Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
puzzle lock
U
قفل رمزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
formula
U
قاعده رمزی
formulae
U
قاعده رمزی
formulas
U
قاعده رمزی
monitor
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitored
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitors
U
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
typographies
U
فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
typography
U
فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
token
U
معجزه علامت رمزی
token
U
کلمه رمزی علامت مشخصه
tokens
U
معجزه علامت رمزی
tokens
U
کلمه رمزی علامت مشخصه
symbolic
U
رمزی
symbolic
U
رمزی اشاری
symbolically
U
رمزی
symbolically
U
رمزی اشاری
cipher
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cipher
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
ciphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cyphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
code
U
رمزی کردن
esoteric
U
رمزی درونی
codifies
U
رمزی کردن تدوین کردن
codify
U
رمزی کردن تدوین کردن
codifying
U
رمزی کردن تدوین کردن
mystified
U
رمزی کردن
mystifies
U
رمزی کردن
mystify
U
رمزی کردن
mystifying
U
رمزی کردن
signals
U
علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
wand
U
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands
U
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
allegorical
U
رمزی
formulation
U
دستور سازی تبدیل به قاعده رمزی
coded
U
رمزی
cryptic
U
رمزی
cryptically
U
رمزی
emblematic
U
رمزی
figurative
U
رمزی کنایهای
figurative
U
رمزی
mystic
U
رمزی
mystics
U
رمزی
furtive
U
رمزی
code word
U
کلمات رمزی
code words
U
کلمات رمزی
watchword
U
کلمه رمزی
watchwords
U
کلمه رمزی
encode
U
رمزی کردن
encodes
U
رمزی کردن
undercover
U
رمزی جاسوس
symbolism
U
نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
encoded
U
رمزی
encoded
U
رمزی شده
occult
U
سری رمزی
occult
U
رمزی
allegoric
U
رمزی
allusive
U
رمزی
authentication code
U
سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
backstairs
U
رمزی
codification
U
رمزی کردن
codress
U
نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
codress procedure
U
روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
coded character
U
دخشه رمزی
coded decimal
U
رقم دهدهی رمزی
cryptanalysis
U
کشف نوشته رمزی
cryptanalyze
U
نوشته رمزی را کشف کردن
cryptocommunication
U
ارتباط ومخابرات رمزی
cryptocorrespondence
U
مکاتبات رمزی
cryptogram
U
نوشته رمزی
cryptograph
U
نوشته رمزی
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
cryptorelated informations
U
اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزی
cryptosecurity
U
حفافت مکاتبات رمزی
cypher
U
حروف یامهر رمزی
demodulate
U
از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
emblematical
U
رمزی
enigmatical
U
رمزی
formal logic
U
منطق رمزی
in petto
U
رمزی
monogrammatic
U
رمزی
mystic participation
U
اشتراک رمزی
mystic sense
U
معنی رمزی
mystically
U
بطور رمزی یا استعماری
numerology
U
مبحث معانی رمزی اعداد
open code
U
سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
phase encoded
U
رمزی شده با فاز
pressmark
U
حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
runic
U
رمزی
semeiotic
U
مکتب علائم رمزی
semiotic
U
مکتب علائم رمزی
sigil
U
علامت نجومی علائم رمزی
spelling group
U
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
spelling table
U
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
symbolic logic
U
منطق رمزی
symbolization
U
استعمال علائم ونشانهای رمزی
symbology
U
مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
Other Matches
to crack a code
U
رمزی
[گاوصندوق یا رایانه]
را شکندن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com