English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 272 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
wind up <idiom> U سفت کردن فنر ماشین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
machine U ماشین کردن با ماشین رفتن
machine U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machined U ماشین کردن با ماشین رفتن
machined U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines U ماشین کردن با ماشین رفتن
machines U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
monitor U برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored U برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitors U برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
willy U ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
operational U آنچه کار میکند یا مربوطه به نحوه کار کردن ماشین است
preparation U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
feed U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
feeds U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
combine U ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines U ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combining U ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
print U ماشین کردن
printed U ماشین کردن
prints U ماشین کردن
operate U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operated U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operates U تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
type U ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed U ماشین کردن طبقه بندی کردن
types U ماشین کردن طبقه بندی کردن
bulldoze U روی ماشین بولدوزکار کردن
bulldozed U روی ماشین بولدوزکار کردن
bulldozes U روی ماشین بولدوزکار کردن
bulldozing U روی ماشین بولدوزکار کردن
mechanised U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
chain U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
chains U روش وصل کردن یک وسیله با یک کابل که داده را از یک ماشین به دیگری منتقل میکند.
blender U ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders U ماشین مخصوص مخلوط کردن
port U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
telephone U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephoned U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephones U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
telephoning U ماشین برای صحبت کردن با کسی یا اتباط با کامپیوتر دیگر
atm U ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
carburizing U گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
forklift U ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
microphonics U انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
pace lap U دور پیست را باهم رفتن برای گرم کردن ماشین در اغازمسابقه
shut down U خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
smoke test U بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
take to pieces U پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
tedder U ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
to type in quadruplicate U چهارنسخه ماشین کردن
turn on U وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
type write U ماشین کردن
type write U ماشین نویسی کردن
hit the road <idiom> U ترک کردن (معمولابرای ماشین)
pull over <idiom> U متوقف کردن ماشین گوشه جاده
to switch on the dipped [dimmed] headlights U چراغ نور پایین [ماشین] را روشن کردن
to jump-start someone's car U کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
ager U نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
gig U ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
to cross-check the result with a calculator U حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
to goose [American E] the engine U موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
to rev [British E] the engine U موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
Other Matches
self binder U ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal U نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . U نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinist U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists U ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics U مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading U معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe U ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
faxed U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes U مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler U کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
disassembler U برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill U ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assemble U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles U ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler U یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
