English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
agricultural mechanization U ماشینی کردن کشاورزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
agribusiness U تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
farm technology U روش فنی کشاورزی تکنولوژی کشاورزی
masks U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
mask U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
elevator U انبار غله | [کشاورزی] | جای غله خیز [کشاورزی]
to follow the plough U کشاورزی کردن
mechanization U ماشینی کردن
to start a car [to crank a car] [American English] U ماشینی را روشن کردن
serviced U ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
service U ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
loop pile U پرزهای حلقوی [این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
mechanizing U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
grader U ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
rural U کشاورزی
agronomic U کشاورزی
agronomy U کشاورزی
arboretum U کشاورزی
plantership U کشاورزی
tillage U کشاورزی
farming U کشاورزی
husbandry U کشاورزی
agricultural U کشاورزی
agriculture U کشاورزی
agriculture U کشاورزی برزگری
agricultural sector U بخش کشاورزی
extensive agriculture U کشاورزی سطحی
manure U کود کشاورزی
agricultural revolution U انقلاب کشاورزی
agricultral waste U پسماند کشاورزی
agricultural cooperatives U تعاونیهای کشاورزی
agricultural credit U اعتبار کشاورزی
agricultural economics U اقتصاد کشاورزی
agricultural implements U الات کشاورزی
vegetable soil U خاک کشاورزی
agricultural investigation U تجسسات کشاورزی
agricultural fluctuations U نوسانهای کشاورزی
agricultural products U محصولات کشاورزی
agricultural projects U طرحهای کشاورزی
farm surplus U مازاد کشاورزی
farm yields U بازده کشاورزی
farm labors U کارگران کشاورزی
farming U کشاورزی برزیگری
agricultural pollution U الودگی کشاورزی
extensive agriculture U کشاورزی وسیع
gig U ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
agriculturist U دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
agriculturalist U دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
sovkhoz U موسسه کشاورزی وروستایی
hay loader U لودر یونجه [کشاورزی]
agricultural support policy U سیاست حمایت از کشاورزی
elevator U انبار دانه [کشاورزی]
agricultural extension services U خدمات ترویج کشاورزی
agricultural planning U برنامه ریزی کشاورزی
ageicultural U مربوطبه کشاورزی یاکشتکاری
raw produce U محصول طبیعی یا کشاورزی
extensive agricultuse U کشاورزی غیر محدود
agroecosystem U بوم سازگان کشاورزی
outturn U محصول کشاورزی یاصنعتی
geoponic U مربوط به کشاورزی یاکشتکاری
georgic U وابسته به کشاورزی روستایی
anticrop agent U عامل ضدمحصولات کشاورزی
mechanic U ماشینی
mechanician U ماشینی
machine made U ماشینی
mechanical U ماشینی
mechanized U ماشینی
farm price supports U حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
He reanimated the Iranian agriculture. U کشاورزی ایران رازنده کرد
hacienda U بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
agricultural labor productivity U بهره دهی کارگر کشاورزی
power saw U اره ماشینی
robots U ادم ماشینی
mechanical translation U ترجمه ماشینی
mechanical production U تولید ماشینی
mechanized U ماشینی شده
drill press vise U گیره ماشینی
artificial intelligence U هوش ماشینی
robot U ادم ماشینی
mechanical language U زبان ماشینی
mechanized data U دادههای ماشینی
tufted rugs U فرش ماشینی
manipulator U دست ماشینی
octane U سوخت ماشینی
automaton U ادم ماشینی
machine tool U ابزار ماشینی
machine tools U ابزار ماشینی
mass production U تولید ماشینی
machine welding U جوشکاری ماشینی
machine shop tool U ابزار ماشینی
machine ringing U زنگ ماشینی
mechanical translator U مترجم ماشینی
machine translation U ترجمه ماشینی
lawn sprinkler U اب پاش ماشینی
mechanisms U قطعه ماشینی
factory rugs U فرش ماشینی
mechanism U قطعه ماشینی
automatons U ادم ماشینی
mechanical welding U جوشکاری ماشینی
mechnical U ماشینی صنعتی
machinery steel U فولاد ماشینی
agricultural price policy U سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
basic crops U محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
granger U عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
mechanistic theory U نظریه ماشینی نگری
machine shop U کارگاه محاسبات ماشینی
machinery castings U ریخته گری ماشینی
crosscut saw U اره گرد ماشینی
automation U ماشینی شدن تولید
gynoid U نوع زن ادم ماشینی
man machine systems U نظامهای انسانی- ماشینی
decollator U ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
winepress U ماشینی که اب انگور رامیگیرد چرخشت
barker U کارگر یا ماشینی که پوست میکند
automaton U ماشینی که کارهای انسان را میکند
Machine- made carpets . U فرشهای ماشینی ( غیر دستباف )
ingrain U فرش ماشینی دو رو و تمام پشم
clock U ماشینی که زمان را نشان میدهد
clocks U ماشینی که زمان را نشان میدهد
bordering machine U ماشینی که لبه لوله ها را خم میکند
droid U یک ادم ماشینی شبیه انسان
