English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (5662 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shell game U قمار با گردو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
walnut U درخت گردو چوب گردو
walnuts U درخت گردو چوب گردو
walnut U گردو
nuttier U پر گردو
nuttiest U پر گردو
nutty U پر گردو
walnuts U گردو
nuttree U درخت گردو
shell game U گردو بازی
nutarian U گردو خور
nutter U گردو جمع کن
nutters U گردو جمع کن
walnut tree U درخت گردو
beads U گچبری گردو کوچک
bead U گچبری گردو کوچک
sundaes U بستنی ومغز گردو
sundae U بستنی ومغز گردو
dust respirator U ماسک ضد گردو غبار
Peeled walnuts ( hazelnuts) U مغز گردو (فندوق )
nutting U گردو جمع کنی
He cracks walnuts with his tail . <proverb> U با دمش گردو مى شکند .
To feel on top of the world. U با دم خود گردو شکستن
nut oil U روغن گردو یا فندق
to make a dust U گردو خاک بلند کردن
goody U چیز خوردنی مغز گردو و غیره
goodies U چیز خوردنی مغز گردو و غیره
hazarding U قمار
gambled U قمار
hazard U قمار
gambling U قمار
gambles U قمار
gamble U قمار
hazards U قمار
hazarded U قمار
gamester U قمار باز
hazardously U بطور قمار
game of chance U بازی قمار
gamble away U قمار کردن
gaming house U قمار خانه
gambling house U قمار خانه
die U بخت قمار
gambles U قمار کردن
crap U نوعی قمار
gamble U قمار کردن
crapped U نوعی قمار
crapping U نوعی قمار
gambling U قمار بازی
gambler U قمار باز
gamblers U قمار باز
gaming U قمار بازی
gambled U قمار کردن
stakeholder U نگهدارنده بانک در قمار
satellitic U وابسته به قمار سیارات
piker U قمار بازکم جرات
gambing and betting U قمار و شرط بندی
skin game U قمار از روی تقلب
roulette U اسباب قمار چرخان
tombolas U نوعی قمار شبیه لوتو
roulette U رولت بارولت قمار کردن
craps U نوعی بازی قمار باطاس
tombola U نوعی قمار شبیه لوتو
gamble U شرط بندی کردن قمار
cardsharp U برگ زن قمار باز متقلب
gambles U شرط بندی کردن قمار
gambled U شرط بندی کردن قمار
faro U نوعی بازی قمار شبیه بانک
gambled away <adj.> U بوسیله قمار از دست داده [اصطلاح روزمره]
street betting U جرم قمار و شرط بندی درمعابر عمومی
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
in and in U مرتبا بطرف داخل یک نوع قمار چهار طاسی
staked U شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stakes U شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stake U شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
gimmicks U اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
gimmick U اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
All is not gold that glitters. <proverb> U هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
stake U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
staked U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stakes U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
Recent search history Forum search
There is no search result on forum.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com