English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7918 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
toddies U عرق خرما که بااب گرم مخلوط شود
toddy U عرق خرما که بااب گرم مخلوط شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
water cure U علاج بااب معالجه بااب
admix U مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
auto rich U مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
tumidly U بااب و تاب
ornately U بااب و تاب
pompously U بااب وتاب
pads U بااب و تاب گفتن
water cooling U خنک کردن بااب
scald U بااب گرم سوزاندن
scalded U بااب گرم سوزاندن
scalding U بااب گرم سوزاندن
scalds U بااب گرم سوزاندن
pad U بااب و تاب گفتن
acclimatization U توافق بااب و هوای یک محیط
acclimatation U توافق بااب و هوای یک محیط
aluminize U روکش بااب الومینیوم دادن
hydropath establishment U بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic U بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
date U خرما
dates U خرما
gold oak leaf U برگ خرما
dates U درخت خرما
palm oil U روغن خرما
squirrel U موش خرما
squirrels U موش خرما
palms U درخت خرما
palm U درخت خرما
palms U برگ خرما
ferret U موش خرما
palm U برگ خرما
palmoil U روغن خرما
palm sap U پیه خرما
date palm U درخت خرما
datepalm U درخت خرما
ferrets U موش خرما
date U درخت خرما
date tree U درخت خرما
ferrety U مثل موش خرما
You cant eat your cake and have it . U نمیشه هم خدا را بخواهی هم خرما را
palm U نخل خرما نشانه پیروزی
palms U نخل خرما نشانه پیروزی
you can't have it both ways. <idiom> U نمی توانی هم خدا را بخواهی و هم خرما.
toddies U شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddy U شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
sago U شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
palmer U زوار امکنه مقدسه که دو برگ خرما را صلیب وار به امکنه مقدسه حمل میکنند
admixtion U مخلوط
blend U مخلوط
anti freeze mixture U مخلوط ضد یخ
macedoine U مخلوط
blends U مخلوط
admixture U مخلوط
mixer U مخلوط کن
mixers U مخلوط کن
blenders U مخلوط کن
blent U مخلوط شد
blender U مخلوط کن
mixture U مخلوط
blending U مخلوط
mixed U مخلوط
hash U مخلوط
composite U مخلوط
compost U مخلوط
confused U مخلوط
mixtures U مخلوط
weak mixture U مخلوط ضعیف
mixes U امیزه مخلوط
blent U مخلوط کرد
mixes U مخلوط ترکیبی
batch mixer U مخلوط کن ضربهای
unadulterated U مخلوط نشده
mixing U مخلوط کردن
azeotropic mixture U مخلوط ازئوتروپ
admix U مخلوط کردن
unscourced wool U پشم مخلوط
commix U مخلوط کردن
azeotropic mixture U مخلوط همجوش
concrete mix U مخلوط بتن
mell U مخلوط کردن
miscible U مخلوط شدنی
mixed crystal U کریستال مخلوط
mixed glue U چسب مخلوط
mixed semiconductor U نیمرسانای مخلوط
mixing in place U امیختن در جا مخلوط در جا
mixture control U کنترل مخلوط
terpenoid U مخلوط باترپن
ternary mixture U مخلوط سه تایی
syncrasy U مخلوط کردن
solid solution U کریستال مخلوط
rich mix U مخلوط پر مایه
pug mill U اسیای گل مخلوط کن
powder mixer U گرد مخلوط کن
melange U مخلوط امیختگی
lean mixture U مخلوط رقیق
intermeddle U مخلوط کردن
intermingled U با هم مخلوط کردن
confect U مخلوط کردن
cryogen U مخلوط سرمازا
duplex pressure proportioner U مخلوط کن دو فشاری
