Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
auction house
U
شرکی کهکارش برگزار کردن حراج باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
puffer
U
کسی که در حراج از طرف صاحب مال مورد حراج شرکت میکند
polytheistic
U
شرکی
sell by auction
U
حراج کردن
confiscate
U
حراج کردن
to sell or pat up at a
U
حراج کردن
confiscates
U
حراج کردن
to sell by a
U
حراج کردن
confiscating
U
حراج کردن
to put up to a
U
حراج کردن
pass off
U
برگزار شدن
promoter
U
برگزار کننده
promoters
U
برگزار کننده
salvages
U
حراج کردن حراجی
salvaging
U
حراج کردن حراجی
salvaged
U
حراج کردن حراجی
salvage
U
حراج کردن حراجی
auctioned
U
حراج کردن بمزایده گذاشتن
auction
U
حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctioning
U
حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctions
U
حراج کردن بمزایده گذاشتن
blessed sacrament
U
مراسم عشاء ربانی که با نان وشراب برگزار میشود
acid house party
نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
altar-rail
U
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
charges
U
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge
U
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
sales
U
حراج
auctions
U
حراج
sale
U
حراج
outlets
U
حراج
outlet
U
حراج
public sale
U
حراج
auctioning
U
حراج
bazaar
U
حراج
sale by auction
U
حراج
auction
U
حراج
auctioned
U
حراج
licit
U
حراج
a closed mouth catches no flies
<proverb>
U
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine
U
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
confiscate
U
مصادره حراج
outcries
U
حراج مزایده
confiscates
U
مصادره حراج
outcry
U
حراج مزایده
confiscating
U
مصادره حراج
sale price
U
قیمت حراج
bids
U
پیشنهاد حراج
auctioneer
U
دلال حراج
auctioneers
U
دلال حراج
auctioneers
U
حراج کننده
auctioneers
U
متصدی حراج
auctioneers
U
حراج گذار
auctioneer
U
متصدی حراج
auctioneer
U
حراج کننده
bid
U
پیشنهاد حراج
auctioneer
U
حراج گذار
dutch auction
U
حراج هلندی
resale
U
حراج مجدد
hottest
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hammers
U
چوب حراج خوردن
pileferable
U
اقلام قابل حراج
pilefered shipment
U
کالای حراج شده
auction sale
U
فروش به وسیله حراج
article of roup
U
اموال مورد حراج
bidders
U
پیشنهاد دهنده در حراج
sale by auction
U
فروش به وسیله حراج
auction of rug
U
حراج و مزایده فرش
reserve price
U
قیمت پایه در حراج
bidder
U
پیشنهاد دهنده در حراج
hammered
U
چوب حراج خوردن
hammer
U
چوب حراج خوردن
escutcheon
U
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
white sale
<idiom>
U
حراج حوله ،پارچه کتان
clearance sales
U
فروش به منظور تصفیه حراج
clearance sale
U
فروش به منظور تصفیه حراج
pilefered shipment
U
کالای فرسوده حراج شده
hotbeds
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition
U
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
rummage sale
U
حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
auction sale without reserve
U
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
open back
U
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
borer
U
هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
lapheld
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
manageable
U
آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
pay gravel
U
شن یاسنگ زردارکه عمل کردن ان باصرفه باشد
melodramatist
U
کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
demand
U
یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demands
U
یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demanded
U
یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
operation
U
دستوری که نیاز به آدرس کردن اش نداشته باشد
wellŠsuppose it is so
U
خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
disposable personal income
U
پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
to feel like something
U
احساس که شبیه به چیزی باشد کردن
[مثال پارچه]
Zel-i Sultan vase
U
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design
U
لچک ترنج کاراچف
[این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
corrupted
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
gavels
U
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced.