automatons U ماشینی که کارهای انسان را میکند
business U ماشینی که در شرکت استفاده میشود
businesses U ماشینی که در شرکت استفاده میشود
combine [combine harvester] U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
latifundium U ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
extensive cultivation U بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
harvester-thresher [rare] U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester U کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
caloric engine U ماشینی که باهوای گرم حرکت میکند
weighing machine U ترازوی ماشینی ماشین سنجش قنطارکش
automation U افزایش تولید در اثر ماشینی شدن
saw doctor U ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
badge reader U ماشینی که داده را از یک نشانه مشخصات می خواند
appliance U ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
pulsator U ماشینی که الماس را از خاک جدا میکند
appliances U ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
card U ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
cards U ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
manifolder U ماشینی که چندین تسخه باکاغذ بر گردان بر میدارد
to crap out U خراب بودن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to conk out U کار نکردن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
self feeder U ماشینی که موادلازمه ازطرف خودش بدان میرسد
wringer U ماشینی که برای چلاندن چیزی بکارمی رود
perforator U ماشینی که روی کاغذ سوراخها را پانج میکند
manifold writer U ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
to crap out U کار نکردن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to have packed up [British E] U کار نکردن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to have packed up [British E] U خراب بودن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
to conk out U خراب بودن [دستگاهی یا ماشینی] [اصطلاح روزمره]
wright U کسی که به کارهای ماشینی و ساختن ان اشتغال دارد
injection engine U ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
reperforator U ماشینی که نوارکاغذی را سوراخ میکند برای دریافت سیگنال
wiretapper U جاسوس یا ماشینی که مکالمات را بطور سری ضبط میکند
DDC U ماشینی که به صورت خودکار توسط یک ماشین کار میکند
CNC U ماشینی که به طور خودکار توسط کامپیوتر اجرا میشود
pilot engine U ماشینی که راه را برای ماشین دیگر صاف و اماده میسازد
burster U ماشینی که برای جداکردن انبوهی زا صفحات کاغذ به کار می رود
power loom U ماشین بافندگی [در بافت فرش های ماشینی از آن استفاده می شود.]
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
cash dispensers U ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash dispenser U ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
dnc U Control Numerial Direct روش کنترل کامپیوتری وسائل ماشینی خودکار
compacted U ماشینی که داده دیجیتال را از CDمی خواند و آن رابه حالت اصلی بر میگرداند
compacts U ماشینی که داده دیجیتال را از CDمی خواند و آن رابه حالت اصلی بر میگرداند
cam U استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
compacting U ماشینی که داده دیجیتال را از CDمی خواند و آن رابه حالت اصلی بر میگرداند
robotics U زمینهای در هوش مصنوعی که مورد طراحی تولید و کاربردادم ماشینی است
compact U ماشینی که داده دیجیتال را از CDمی خواند و آن رابه حالت اصلی بر میگرداند
cams U استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
reperforator U ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
food and agricultural organization U از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
collator U ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
anticrop operations U عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
new deal U برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
slewing U سرعت حرکت ابزارهای ماشینی کنترل شده عددی ازیک محل به محل دیگر
magnetic tape U ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
magnetic tapes U ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
agroecosystem U اکوسیستم کشاورزی اکوسیستم زراعی
object code U خروجی یک کامپایلر یا اسمبلرکه خود کد ماشینی قابل اجرابوده یا برای پردازش بیشتربه منظور تولید چنین کدی مناسب است کد مقصود برنامه مقصود
readers U ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
reader U ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
cross compiler U کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
hook U کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hooks U کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
napping waste U ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
brussels U دار الکتریکی یا ژاکارد که در تهیه فرش های ماشینی بکار رفته، تارها روی بوبین در بالای ماشین قرار گرفته و بسته به نیاز باز می شوند [شبیه دار کرمانی] و در آن حلقه های نخ پود بصورت بریده شده رها می گردد
jute fiber U [الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
Jacquard loom U ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com