English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
projectable U قابل پرتاب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
waiver U بار قابل پرتاب به خارج ازهواپیما
para bomb U بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
one plus one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one and one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups U مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
free drop U پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
pentathlon U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throws U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throw U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics U مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throwing U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
shoots U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
projected U پرتاب کردن
jettisoned U پرتاب کردن
project U پرتاب کردن
thrust U پرتاب کردن
jettison U پرتاب کردن
unsling U پرتاب کردن
let fly U پرتاب کردن
thrusts U پرتاب کردن
thrusting U پرتاب کردن
pitch U پرتاب کردن
pitches U پرتاب کردن
foin U پرتاب کردن
jaculate U پرتاب کردن
jettisons U پرتاب کردن
pelts U پرتاب کردن
pelt U پرتاب کردن
pelted U پرتاب کردن
shoots U پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن
projects U پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن
skeet U پرتاب کردن
shoots U پرتاب کردن گلوله
jetted U بخارج پرتاب کردن
spit U اب دهان پرتاب کردن
jetting U بخارج پرتاب کردن
spits U اب دهان پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن گلوله
launch a missile U موشک پرتاب کردن
sling U زنجیردار پرتاب کردن
lob U باهستگی پرتاب کردن
lobbed U باهستگی پرتاب کردن
lobbing U باهستگی پرتاب کردن
castaway U پرتاب کردن وزنه
lobs U باهستگی پرتاب کردن
slinging U زنجیردار پرتاب کردن
castaways U پرتاب کردن وزنه
jettison U پرتاب کردن به بیرون
jettisons U پرتاب کردن به بیرون
to launch a torpedo U اژدری پرتاب کردن
trigger U پرتاب کردن فشنگ
unsling U از فلاخن پرتاب کردن
to fire a torpedo U اژدری پرتاب کردن
triggered U پرتاب کردن فشنگ
jets U بخارج پرتاب کردن
slings U زنجیردار پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن به بیرون
jet U بخارج پرتاب کردن
triggers U پرتاب کردن فشنگ
jettisoned U پرتاب کردن به بیرون
command ejection U پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
upthrust U بطرف بالا پرتاب کردن
pash U بازور پرتاب کردن کوبیدن
provisional ball U گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
shove U با زور پیش بردن پرتاب کردن
skyrockets U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shoves U با زور پیش بردن پرتاب کردن
squish U صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
skyrocket U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketed U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketing U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shoving U با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoved U با زور پیش بردن پرتاب کردن
slogs U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slog U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
pitch U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
send down U پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
pitches U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
refire time U زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
pitches U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitch U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurls U پرتاب کردن پرت کردن
hurl U پرتاب کردن پرت کردن
hurled U پرتاب کردن پرت کردن
run-up [start-up] U نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
deathlon U مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
quails U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quail U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
delivery error U اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
erectable U قابل راست کردن یا بنا کردن
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
rebuttable U قابل رو کردن
archival quality U مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
weapon delivery U پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
automatic toss U روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
swimmable U قابل شنا کردن
translatable U قابل معنی کردن
multiplicable U قابل ضرب کردن
magnetizable U قابل مغناطیسی کردن
separable U قابل جدا کردن
condensible U قابل خلاصه کردن
combatable U قابل جنگ کردن
estimable U قابل براورد کردن
multipliable U قابل ضرب کردن
manageable U قابل اداره کردن
reversible U قابل پشت و رو کردن
exhaustible U قابل خالی کردن
side sweep and over under U گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
removable U قابل سوار و پیاده کردن
inflatable U قابل تورم یا باد کردن
escrow U سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
attachable U قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
roadworthy U اماده مسافرت قابل سفر کردن
downloadable U آنچه قابل بار کردن است
bombing angle U زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
bind U الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
binds U الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
manageable U آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
permanent U خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
zeros U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zero U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
eurocheque U چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
zeroes U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
changeable U قابل تعویض قابل تبدیل
thankworthy U قابل تشکر قابل شکر
elastic U قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible U قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible U قابل تقاضا قابل ادعا
sensible U قابل درک قابل رویت
tenable U قابل مدافعه قابل تصرف
observable U قابل مشاهده قابل گفتن
flexile U قابل تغییر قابل تطبیق
presentable U قابل نمایش قابل تقدیم
presumable U قابل استنباط قابل استفاده
presentable U قابل معرفی قابل ارائه
transferable U قابل واگذاری قابل انتقال
combustible U قابل سوزش قابل تراکم
adducible U قابل اضهار قابل ارائه
achievable U قابل وصول قابل تفریق
bilable U قابل رهایی قابل ضمانت
pass U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
sense U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
passes U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
standalone U که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
passed U صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
war head U قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
joint filler U نوارهایی که ازمواد قابل تراکم ساخته شده و پر کردن درزها به کارمیرود
to pound the filed U غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
capacities U حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity U حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
density of loading U تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
toss U پرتاب
shyest U پرتاب
tossing U پرتاب
throws U پرتاب
putting U پرتاب
launch U پرتاب
throw U پرتاب
launches U پرتاب
launching U پرتاب
detrusion U پرتاب
shying U پرتاب
launched U پرتاب
shyer U پرتاب
jaculation U پرتاب
jets U پرتاب
jetted U پرتاب
throwing U پرتاب
jetting U پرتاب
hurls U پرتاب
shoving U پرتاب
hurled U پرتاب
hurl U پرتاب
put U پرتاب
shoves U پرتاب
shoved U پرتاب
shove U پرتاب
puts U پرتاب
jet U پرتاب
pitches U پرتاب
shies U پرتاب
pitch U پرتاب
shied U پرتاب
tossed U پرتاب
shy U پرتاب
tosses U پرتاب
throw in U پرتاب اوت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com