Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 265 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
swimmable
U
قابل شنا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
public
U
متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
sense
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
graphics
U
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
bind
U
الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
binds
U
الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
scramble
U
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambled
U
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambles
U
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambling
U
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
document
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
permanent
U
خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
zero
U
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeroes
U
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeros
U
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
manageable
U
قابل اداره کردن
manageable
U
آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
pass
U
صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passed
U
صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passes
U
صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
reversible
U
قابل پشت و رو کردن
authentication
U
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
inflatable
U
قابل تورم یا باد کردن
estimable
U
قابل براورد کردن
roadworthy
U
اماده مسافرت قابل سفر کردن
separable
U
قابل جدا کردن
refresh
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
U
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
exhaustible
U
قابل خالی کردن
mirror
U
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
U
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
U
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
storage
U
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
attachable
U
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
combatable
U
قابل جنگ کردن
condensible
U
قابل خلاصه کردن
defect skipping
U
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
downloadable
U
آنچه قابل بار کردن است
erectable
U
قابل راست کردن یا بنا کردن
eurocheque
U
چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
foldboat
U
قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
joint filler
U
نوارهایی که ازمواد قابل تراکم ساخته شده و پر کردن درزها به کارمیرود
magnetizable
U
قابل مغناطیسی کردن
marine aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
modem
U
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
multipliable
U
قابل ضرب کردن
multiplicable
U
قابل ضرب کردن
nonerasable storage
U
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
projectable
U
قابل پرتاب کردن
rebuttable
U
قابل رو کردن
removable
U
قابل سوار و پیاده کردن
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
to pound the filed
U
غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
translatable
U
قابل معنی کردن
war head
U
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
water injection
U
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
Other Matches
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
sensible
U
قابل درک قابل رویت
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
U
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
thorough paced
U
قابل
abler
U
قابل
soluble
U
قابل حل
good
U
قابل
dissoluble
U
قابل حل
acceptor
U
قابل
capable
U
قابل
sensible
U
قابل حس
apt
U
قابل
incapable
U
نا قابل
ablest
U
قابل
able
U
قابل
qualified
U
قابل
solvable
U
قابل حل
appealable
U
قابل استیناف
applaudable
U
قابل تحسین
registrable
U
قابل ثبت
appellable
U
قابل استیناف
analog
U
شی قابل قیاس
ameliorable
U
قابل اصلاح
remediable
U
قابل علاج
recoupable
U
قابل جبران
amerceable
