English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (8132 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
arbitrator U قاضی تحکیم
arbitrators U قاضی تحکیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arrest of judgment U سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
fixation U تحکیم
arbitration U تحکیم
consolidation U تحکیم
fixations U تحکیم
consolidates U تحکیم
consolidate U تحکیم
stabilization U تحکیم
consolidating U تحکیم
ruggedization U تحکیم
consolidation U استحکام تحکیم
consolidation U تحکیم هدف
coefficient of consolidation U ضریب تحکیم
arbitral tribunal U هیات تحکیم
prestress U تحکیم کردن
bullies U تحکیم کردن
bullied U تحکیم کردن
compressive test U ازمایش تحکیم
consolidation test U ازمایش تحکیم
bully U تحکیم کردن
bullying U تحکیم کردن
consolidation of position U تحکیم مواضع
verge U شانه تحکیم نشده
verges U شانه تحکیم نشده
hard shoulder U شانه تحکیم شده
strengthened U تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthen U تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthens U تقویت یافتن تحکیم کردن
judging U قاضی
judges U قاضی
bencher U قاضی
recusatio judicis U رد قاضی
pretorian U قاضی
pretor U قاضی
cadi U قاضی
magistracy U قاضی
kadi or kadee U قاضی
judge U قاضی
judged U قاضی
Justices of the Peace U قاضی صلحیه
chaplain U قاضی عسگر
chaplains U قاضی عسگر
before the jvdges U در حضور قاضی
personal knowledge of the judge U علم قاضی
stylists U قاضی سلیقه
stylist U قاضی سلیقه
examinating magistrate U قاضی تحقیق
judicial interrogator U قاضی تحقیق
examing magistrate U قاضی تحقیق
holy joe U قاضی عسکر
judge advocate U قاضی عسکر
Justice of the Peace U قاضی صلحیه
arbiter U قاضی داور
arbiters U قاضی داور
judged U قاضی دادرس
judging U قاضی دادرس
judge U قاضی دادرس
the chief justice U قاضی القضات
interrogator U قاضی تحقیق
interrogators U قاضی تحقیق
Chief Justice U قاضی اعظم
judges U قاضی دادرس
Chief Justice U قاضی القضات
Chief Justices U قاضی اعظم
Chief Justices U قاضی القضات
padre U قاضی عسکر
padres U قاضی عسکر
provost marshal U قاضی نظامی
king's counsel U قاضی دادگاه پادشاه
samson U قاضی قدیم اسرائیل
to reckon with out one's host U تنها به قاضی رفتن
magistrates U قاضی دادگاه جنحه
magistrate U قاضی دادگاه جنحه
Soc U اصل استقلال قاضی
coram judice U در حضور قاضی اصاع
county magestrate U قاضی دادگاه استان
circuit U حوزه قضایی یک قاضی دور
puisne judge U قاضی پایین رتبه دادرس جز
to bring the matter before a court [the judge] U دعوایی را در حضور قاضی آوردن
to bring somebody before the judge U کسی را در حضور قاضی آوردن
circuits U حوزه قضایی یک قاضی دور
praetor U قاضی یاافسر مادون کنسول
chaplaincies U مقام یا محل کار قاضی عسگر
The judge remained an honest man all his life . U قاضی تمام عمرش درستکار ماند
chaplaincy U مقام یا محل کار قاضی عسگر
consolidation U درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
nemo potest esse simul actor et judex U هیچ کس نمیتواند در ان واحد قاضی و مدعی باشد
bench warrant U حکم دادگاه یا قاضی علیه شخص گناهکار
acetiam U برای عملی تا قاضی بتواند رای خود را بدهد
The judge will have the final say on the matter. U قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
stabilized soil U خاک تقویت شده یا تحکیم شده
acatalectic U قاضی یاشخصی که نمیتواند به صحت امری اطمینان حاصل کند
attaint U محکومیت قاضی یا عضوهیئت منصفه بعلت دادن رای غلط
case law U رویهای که قاضی CL در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعدسابقه میشود
perverse verdict U رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
justiciar U قاضی عالیرتبهء دادگاههای عالی قرون وسطایی انگلیس دادرس عالیرتبه
procedendo U حکم پادشاه در مورد تسریع دادرسی به قاضی یی که صدور رای را به تاخیرانداخته است
barrator U قاضی رشوه گیر رئیس یامتصدی کشتی که رشوه بگیرد
misdirection U در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
summings up U خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summing up U خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
Recent search history Forum search
1آسیب شناسی مولفه های موثر بر تحکیم بنیان خانواده و ارائه راه کارهای مدیریتی
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com