U
زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
rool crush
U
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
cobb doglas production function
U
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
garnishee
U
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
recode
U
کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
dual
U
سیستم مرتب کردن قط عات RAM روی دو طرف کابلها به طوری که در صورت بروز خطا دو مسیر جداگانه بین سرور ها باشد
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denial
U
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denials
U
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
escheat
U
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
to pair somebody off
[up]
with somebody
U
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
document
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
quamdiu bene se gesserit
U
تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
gavel
[چکش چوبی قضات]
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
armistise
U
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient
U
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
khalyk
U
قالیچه خالیک
[یا چالیک]
[که از دست بافته های ترکمن ها بوده و بصورت حرف یو شکل یا مستطیل شکل می باشد و جهت آویزان کردن در ورودی چادرها و یا روانداز اسب و شتر استفاده می شود.]
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
prima facie evidence
U
مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
any old thing
U
هر چه باشد
Benedictines
U
باشد
Benedictine
U
باشد
admissibleness
U
باشد
at the owner's risk
U
باشد
some one or other
U
هر کس باشد
incomplete flower
U
کم باشد
admissibly
U
باشد
custom's declaration
U
باشد
reflexively
U
باشد
beit so
U
چنین باشد
let it remain as it is
U
بگذارید باشد
keep your peck up
U
دل داشته باشد
coute que coute
U
بهربهاکه باشد
be it so
U
چنین باشد
worksheet
U
ی داشته باشد
whosoever
U
هر شخصی که باشد
whencesoever
U
از هرجا که باشد
let it be
U
بگذارید باشد
over crowding
U
بیشتر باشد
quantum sufficit
U
چندان که بس باشد
if he be
U
اگر او باشد
hydroxide
U
داشته باشد
if any
U
اگر باشد
whoso
U
هر شخصی که باشد
stet
U
بگذارید باشد
at most
U
خیلی باشد
well and good
U
باشد چه ضرر دارد
Keep your mind on your work.
U
حواست بکارت باشد
shepherdess
U
شبان کلیسا که زن باشد
May his soull live in peace.
U
روحش شاد باشد
You neednt worry . Dont bother your head.
U
خیالت راحت باشد
library edition
U
چاپی که درخودکتابخانه باشد
shepherdesses
U
شبان کلیسا که زن باشد
kentish fire
U
که نشانه نفاق ..باشد
pitfully
U
چنانکه سزاوارنکوهش باشد
out of range
U
که خارج از حد سیستم باشد
perhaps so
U
شاید چنین باشد
layer
U
ل تصحیح خطا باشد
layers
U
ل تصحیح خطا باشد
that depends
U
تا چه شرایطی درکار باشد
flocculence
U
یا دسته پشم باشد
Mark my words . Remember what I told you .
U
یادت باشد چه گفتم
riparian
U
حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
theonomy
U
کشوری که خداپادشاه ان باشد
He is not dead by any chance , is he ?
U
نکند مرده باشد ؟
shell back
U
دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
by all means
U
بهر قیمت که باشد
inviolably
U
چنانکه سزاوارحرمت باشد
straying
U
که متوقف نشده باشد
as the case may be
U
تاچه مورد باشد
HTTPD
U
تصدیق و جستجو باشد
how difficult soever it may be
U
هر قدر سخت باشد
if need be
U
اگر لازم باشد
he wished to be private
U
می خواست در خلوت باشد
he must have gone
U
باید رفته باشد
steady as you go
U
راه ثابت باشد
caryatid
U
ستونی که مجسمه زن باشد
at f.
U
منتهی خیلی باشد
i beam or i beam
U
تیری که به شکل ) باشد
if necessary
U
اگر لازم باشد
stray
U
که متوقف نشده باشد
if any
U
اگر داشته باشد
at all events
U
بهر وسیله که باشد
strays
U
که متوقف نشده باشد
i girder
U
تیری که بشکل ) باشد
meetly
U
چنانکه در خور باشد
if i find an opportunity
U
اگر مجالی باشد
at any price
U
بهر قسمت که باشد
medially
U
چنانکه درمیان باشد
Mind the step!
U
حواست به پله باشد!
pterygium
U
گلبرگی که مانندبال باشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com