English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hach U زیاداستعمال کردن کهنه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hackney U مبتذل کردن زیاداستعمال شده
aging U کهنه کردن
ages U کهنه کردن
age U کهنه کردن
antiquate U کهنه کردن
burning U دوارشور کردن فرش جهت کهنه کردن ظاهر آن
to pick rags U کهنه برچینی کردن
vet U بیطاری کردن کهنه سرباز
vetted U بیطاری کردن کهنه سرباز
vets U بیطاری کردن کهنه سرباز
clout U پارچه کهنه کهنه
clouted U پارچه کهنه کهنه
clouting U پارچه کهنه کهنه
clouts U پارچه کهنه کهنه
antique wash U دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
chemical wash U کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
olden U کهنه
run-down U کهنه
fusty U کهنه
trite U کهنه
behindhand U کهنه
antiques U کهنه
lint U کهنه
rungs U کهنه
fustiest U کهنه
obsolete U کهنه
age-old U کهنه
antique U کهنه
stale U کهنه
fustier U کهنه
fogram U کهنه
run down U کهنه
age old U کهنه
kettle holder U کهنه
poky U کهنه
by gone U کهنه
worn out U کهنه
shabbly U کهنه
worn-out U کهنه
musty U کهنه
tatters U کهنه
behind the times U کهنه
mucid U کهنه
wad U کهنه
wads U کهنه
knacker U کهنه خر
antiquated U کهنه
out of d. U کهنه
crusted U کهنه
pokier U کهنه
ragged U کهنه
worm eaten U کهنه
tacky U کهنه
obsolescence U کهنه گی
pokiest U کهنه
outworn U کهنه
obsolescent U کهنه
wadding U کهنه
dossil U کهنه
timeworn U کهنه
dowdy U کهنه
trity U کهنه
ragman U کهنه خر
rags U کهنه
gray U کهنه
weatherbeaten U کهنه
pokey U کهنه
rag U کهنه
old-fashioned U کهنه
archaic U کهنه
weatherworn U کهنه
fuddy-duddies U کهنه اندیش
dab U کهنه را نم زدن
dodoes U کهنه پسند
obsolesce U کهنه شدن
green meat U گوشت کهنه
shabbier U کهنه ژنده
ancient U کهن کهنه
dabs U کهنه را نم زدن
veterans U کهنه سرباز
wads U کهنه نمد
veterans U کهنه کار
ogygian U بسیار کهنه
back numbers U چیز کهنه
dabbed U کهنه را نم زدن
fuddy-duddy U کهنه اندیش
pseudo archaic U کهنه نما
dead U منسوخ کهنه
superannuate U کهنه شدن
codex U دستخط کهنه
A pair of old pants ( trousers ) . U یک شلوار کهنه
fripperer U کهنه فروش
shabbiest U کهنه ژنده
fripper U کهنه فروش
mouldy U کهنه وفاسد
boneman U کهنه فروش
obscurantism U کهنه پرستی
sour dough U کهنه کار
superannuated U زیاد کهنه
back number U شماره کهنه
back number U چیز کهنه
dodo U کهنه پسند
back numbers U شماره کهنه
junk U کهنه و کم ارزش
Neanderthal U خیلی کهنه
old wool U پشم کهنه
the old world U جهان کهنه
rags U کهنه شدن
duddy U کهنه پوش
wad U کهنه نمد
old-timer U کهنه کار
old timer U کهنه کار
oldest U کهنه کار
older U پیرانه کهنه
ragman U کهنه فروش
duds U رخت کهنه
unworn U کهنه نشده
wall rue U سداب کهنه
fogyish U کهنه پرست
fogyism U کهنه پرستی
duddie U کهنه پوش
thread bare U فرش کهنه
old U کهنه کار
old U پیرانه کهنه
dodos U کهنه پسند
old-timers U کهنه کار
aging U کهنه شدن
wash linen U کهنه فرفشویی
older U کهنه کار
rag U کهنه شدن
veteran U کهنه سرباز
shabby U کهنه ژنده
uptight U کهنه پرست
stale joke U جوک کهنه
lint U کهنه فتیله
hunkerism U کهنه پرستی
rag picker U کهنه برچین
oldest U پیرانه کهنه
unreconstructed U کهنه پرست
veteran U کهنه کار
tampon U پنبه یا کهنه قاعدگی
one nails drives another U غم جدید غم کهنه را بر از یاد
passe U کهنه مسلک گذشته
sea dog U ملوان کهنه کار
stager U ادم کهنه کار
outwear U کهنه شدن گذراندن
ragpicker U کهنه و ژنده جمع کن
tampons U پنبه یا کهنه قاعدگی
paleology U دانش چیزهای کهنه
antediluvian U ادم کهنه پرست
dishcloth U کهنه فرف شویی
knackery U جنس بنجل و کهنه
back out U کهنه و فرسوده شدن
bibliopolism U فروش کتابهای کهنه
wear out U کهنه و فرسوده شدن
glass cloth U کهنه شیشه پاک کن
trade something in <idiom> U تعویض وسایل کهنه
bric a brac U اشیاء کهنه وعتیقه
dishcloths U کهنه فرف شویی
Antiguated U آنتیک ،کهنه،قدیمی
he has seen sevice U کهنه کار است
veteran skill U مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
well worn U زیاد کار کرده کهنه
ages U : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
ragbag U کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
articlcs of virtu U کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
fossilised U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
dish towel U کهنه فرف خشک کنی
God bless [you] ! U خدا حافظ [واژه کهنه]
fossilising U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilize U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilizes U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
age U : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
She's quite a back number. <idiom> U او [زن] آدم کهنه فکری است.
demode U ازمد افتاده کهنه شده
ragbags U کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
he is a past master in U او در استاد یا کهنه کار است
fossilizing U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
old fashioned U کهنه پرست محافظه کار
jalopy U اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
junk U طناب کهنه کاغذ پاره
snot rag U کهنه بینی پاک کنی
fossilises U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
jalopies U اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
Old clothes ( houses ) . U لباس ( خانه های) کهنه
modified stock car U اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
well-worn U زیاد کار کرده کهنه
bibliopoly U فروش کتابهای کهنه یاعتیق
tampon U توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
tampons U توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
mossyback U ادم کهنه پرست یا محافظه کار
shopworn U کهنه ورنگ رفته در اثرماندن در مغازه
campaigners U سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
Who is worse shod than the shoemakers wife?. <proverb> U کهنه تر از کفش زن کفاش ,کفشى هست ؟.
mossback U ادم کهنه پرست یا محافظه کار
fin de siecle U وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
obsoletism U بکار بردن واژههای کهنه یامهجور
campaigner U سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
His political beliefs are old hat now . U عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
The old paper money is called in. U اسکناسهای کهنه از جریان خارج می شوند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com