gas mixture U مخلوط گاز
heterogeneous mixture U مخلوط ناهمگن
homogeneous mixture U مخلوط همگن
hot mixer U مخلوط کننده
crab cocktail U مخلوط خرچنگ
mixed gas U گاز مخلوط
immiscible U مخلوط نشدنی
intercarrier beat U زنه مخلوط
intercarrier buzz U وزوز مخلوط
interlard U مخلوط کردن
proportioner U مخلوط کن شیمیایی
mixture U بتن مخلوط کن
intermingling U با هم مخلوط کردن
mingle U مخلوط کردن
mingled U مخلوط کردن
mingles U مخلوط کردن
mingling U مخلوط کردن
staffs U مخلوط سیمان و گچ
meddle U مخلوط کردن
meddled U مخلوط کردن
meddles U مخلوط کردن
staffed U مخلوط سیمان و گچ
staff U مخلوط سیمان و گچ
intermingles U با هم مخلوط کردن
intermingle U با هم مخلوط کردن
puddles U مخلوط کردن
mixtures U بتن مخلوط کن
blend U مخلوط امیختگی
blend U مخلوط کردن
blends U مخلوط امیختگی
blends U مخلوط کردن
porridge U چیز مخلوط
hash U مخلوط کردن
puddle U مخلوط کردن
laudanum U مخلوط افیون
mixers U مخلوط کننده
mix U مخلوط ترکیبی
mix U امیزه مخلوط
melts U مخلوط کردن
mixer U مخلوط کننده
melt U مخلوط کردن
immiscibility U حالت مخلوط نشدنی
mix U مخلوط کردن ترکیب
olio U مخلوط چیزدرهم ریخته
organic silt U مخلوط بامواد الی
ready mixed paints U رنگهای مخلوط اماده
hc mixture U مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
burden U مخلوط کردن بار
burdens U مخلوط کردن بار
shuffle U بهم مخلوط کردن
batch U اندازه مخلوط بتن
batches U اندازه مخلوط بتن
mixer stage U طبقه مخلوط کننده
intercarrier sound system U کانال صوتی مخلوط
mix U امیختن مخلوط کردن
intermix U در هم امیختن با هم مخلوط کردن
mixer tube U لامپ مخلوط کننده
mixing blade U قاشقک مخلوط کننده
mixes U امیختن مخلوط کردن
mixes U مخلوط کردن ترکیب
creoles U دارای نژاد مخلوط
mixed crude oil U نفت خام مخلوط
mishmash U مخلوط اش شله قلمکار
miscible U مخلوط شدنی امیزنده
creole U دارای نژاد مخلوط
mixture of tar and bitumen U مخلوط قطران و قیر
modulator U لامپ مخلوط کننده
shuffled U بهم مخلوط کردن
jet mixer U مخلوط کننده با فشار اب
gas air mixture U مخلوط بنزین و هوا
shuffles U بهم مخلوط کردن
agitation U مخلوط کردن اشفتگی
dry blending U مخلوط سازی خشک
continous mixer U مخلوط کننده دائمی
brandies U با کنیاک مخلوط کردن
cross loading U مخلوط کردن بارها
brandy U با کنیاک مخلوط کردن
complexly U بطور پیچیده یا مخلوط
composite lightweight concrete U بتن سبک مخلوط
commingle U بهم مخلوط کردن
detrital cone U مخلوط افکنه واریزهای
turn the mortar U مخلوط کردن ملات
harshest U مخلوط بتن سفت
harsher U مخلوط بتن سفت
unalloyed U غیر مخلوط خالص
temper U مخلوط کردن مزاج
tempered U مخلوط کردن مزاج
frequency mixer U مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
harsh U مخلوط بتن سفت
shuffling U بهم مخلوط کردن
ethylate U بااتیل مخلوط کردن
fuel oil mixture U مخلوط روغن و سوخت
tempers U مخلوط کردن مزاج
etherize U بااتر مخلوط کردن
rotary drum mixer U مخلوط کننده طبلکی
souse U با ترشی مخلوط کردن
roil U مخلوط کردن سرگردان شدن
pops U سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
random mixed U مخلوط شدن به طور شانسی
floats U بستنی مخلوط با شربت وغیره
floated U بستنی مخلوط با شربت وغیره
Recent search history Forum search
1خرما
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com