Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
evaporated milk
U
شیری که بوسیله تبخیرغلیط شده است
camera-shy
U
کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
back plane
U
یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
alignment
U
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
murage
U
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
alignments
U
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
like a duck takes the water
[Idiom]
U
کاری را تند یاد بگیرند انجام بدهند و از انجام دادن آن لذت ببرند
lacteal
U
شیری
lactescent
U
شیری
leonine
U
شیری
lactiform
U
شیری
milky
U
شیری
actic
U
شیری
agalactia
U
کم شیری
actescent
U
شیری
lacteous
U
شیری
lactea
U
شیری
acteous
U
شیری
lactary
U
شیری
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
opalescence
U
شیری رنگی
milk teeth
U
دندان شیری
milky color
U
شیری رنگ
milk tooth
U
دندان شیری
opal globe
U
حباب شیری
opalline
U
شیری رنگ
opalescent
U
شیری رنگ
Milky Way
U
راه شیری
yellowish-white
U
رنگ شیری
milk white
U
شیری رنگ
temporary teeth
U
دندانهای شیری
milkiness
U
حالت شیری
mammary glands
U
غدههای شیری
jacob's ladder
U
جاده شیری
deciduous teeth
U
دندانهای شیری
galaxies
U
جاده شیری
galaxies
U
راه شیری
galaxy
U
جاده شیری
galaxy
U
راه شیری
How did you make out? Did you succeed or fail?
U
شیری یا روباه ؟
milkiness
U
خاصیت شیری
milky electrolyte
U
الکترولیت شیری
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
udders
U
غده پستانی یا شیری
udder
U
غده پستانی یا شیری
d. products
U
لبنیات فراوردههای شیری
galactites
U
پشم شیری رنگ
milky way galaxy
U
کهکشان راه شیری
milky
U
شیری رنگ شیردار
white meat
U
فرآوردهی شیری پنیر
ended
U
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ends
U
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
end
U
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
Milk that has turned sour.
U
شیری که ترش شده است.
actescence
U
نمایش شیر خاصیت شیری
Milky Way
U
اسمان دره جاده شیری
trug
U
فرف شیری چوبی تفت
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
opal
U
عین الهر شیشه شیری رنگ
opals
U
عین الهر شیشه شیری رنگ
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
modified milk
U
شیری که اجزا ان را کم وزیاد کرده بکودکان می خوراتتد
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
nebula
U
تودههای عظیم گازو گرد مابین فواصل ستارگان جاده شیری
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
milk of magnesia
U
مایع شیری رنگی که هیدرکسید منیزیم است وبعنوان ضد اسید وملین بکارمیرود
reed valve
U
شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
cirro status
U
ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
garrote
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method
U
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizons
U
افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizon
U
افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulance
U
بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances
U
بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
lion rug
U
فرش شیری
[این طرح بیشتر مربوط به استان فارس و عشایر آن منطقه بوده و گاه در طرح از شتر و یا حیوانات دیگر نیز استفاده می شود.]
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
by
U
بوسیله
perprep
U
بوسیله
at the hand of
U
بوسیله
by dint of
U
بوسیله
per
U
بوسیله
thruogh the a of
U
بوسیله
whereby
U
که بوسیله ان
by the instrumentality of
U
بوسیله
with
U
بوسیله
wherewithal
U
که بوسیله ان
via
U
بوسیله
of
U
بوسیله
by depty
U
بوسیله نماینده
municipally
U
بوسیله شهرداری
hydrolysis
U
تجزیه بوسیله اب
electrically
U
بوسیله برق
by the f.
U
بوسیله لمس
hydromancy
U
تفال بوسیله اب
per pais
U
بوسیله مملکت
per pais
U
بوسیله کشور
by wire
U
بوسیله تلگراف
in propria persona
U
بوسیله خود شخص
windblown
U
در حرکت بوسیله باد
pipage
U
ترابری بوسیله لوله
brews
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pipe down
U
بوسیله شیپور یا نای
pipeage
U
ترابری بوسیله لوله
to scent out
U
بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
seagirt
U
محصور بوسیله دریا
windswept
U
بوسیله باد جاروشده
semaphore
U
مخابره بوسیله پرچم
postage
U
حمل بوسیله پست
sent via e-mail
U
بوسیله ایمیل فرستاده شد
to pick thanks
U
بوسیله سخن چینی
brewed
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pouring
U
تراوش بوسیله ریزش
brew
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
infiltration
U
پالایش بوسیله تراوش
pours
U
تراوش بوسیله ریزش
churns
U
بوسیله اسباب گردنده
electromotive
U
متحرک بوسیله برق
churn
U
بوسیله اسباب گردنده
poured
U
تراوش بوسیله ریزش
hydromancer
U
تفال زننده بوسیله اب
hydrolyze
U
بوسیله اب تجزیه شدن
eluviation
U
انتقال بوسیله بادوباران
phototypography
U
چاپ بوسیله عکسبرداری
photogelatin process
U
چاپ بوسیله ژلاتین
pour
U
تراوش بوسیله ریزش
churned
U
بوسیله اسباب گردنده
intuitively
U
بوسیله درک مستقیم
aeromancy
U
تفال بوسیله هوا
patented
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
aerotherapeutics
U
معالجه بوسیله هوا
radar scan
U
مراقبت بوسیله رادار
diathermy
U
معالجه بوسیله حرارت
dragonnades
U
بوسیله سواره نظام
patent
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
lapped joint
U
اتصال بوسیله پوشش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com