محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
dummy U محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
ambrosia U خوراک خدایان که زندگی جاوید بانها میداده مائدهء بهشتی
chronology U تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
barrier material U مواد لازم برای ساختن موانع
mock-ups U مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
modular U با اتصال بلاکهای کوچک به هم برای تولید محصول مط ابق میل کاربر
mock-up U مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
HTML U مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
exchange U دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged U دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging U دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanges U دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
punches U کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched U کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punch U کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
report program generator U زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
media U مواد مغناطیسی برای ذخیره سیگنالها مثل دیسک و نوار و.
mechanization U ماشینی کردن
k ration U بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
spray attack U پخش مواد شیمیایی وبیولوژیکی از راه هوا برای تولید تلفات
dan U درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
One point for you. U یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
vernier U درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
regularised U منظم کردن
regularize U منظم کردن
regularising U منظم کردن
regularized U منظم کردن
regularises U منظم کردن
regulater U منظم کردن
regularizes U منظم کردن
regularizing U منظم کردن
to set to rights U منظم کردن
arrays U منظم کردن
array U منظم کردن
shipshape U منظم کردن
to set in order U منظم کردن
order U منظم کردن
agricultural mechanization U ماشینی کردن کشاورزی
to start a car [to crank a car] [American English] U ماشینی را روشن کردن
to frisk [a person] U دست روی بدن کسی کشیدن [در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
tasking U سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
pick up U کندن منظم کردن
systemmatize U منظم یامرتب کردن
tidiest U پاکیزه منظم کردن
shipshape U مرتب کردن منظم
rank U اراستن منظم کردن
tidier U پاکیزه منظم کردن
tidies U پاکیزه منظم کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com