digital computer U ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine U ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
automated teller machine U ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation U ماشین در گردش است ماشین دایر است
Jacquard loom U ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
machanist U ماشین چی
machines U ماشین
plants U ماشین
machine U ماشین
plant U ماشین
freeze-up U ماشین
automatons U ماشین
motors U ماشین
mill U ماشین
mills U ماشین
machined U ماشین
motor- U ماشین
motor U ماشین
automaton U ماشین
motored U ماشین
engine U ماشین
pressmen U ماشین چی
wheeling U رل ماشین
wheels U رل ماشین
apparatus U ماشین
runners U ماشین چی
runner U ماشین چی
pressman U ماشین چی
wheel U رل ماشین
mechanism U ماشین
mechanisms U ماشین
gin U ماشین
gins U ماشین
lorry U ماشین باری
synchronous machine U ماشین همگام
synchronous machine U ماشین همزمان
cropper U ماشین موزنی
punching machine U ماشین سوراخکن
machine U تراشیدن ماشین
car tire [American] U چرخ ماشین
frictional machine U ماشین مالشی
car tyre [British] U چرخ ماشین
router U ماشین فرز
scouring machine U ماشین سمباده
scouring machine U ماشین سایش
factory-spun U نخ ماشین ریس
hood U کاپوت ماشین
sunchronous machine U ماشین سنکرون
hoods U کاپوت ماشین
engine man U ماشین کار
engine order U دستور ماشین
sand dredger U ماشین حفار
operator U متصدی ماشین
paper mill U ماشین کاغذسازی
dyeing machine U ماشین رنگرزی
enginery U ماشین الات
drive! U برون! [با ماشین]
tar spraying machine U ماشین قیرپاش
shear U ماشین برش
reaping machine U ماشین درو
sweeper [machine] U ماشین خاکروب
road sweeper U ماشین خاکروب
lorries U ماشین باری
lathe U ماشین تراش
lathes U ماشین تراش
reeling machine U ماشین نخ پیچی
pinball machines U ماشین پینبال
pinball machine U ماشین پینبال
machinists U ماشین ساز
welders U ماشین جوشکاری
welder U ماشین جوشکاری
car tire [American] U تایر ماشین
teaching machine U ماشین اموزش
washing machines U ماشین رختشویی
teazle U ماشین خارزنی
road transport vehicle U ماشین باری
car tyre [British] U تایر ماشین
machinist U ماشین کار
machinist U ماشین ساز
compressors U ماشین فشار
compressor U ماشین فشار
machinists U ماشین کار
teaching machine U ماشین تدریس
seaming machine U ماشین درزگیری
ibm computer U ماشین حساب ای بی ام
sewing press U ماشین کتابدوزی
induction machine U ماشین القایی
induction machine U ماشین القائی
station wagon U ماشین کبریتی
inductive machine U ماشین القائی
station wagons U ماشین کبریتی
stamper U ماشین منگنه
infernal machine U ماشین اتش زا
pile driving appartus U ماشین شمعکوبی
hooter U سوت ماشین
hooters U سوت ماشین
scooping U ماشین حفاری
reapers U ماشین درو
bakkie U نوعی ماشین
planing machine U ماشین کندگی
ignition generator U دینام ماشین
scoop U ماشین حفاری
six by six U ماشین شش چرخه
slot drilling machine U ماشین مته
ignition switch U سویچ ماشین
devil U با ماشین خردکردن
scooped U ماشین حفاری
devils U با ماشین خردکردن
slot drilling machine U ماشین سوراخکن
tank U باک ماشین
tank U ماشین سوخت
smart machine U ماشین هوشیار
reaper U ماشین درو
typists U ماشین نویس
typist U ماشین نویس
dish washer U ماشین طرفشویی
ditcher U ماشین نهر کن
for a car U برای هر ماشین
donkey engine U ماشین بخارکوچک
dry dredger U ماشین حفار
dump car U ماشین شهرداری
adder U ماشین جمع
object machine U ماشین مقصود
hood bonnet U کاپوت ماشین
holtz machine U ماشین هولتس
edging machine U ماشین لب خم کنی
electric machine U ماشین الکتریکی
printer machine U ماشین چاپ
electrostatic machine U ماشین الکتروستاتیکی
typewritter U ماشین نویس
sequential machine U ماشین ترتیبی
steam engine ماشین بخار
engine U ماشین بخار
steam whistle U سوت ماشین
automaton U ماشین خودکار
power shovel U ماشین خاک کش
scoops U ماشین حفاری
automatons U ماشین خودکار
jet dyeing machine U ماشین رنگرزی جت
hydraulic machine U ماشین اب بلندکنی
motorists U ماشین سوار
machinery U ماشین ها دستگاه
machinery U ماشین الات
machine operator U اپراتور ماشین
machine operator U کارگردان ماشین
machine operating U عملکرد ماشین
blower engine U ماشین دمنده
machine oil U روغن ماشین
machine learning U فراگیری ماشین
buldozer U ماشین اهنگری
typing U ماشین نویسی
motorist U ماشین سوار
chauffeurs U راننده ماشین
machine oriented U ماشین گرا
chauffeuring U راننده ماشین
chauffeured U راننده ماشین
machine operator U متصدی ماشین
chauffeur U راننده ماشین
bare machine U ماشین لخت
beading machine U ماشین روکوب
belt pully U فلکه ماشین
bumper guard U سپر ماشین
teazel U ماشین خارزنی
calculating machine U ماشین حساب
calculating machine U ماشین محاسباتی
calculating machine U ماشین محاسبه
treadle U رکاب ماشین
treadles U رکاب ماشین
calculator mode U مد ماشین حساب
machine instruction U دستورالعمل ماشین
machine independent U مستقل از ماشین
machine fault U نقص ماشین
mechanical U مربوط به ماشین ها
virtual machine U ماشین مجازی
press U ماشین چاپ
press U ماشین فشار
presses U ماشین چاپ
presses U ماشین فشار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com