Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pouf
U
قسمت پف کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
partition
U
قسمت کردن
partitions
U
قسمت کردن
divide
U
قسمت کردن
divides
U
قسمت کردن
outside
U
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
U
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
fraction
U
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
U
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
section
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
U
قسمت قسمت کردن برش دادن
trim
U
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trimmest
U
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trims
U
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
partitioning
U
قسمت بندی کردن
shuttle
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
U
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
U
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
U
حمل کردن قسمت به قسمت
sect
U
قسمت کردن
sects
U
قسمت کردن
poop
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
quarter
U
به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
choke bore
U
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
cost center
U
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
cross refer
U
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
departmentalize
U
بچند قسمت کردن
head down
U
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off
U
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
quartersaw
U
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
subdevice
U
قسمت کردن مجدد
tierce
U
به سه قسمت تقسیم کردن
war head
U
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
whack up
U
قسمت کردن
write protect
U
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
Other Matches
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
ecphora
U
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terneplate
U
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank
U
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
U
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
U
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section
U
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
U
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
fanfold
U
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency
U
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
public relations officer
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
U
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
army nurse corps
U
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section
U
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
shuttle
U
بمباران قسمت به قسمت
throttled
U
عبور قسمت به قسمت
parts per million
U
قسمت در میلیون قسمت
shuttled
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled
U
بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots
U
قسمت قسمت فروختن
shuttles
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m
U
قسمت در یک میلیون قسمت
throttling
U
عبور قسمت به قسمت
throttles
U
عبور قسمت به قسمت
shuttles
U
بمباران قسمت به قسمت
shuttle
U
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttle
U
عبور قسمت به قسمت
forward overlap
U
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
railway division
U
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer
U
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
cellular unit
U
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skeg
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
U
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
it fell to my lot to go
U
قسمت
head stall
U
قسمت سر
unit
U
قسمت
units
U
قسمت
division
U
قسمت
percentages
U
قسمت
segment
U
قسمت
detachment
U
قسمت
dole
U
قسمت
instalment
U
قسمت
kismet
U
قسمت
internode
U
قسمت
compartments
U
قسمت
rashers
U
قسمت
rasher
U
قسمت
Corp
U
قسمت
party
U
قسمت
sections
U
قسمت
compartment
U
قسمت
section
U
قسمت
agency
U
قسمت
agencies
U
قسمت
segments
U
قسمت
departments
U
قسمت
department
U
قسمت
cross section of a gravity dam
U
قسمت
grist
U
قسمت
percentage
U
قسمت
arm
U
قسمت
detachments
U
قسمت
pieces
U
قسمت
ratios
U
قسمت
plank
U
قسمت
in sections
U
قسمت قسمت
caboodle
U
قسمت
portions
U
قسمت
data division
U
قسمت
canto
U
قسمت
piecemeal
U
قسمت به قسمت
instalments
U
قسمت
ratio
U
قسمت
piece
U
قسمت
compartmental
U
قسمت قسمت
part
U
قسمت
partitions
U
قسمت
underfoot
U
قسمت کف پا
portion
U
قسمت
feck
U
قسمت
installments
U
قسمت
component
U
قسمت
snick
U
قسمت
divisions
U
قسمت
batch
U
قسمت
in part
U
در یک قسمت
partition
U
قسمت
batches
U
قسمت
sects
U
قسمت
components
U
قسمت
sect
U
قسمت
cantos
U
قسمت
portion
U
سرنوشت قسمت
retraining command
U
قسمت ندامتگاه
shared
U
بهره قسمت
chapter
U
قسمت باب
advance section
U
قسمت جلویی
section
U
بخش قسمت
upside
U
بالاترین قسمت
portions
U
سرنوشت قسمت
key facility
U
قسمت مهم
chapters
U
قسمت باب
standing part
U
قسمت ثابت
northward
U
قسمت شمالی
purchasing department
U
قسمت خرید
divisional officer
U
افسر قسمت
sections
U
بخش قسمت
vaward
U
قسمت جلو
submultiple
U
خارج قسمت
hypoderm
U
قسمت زیرجلد
subsections
U
قسمت فرعی
subsection
U
قسمت فرعی
purchasing office
U
قسمت خرید
shares
U
بهره قسمت
running part
U
قسمت رونده
linear portion
U
قسمت خطی
advance point
U
قسمت نوک
subactivity
U
قسمت جزء
service
U
قسمت یکان
detachments
U
قسمت زیرامر
quadrant
U
یک قسمت از چهاربخش
discard
U
قسمت وازده
discarded
U
قسمت وازده
engineer division
U
قسمت مهندسی
inside
U
قسمت داخلی
discarding
U
قسمت وازده
discards
U
قسمت وازده
rear party
U
قسمت عقبه
foreparts
U
قسمت جلو
forepart
U
قسمت جلو
share
U
بهره قسمت
whang
U
قسمت سهم
staddle
U
قسمت تحتانی
staffs
U
قسمت ستاد
quaternion
U
قسمت چهارگانه
detachment
U
قسمت زیرامر
serviced
U
قسمت یکان
staffed
U
قسمت ستاد
women's apartments
U
قسمت زنانه
actine
U
قسمت خارجی
exosphere
U
قسمت خارجی جو
administration building
U
قسمت اداری
advance detachment
U
قسمت پیشرو
advance detachment
U
قسمت سرجلودار
beginning
U
قسمت اول
midst
U
قسمت وسط
sales department
U
قسمت فروش
sale department
U
قسمت فروش
advance party
U
قسمت پیشرو
service department
U
قسمت خدمات
standing part
U
قسمت ایستا
aircraft section
U
قسمت هواپیمایی
forehand
U
قسمت ممتاز
forehands
U
قسمت ممتاز
signal corps
U
قسمت مخابرات
active federal service
U
قسمت کادر
insides
U
قسمت داخلی
staff
U
قسمت ستاد
active installation
U
قسمت فعال
reconnaissance party
U
قسمت شناسایی
advance point
U
قسمت سر جلودار
sapper
U
قسمت حفاری
millesimal
U
یک هزارمین قسمت
slices
U
سهم قسمت
crypto service
U
قسمت رمز
patrolling
U
قسمت گشتی
slice
U
سهم قسمت
patrols
U
قسمت گشتی
beginnings
U
قسمت اول
preludes
U
قسمت مقدماتی
installation type
U
نوع قسمت
straightest
U
قسمت مستقیم
intercommand
U
بین قسمت
massing
U
قسمت عمده
parcels
U
قسمت گره
masses
U
قسمت عمده
straight
U
قسمت مستقیم
straighter
U
قسمت مستقیم
prelude
U
قسمت مقدماتی
activities
U
قسمت یکان
headquarters detachment
U
قسمت قرارگاه
lot
U
بهره قسمت
top round
U
قسمت گرد
topside
U
قسمت بالا
topsides
U
قسمت بالا
initial
U
اولین قسمت
quotient
U
خارج قسمت
initialed
U
اولین قسمت
quotients
U
خارج قسمت
activity
U
قسمت یکان
moiety
U
قسمت مساوی
installation property
U
اموال قسمت
installation property
U
دارایی قسمت
bachelor quarters
U
قسمت مجردی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com