English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tripartition U سه قسمتی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
flush U خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushes U خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushing U خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
mastectomies U پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomy U پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
fat bits U بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
osteotomy U برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
spooling U یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
Other Matches
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
partite U قسمتی
triploidy U سه قسمتی
triplex U سه قسمتی
portion U قسمتی
portions U قسمتی
partial U بخشی قسمتی
haxamerous U شش بخشی شش قسمتی
flat U قسمتی از یک عمارت
flattest U قسمتی از یک عمارت
sector U قسمتی ازجبهه
sectors U قسمتی ازجبهه
leg U قسمتی از مسابقه
plank U قسمتی ازبرنامه
legs U قسمتی از مسابقه
spirit U حمیت قسمتی
split second U قسمتی از ثانیه
double cloister U راهرو دو قسمتی
esprit de corps U روحیه قسمتی
spiriting U حمیت قسمتی
esprit de corps U حمیت قسمتی
spirit de corps U حمیت قسمتی
esprit U حمیت قسمتی
spirit de corps U روحیه قسمتی
pate U سر یا قسمتی از سرانسان
another guess U قسمتی دیگر
triploid U سه قسمتی سه بخشی
winging U قسمتی از یک بخش یا ناحیه
fraction U کسر درصدی از قسمتی از
neck of the woods <idiom> U ناحیه یا قسمتی از کشور
lobotomy U برش قسمتی از مغز
rebate U پرداخت قسمتی از بدهی
rebates U پرداخت قسمتی از بدهی
lobotomies U برش قسمتی از مغز
section charge U خرج چند قسمتی
modules U قسمتی از سفینه فضایی
crease U قسمتی از زمین کریکت
wing U قسمتی از یک بخش یا ناحیه
part [ial] payment of a fine U پرداخت قسمتی از جریمه
striking out pleading U حذف قسمتی از مدافعات
creasing U قسمتی از زمین کریکت
ram's horn U قسمتی ازاستحکامات خندق
creases U قسمتی از زمین کریکت
creased U قسمتی از زمین کریکت
expansion joint U اتصال چند قسمتی
aliquot part charge U خرج چند قسمتی
helmeted U دارای قسمتی که مانندخودباشد
march unit U قسمتی ازستون راهپیمایی
fractions U کسر درصدی از قسمتی از
module U قسمتی از سفینه فضایی
aliquot propelling charge U خرج پرتاب چند قسمتی
whips U پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
hash mark U قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
group rendezvous U نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
aft flap آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
whip U پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
fractional damage U خسارت وارده به قسمتی از وسیله
baron U شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
barons U شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
freeboard U قسمتی از قایق که بیرون اب است
whipped U پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
zap U پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapped U پاک نمودن قسمتی از برنامه
pneumonectomy U قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
zapping U پاک نمودن قسمتی از برنامه
necks U قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
displacement hull U قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
neck U قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
slot charter U اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
zaps U پاک نمودن قسمتی از برنامه
lobectomy U برداشتن قسمتی ازیک عضو
alethiology U قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
judea U یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
lectionary U ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
paleocene U قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
dairy U قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
tail skid U قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
faubourg U قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
contract termination U فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
open ice U قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
dairies U قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
table flap U قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
gastrectomy U عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
saddleback U قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
crop U حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped U حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops U حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cymric U وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
scrapping U عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scraps U عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
main yard U قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
baying U قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
leg side U قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
wrists U قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrist U قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
fermata U تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
pokes U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
back order U قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
Please let me take a share in the expenses. U اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
scrapped U عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
bays U قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
slabs U گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
targum U ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
dower U قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
entablature U قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
poke U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking U فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
vacuity U قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
accessory of section U قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
slab U گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
beaver U قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
beavers U قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
scrap U عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
parishes U قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parish U قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
footprints U قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
footprint U قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
bay U قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bayed U قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
appendixes U قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendix U قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
almonry U [قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
warheads U قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
headstock U قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
skip U ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips U ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
descender U قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
skipped U ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
warhead U قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
ullage U قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
file handing routine U قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
footing U قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
nose piece U قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
check point U نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
daisy ham U قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
but for income U قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
land tie U تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
outwork U قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
hypotrachelion [um] U [در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
plateform U بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
aprons U چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
aeromedicine U قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
loft U زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
bundles U دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
burner compartment U قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
bundling U دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
herpetology U قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
metencephalon U قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
virtual inertia U قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
bundle U دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
lofts U زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
germinal area U قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
apron U چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
qube U تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
working section U قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
restricted propellant U سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
profit centre U قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
dentil-band U [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
legs U ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
ionosphere U قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
distance U مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
homosphere U قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
distances U مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
ante-chapel U [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
leg U ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
ragged U قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
heterosphere U قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
appropriation U در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
reentry vehicle U مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
capital levy U مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
lightening hole U سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
breaker line U خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
yoke U قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
control unit U قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
recital U قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
grand tour U سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
recitals U قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
oblique compartment U قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
limelight U قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
grand tours U سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
branch U در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches U در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
controlled airspace U قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
clipboards U قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
clipboard U قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
acrostolium U [قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
preventive justice U قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
cost plus contracts U قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
noncontiguous facility U تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
dead freight U کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
swiple U قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
trey U پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
operating personnel U افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
caged storage U قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
guard U چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guarding U چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards U چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
faces U قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com