English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
apprise U قیمت کردن
apprises U قیمت کردن
apprising U قیمت کردن
value U قیمت کردن
values U قیمت کردن
valuing U قیمت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
deflate U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflated U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
bull U گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls U گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
evaluate U تقویم کردن قیمت کردن
evaluated U تقویم کردن قیمت کردن
evaluates U تقویم کردن قیمت کردن
evaluating U تقویم کردن قیمت کردن
bid U خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
bids U خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
cost U قیمت گذاری کردن
appraisal U تعیین قیمت کردن
appraisals U تعیین قیمت کردن
appraise U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
overcharge U در قیمت اجحاف کردن
overcharge U قیمت اضافی غلو کردن
overcharged U در قیمت اجحاف کردن
overcharged U قیمت اضافی غلو کردن
overcharges U در قیمت اجحاف کردن
overcharges U قیمت اضافی غلو کردن
overcharging U در قیمت اجحاف کردن
overcharging U قیمت اضافی غلو کردن
cost center U قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
price market U وضع کردن قیمت در انحصار
price setter U قیمت وضع کردن در انحصار
price taker U قیمت را داده شده فرض کردن
rig the market U با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
To sell at coast price . U مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
loom time U مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
Other Matches
kinked demand curve U و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price U قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
current standard cost U مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing U تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software U نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice U قیمت پایین تراز قیمت بازار
value added U قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering U سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
list price U فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
shadow price U شبه قیمت قیمت ضمنی
last price U اخرین قیمت حداقل قیمت
normal price U قیمت عادی قیمت معمولی
quantum valebat U در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
spiral of wages and prices U حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
tacit collusion U حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing U قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover U دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
quotation U قیمت
quotations U قیمت
value U قیمت
high priced U پر قیمت
above rubies U بی قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif& U قیمت
price U قیمت
treasure U ذی قیمت
cost U قیمت
worth U قیمت
equivalent U هم قیمت
valuing U قیمت
bourse U قیمت
wage price spiral U قیمت
values U قیمت
invalued U بی قیمت
nominal U کم قیمت
priceless U بی قیمت
valueless U بی قیمت
all in price U قیمت کل
price limit U حد قیمت
wage price guideline U قیمت
equivalents U هم قیمت
price line U خط قیمت
At the price of. At the cost of . U به قیمت
cif U قیمت
set (one) back <idiom> U قیمت
PR U قیمت
prices U قیمت
regular price U قیمت عادی
appraisable U قیمت کردنی
normal price U قیمت متعارف
final price U قیمت نهائی
buying price U قیمت خرید
support price U قیمت حمایتی
standard price U قیمت پایه
actual price U قیمت واقعی
normal price U قیمت عادی
asking price U قیمت آخر
shadow price U قیمت سایهای
final price U اخرین قیمت
nominal value U قیمت اسمی
lump sums U قیمت مقطوع
nominal price U قیمت اسمی
half fare U نصف قیمت
nominal price U قیمت عادی
diseconomy U ترقی قیمت ها
catalogue price U قیمت کاتالوگ
price chiseling U تقلب در قیمت
basis U قیمت واحد
big ticket U گران قیمت
reasonable price U قیمت معقول
reasonable price U قیمت عادله
least price U حداقل قیمت
price floor U حداقل قیمت
cost push U فشار قیمت
supply price U قیمت تولیدکننده
competitive price U قیمت رقابتی
selling price U قیمت فروش
list price U قیمت فاکتور
freightage U قیمت حمل
constant cost U قیمت ثابت
priceless U بسیار پر قیمت
estimated U قیمت شهرت
estimating U قیمت شهرت
slashes U قیمت را شکستن
slashes U قیمت راشکستن
estimates U قیمت شهرت
slash U قیمت راشکستن
slash U قیمت را شکستن
slashed U قیمت راشکستن
supply price U قیمت عرضه
competitive price U قیمت جاری
low price U قیمت کمتر
low price U قیمت پائین
cash price U قیمت نقدی
advalorem U از روی قیمت
conversion price U قیمت تبدیل
fixed price U قیمت ثابت
repurchase price U قیمت بازخرید
advalorem U به نسبت قیمت
estimate U قیمت شهرت
offering price U قیمت پیشنهادی
oil price U قیمت نفت
slashed U قیمت را شکستن
accounting price U قیمت محاسبه
cut rate U تنزل قیمت
price responsiveness U کشش قیمت
price reduction U کاهش قیمت
price ratio U نسبت قیمت
price list U لیست قیمت
price list U فهرست قیمت
price level U سطح قیمت
spot price U قیمت نقدی
appraisal U تعیین قیمت
appraisals U تعیین قیمت
price tag U اتیکت قیمت
deflation U تنزل قیمت
price system U نظام قیمت
price support U حمایت قیمت
price support U تایید قیمت
price stabilization U ثبات قیمت
price stabilization U تثبیت قیمت
price stability U ثبات قیمت
price stability U تثبیت قیمت
appreciation U ترقی قیمت
price discrimination U تبعیض قیمت
decrease in value U نقص قیمت
price differential U تفاوت قیمت
price determination U تعیین قیمت
worthless U ناچیز و بی قیمت
price adjustment U تعدیل قیمت
price ceilings U سقف قیمت
sopt price U قیمت روز
price control U کنترل قیمت
price effect U اثر قیمت
price elasticity U کشش قیمت
price elasticity U حساسیت قیمت
price index U شاخص قیمت
price increase U ترقی قیمت
price homogeneity U همگنی قیمت
price freezing U تثبیت قیمت
price freezing U انجماد قیمت
sopt price U قیمت نقد
price freeze U تثبیت قیمت ها
price ceilings U حداکثر قیمت
price ceilings U تثبیت قیمت
accounting price U قیمت حسابداری
bottom price U حداقل قیمت
bottom price U کمترین قیمت
parity price U قیمت مشابه
parity price U قیمت لایتغیر
last price U قیمت اخر
at a knock-down price U به قیمت مفت
historical cost U قیمت متعادل
historical cost U قیمت بازار
highest price U بیشترین قیمت
cost unit U قیمت واحد
absolute price U قیمت مطلق
standard price U قیمت استاندارد
high dollar value U سنگین قیمت
high value U گران قیمت
highest price U بالاترین قیمت
price cut to the bone U کمترین قیمت
rock-bottom price U کمترین قیمت
just price U قیمت منصفانه
just price U قیمت عادلانه
quotes U قیمت دادن
quoted U قیمت دادن
quote U قیمت دادن
price U قیمت گذاشتن
prizer U قیمت گذار
prices U قیمت گذاشتن
pricer U قیمت گذار
break up value U قیمت رهایی
crash price U قیمت مفت
current price U قیمت جاری
give-away price U قیمت مفت
price leadership U رهبری قیمت
purchase money U قیمت جنس
incentive price U قیمت تشویقی
incentive price U قیمت محرک
freight U قیمت حمل
price theory U نظریه قیمت
lump sum U قیمت مقطوع
at any cost U بهر قیمت
target price U قیمت موردنظر
valuers U قیمت گذار
base price U قیمت مبنا
close price U قیمت نزدیک
basic price U قیمت پایه
minimum charge U حداقل قیمت
excess price U قیمت اضافی
unit price U واحد قیمت
half price U نصف قیمت
claimers U اسبهای هم قیمت
equilibrium price U قیمت تعادل
monopoly price U قیمت انحصاری
fair price U قیمت مناسب
charm price U قیمت چشمگیر
underpricing U کم قیمت گذاشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com