U
قابل جریمه
reconcilable
U
قابل تلفیق
remissible
U
قابل اغماض
applicatory
U
قابل اجراء
aposematic
U
قابل گوشزد
amendable
U
قابل اصلاح
removable
U
قابل رفع
analogical
U
قابل قیاس
analogues
U
شی قابل قیاس
appeasable
U
قابل تسکین
alienable
U
قابل انتقال
apodictic
U
قابل توضیح
analogue
U
شی قابل قیاس
reliable
U
قابل اطمینان
remittable
U
قابل پرداخت
apodeictic
U
قابل توضیح
alterable
U
قابل تغییر
reimbursable
U
قابل پرداخت
respectable
U
قابل احترام
refillable
U
قابل تعویض
regulable
U
قابل تعدیل
reflexible
U
قابل انعکاس
appellable
U
قابل مراجعه
refractile
U
قابل انکسار
refrangible
U
قابل انکسار
reclaimable
U
قابل احیاء
pardoable
U
قابل عفو
pregnable
U
قابل ابستنی
prescriptible
U
قابل تجویز
preventable
U
قابل جلوگیری
preventible
U
قابل جلوگیری
bailable
U
قابل ضمانت
producible
U
قابل تولید
promotable
U
قابل ترویج
awardable
U
قابل اعطاء
operable
U
قابل درمان
pronounceable
U
قابل تلفظ
avertible
U
قابل دفع
propagable
U
قابل تکثیر
propagable
U
قابل ترویج
searchable
U
قابل جستجو
propagable
U
قابل تبلیغ
revolving
U
قابل تجدید
augmentable
U
قابل افزایش
predicable
U
قابل اسناد
selectively
U
قابل انتخاب
partible
U
قابل افراز
negotiating
U
قابل انتقال
pasturable
U
قابل چرا
negotiates
U
قابل انتقال
negotiated
U
قابل انتقال
negotiate
U
قابل انتقال
persuadable
U
قابل تشویق
piceous
U
قابل اشتعال
plantable
U
قابل کشت
blamable
U
قابل سرزنش
certifiable
U
قابل تایید
certifiable
U
قابل تصدیق
potable
U
قابل شرب
potatory
U
قابل شرب
unlikely
U
قابل اعتراض
selective
U
قابل انتخاب
questionable
U
قابل تردید
questionable
U
قابل سوال
indictable
U
قابل تعقیب
impeachable
U
قابل تعقیب
ponderable
U
قابل سنجش
impeachable
U
قابل اتهام
sicker
U
قابل اطمینان
ascertainable
U
قابل تحقیق
ratable
U
قابل ارزیابی
vulnerable
U
قابل حمله
arbitrable
U
قابل داوری
approvable
U
قابل تصویب
defensible
U
قابل دفاع
appropriative
U
قابل ضبط
apprehensible
U
قابل فهم
rebuttable presumptions
U
احکام قابل رد
appraisable
U
قابل تقویم
receivable
U
قابل قبول
ascribable
U
قابل اسناد
quoteworthy
U
قابل اقتباس
prosecutable
U
قابل تعقیب
pursuable
U
قابل تعقیب
publishable
U
قابل نشر
assurable
U
قابل اطمینان
purchasable
U
قابل خریداری
defensible
U
قابل پدافند
intelligible
U
قابل فهم
intelligible
U
قابل درک
comprehensible
U
قابل درک
assimilable
U
قابل تجانس
assignability
U
قابل تعیین
quenchable
U
قابل جلوگیری
quizzable
U
قابل ریشخند
quodlibet
U
نکته قابل
assailable
U
قابل حمله
reclaimable
U
قابل استرداد
executable
<adj.>
U
قابل وصول
workable
<adj.>
U
قابل وصول
executable
<adj.>
U
قابل اجرا
workable
<adj.>
U
قابل اجرا
makable
<adj.>
U
قابل وصول
makable
<adj.>
U
قابل اجرا
explosive
U
قابل انفجار
readable
U
قابل خواندن
scrutable
U
قابل کشف
scrutable
U
قابل درک
practicable
<adj.>
U
قابل اجرا
possible
[doable, feasible]
<adj.>
U
قابل اجرا
achievable
<adj.>
U
قابل وصول
contrivable
<adj.>
U
قابل وصول
doable
<adj.>
U
قابل وصول
feasible
<adj.>
U
قابل وصول
makable
[spv. makeable]
<adj.>
U
قابل وصول
makeable
<adj.>
U
قابل وصول
manageable
<adj.>
U
قابل وصول
possible
[doable, feasible]
<adj.>
U
قابل وصول
practicable
<adj.>
U
قابل وصول
achievable
<adj.>
U
قابل اجرا
contrivable
<adj.>
U
قابل اجرا
doable
<adj.>
U
قابل اجرا
feasible
<adj.>
U
قابل اجرا
makable
[spv. makeable]
<adj.>
U
قابل اجرا
makeable
<adj.>
U
قابل اجرا
manageable
<adj.>
U
قابل اجرا
admissible
U
قابل قبول
seaworthy
U
قابل دریانوردی
sufficing
<adj.>
U
قابل قبول
acceptable
<adj.>
U
قابل پذیرش
adequate
<adj.>
U
قابل پذیرش
good
[sufficient]
<adj.>
U
قابل پذیرش
satisfactory
<adj.>
U
قابل پذیرش
sufficient
<adj.>
U
قابل پذیرش
sufficing
<adj.>
U
قابل پذیرش
adequately
[sufficiently]
<adv.>
U
قابل قبول
sufficiently
<adv.>
U
قابل قبول
adequately
[sufficiently]
<adv.>
U
قابل پذیرش
sufficiently
<adv.>
U
قابل پذیرش
shippable
U
قابل ارسال
transferable
U
قابل ورابری
transferable
U
قابل انتقال
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com