English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (6255 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pink U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to pink out leather U چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation U عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
cancellate U سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
thirl U سوراخ سوراخ کردن دریدن
centered U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie U [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
dilly bag U کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
fenestration U چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
float stone U سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
riddles U سوراخ سوراخ کردن
riddle U سوراخ سوراخ کردن
foraminate U ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese U پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
cancellous U سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellated U سوراخ سوراخ اسفنجی
swage block U قالب سوراخ سوراخ
cancellate U سوراخ سوراخ اسفنجی
grids U دریچه سوراخ سوراخ
millepore U مرجان سوراخ سوراخ
grid U دریچه سوراخ سوراخ
drill U سوراخ کردن
bores U سوراخ کردن
perforates U سوراخ کردن
to set abroach U سوراخ کردن
to burn a hole U سوراخ کردن
perforate U سوراخ کردن
transfix U سوراخ کردن
to drill through U سوراخ کردن
to punch a hole in U سوراخ کردن
broaching U سوراخ کردن
wear a hole in U سوراخ کردن
pierce U سوراخ کردن
to break open U سوراخ کردن
drilled U سوراخ کردن
foraminate U سوراخ کردن
to pick a hole in U سوراخ کردن
broaches U سوراخ کردن
scuttled U سوراخ کردن
perforating U سوراخ کردن
pierces U سوراخ کردن
drills U سوراخ کردن
scuttle U سوراخ کردن
punched U سوراخ کردن
broached U سوراخ کردن
scuttles U سوراخ کردن
broach U سوراخ کردن
stabbed U سوراخ کردن
to poke a hole in any thing U سوراخ کردن
delve U سوراخ کردن
delved U سوراخ کردن
punches U سوراخ کردن
delves U سوراخ کردن
stab U سوراخ کردن
delving U سوراخ کردن
gores U سوراخ کردن
goring U سوراخ کردن
stabs U سوراخ کردن
gore U سوراخ کردن
scuttling U سوراخ کردن
punch U سوراخ کردن
incising U سوراخ کردن
boring U سوراخ کردن
steek U سوراخ کردن
gored U سوراخ کردن
bore U سوراخ کردن
pooled U سوراخ کردن
pools U سوراخ کردن
pool U سوراخ کردن
broaching U سوراخ کردن قایق
puncture U سوراخ کردن شکست
burrs U بامته سوراخ کردن
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
broaches U سوراخ کردن قایق
pertusion U عمل سوراخ کردن
broach U سوراخ کردن قایق
to tear a hole in U سوراخ یا پاره کردن
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
broached U سوراخ کردن قایق
punch U مهر کردن سوراخ
burring U بامته سوراخ کردن
punch U سوراخ ایجاد کردن
gride U سوراخ کردن فرورفتن
transfixion U عمل سوراخ کردن
puncturing U سوراخ کردن شکست
prongs U باچنگ ک سوراخ کردن
tusks U سوراخ کردن یا کندن
tusk U سوراخ کردن یا کندن
punches U سوراخ ایجاد کردن
spits U سوراخ کردن تف انداختن
punches U مهر کردن سوراخ
peck U بانوک سوراخ کردن
pecked U بانوک سوراخ کردن
punched U مهر کردن سوراخ
pecking U بانوک سوراخ کردن
lancinate U بانیزه سوراخ کردن
pecks U بانوک سوراخ کردن
spit U سوراخ کردن تف انداختن
punched U سوراخ ایجاد کردن
punctures U سوراخ کردن شکست
back drill U از پشت سوراخ کردن
burr U بامته سوراخ کردن
hollow forge U سوراخ کردن گرم
to peck a hole in U با نوک سوراخ کردن
burred U بامته سوراخ کردن
punctured U سوراخ کردن شکست
prong U باچنگ ک سوراخ کردن
precision bore U سوراخ کردن دقیق
jabs U خنجر زدن سوراخ کردن
punctured U سوراخ کردن پنچر شدن
drilled U سوراخ کردن چاه کندن
jabbing U خنجر زدن سوراخ کردن
puncture U سوراخ کردن پنچر شدن
jab U خنجر زدن سوراخ کردن
punctures U سوراخ کردن پنچر شدن
slots U سوراخ کردن شکاف کوچک
drills U سوراخ کردن چاه کندن
slotting U سوراخ کردن شکاف کوچک
jabbed U خنجر زدن سوراخ کردن
drill U سوراخ کردن چاه کندن
puncturing U سوراخ کردن پنچر شدن
back drilling attachment U تجهیزات سوراخ کردن از پشت
unkennel U از سوراخ یا لانه بیرون کردن
slot U سوراخ کردن شکاف کوچک
notches U شکاف چوبخط سوراخ کردن
notch U شکاف چوبخط سوراخ کردن
rupturing U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
rupture U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
ruptures U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
karatonyxis U عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
fraise U گشادتر کردن سوراخ اره مدور
borer U هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
bores U وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
pinhole U سوراخ کردن برای گوشی یاز
bore U وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
concrete coring drill U مته برای سوراخ کردن هسته بتن
jackhammer U مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
lanciation U سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
trepanation U مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
to prick at something U بچیزی سوزن یا تیغ زدن چیزیرا کمی سوراخ کردن
peeped U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
angle drill U ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
bottoming reamer U وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
thrusts U سوراخ کردن رخنه کردن در
punched U منگنه کردن سوراخ کردن
gimlet U سوراخ کردن مته کردن
perforate U سوراخ کردن نفوذ کردن
penetrated U رخنه کردن سوراخ کردن
perforates U سوراخ کردن نفوذ کردن
gimlets U سوراخ کردن مته کردن
punch U منگنه کردن سوراخ کردن
penetract U رخنه کردن سوراخ کردن
penetrates U رخنه کردن سوراخ کردن
thrusting U سوراخ کردن رخنه کردن در
thrust U سوراخ کردن رخنه کردن در
perforating U سوراخ کردن نفوذ کردن
punches U منگنه کردن سوراخ کردن
penetrate U رخنه کردن سوراخ کردن
stick U سوراخ کردن نصب کردن
impaling U سوراخ کردن احاطه کردن
impaled U سوراخ کردن احاطه کردن
impale U سوراخ کردن احاطه کردن
impales U سوراخ کردن احاطه کردن
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
loop U سوراخ
puncture U سوراخ
edge perforated U لب سوراخ
puncturing U سوراخ
cribriform U سوراخ سوراخ
punctulate U سوراخ سوراخ
columbarium U سوراخ
pigenhole U سوراخ
broaching U سوراخ کن
drill hole U سوراخ
imperforate U بی سوراخ
holed U سوراخ
punctured U سوراخ
foramen U سوراخ
punctures U سوراخ
mure U سوراخ
peep hole U سوراخ
broacher U سوراخ کن
spy hole U سوراخ
punched U سوراخ کن
outages U سوراخ
outage U سوراخ
Recent search history Forum search
1Potential
1strong
1To be capable of quoting
1set the record straight
1Arousing
1pedal pamping
1construed
1این نوشته(پرسش خود را ارسال کنید) درست روی بخشی که فرمان جست وجو می دهد می افتد و مانع پیدا کردن معنای کلمات می شود. چه باید کرد
1meaning of taking law
1Open the "Wind Farm" subsystem and in the Timer blocks labeled "Wind1" and "Wind2", Wind3" temporarily disable the changes of wind speed by multiplying the "Time(s)" vector by 100.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com