English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 235 (6579 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
auburn U رنگ قرمز مایل به زرد
cedar U رنگ قرمز مایل به زرد
cedars U رنگ قرمز مایل به زرد
shell pink U رنگ قرمز مایل به زرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
auburn U قهوهای مایل به قرمز
caramel U مایل به قرمز
caramels U مایل به قرمز
mahogany U رنگ قهوهای مایل به قرمز
carbuncle U رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncles U رنگ نارنجی مایل به قرمز
rubicund U رنگ مایل به قرمز
scarlet U قرمز مایل به زرد
cameo U رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
cameos U رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
terra cotta U گل صورت سازی قرمز مایل به قهوهای
petunia U رنگ قرمز مایل بابی
petunias U رنگ قرمز مایل بابی
pansies U رنگ قرمز مایل به ابی
pansy U رنگ قرمز مایل به ابی
raisin U رنگ قرمز مایل به ابی
raisins U رنگ قرمز مایل به ابی
anemone U لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی
anemones U لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی
bay U سرخ مایل به قرمز
bayed U سرخ مایل به قرمز
baying U سرخ مایل به قرمز
bays U سرخ مایل به قرمز
lurid U رنگ زرد مایل به قرمز
luridly U رنگ زرد مایل به قرمز
fuchsin U رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود
fuchsine U رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود
mikado U رنگ زرد مایل به قرمز
purple red U قرمز مایل به ارغوانی
straw yellow U رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
rust U رنگ قرمز مایل به قهوه ای
Other Matches
storm warning U پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid U اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
infrared line scan U ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery U عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes U رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs U فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
infrared ray U اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
interested U مایل
sloping U مایل
mile U مایل
bevelled U مایل
inclinable U مایل
gauche U مایل
agreeable U مایل
miles U مایل
oblique U مایل کج
oblique U مایل
desirous U مایل
pitching U مایل
bevel U مایل
bevel U پخ مایل
declivous U مایل
f. of books U مایل به کت اب
skews U مایل
italic U مایل
slanting U مایل
skewing U مایل
studious to do a thing U مایل
studious of doing a thing U مایل
skew U مایل
rathe U مایل
propense U مایل
rath U مایل
slantingly U کج یا مایل
sideling U مایل
inclined U مایل
sidling U مایل
loxodrome U خط مایل
nothing loath U مایل
willing U مایل
lickerish U مایل
willful U مایل
reddish U مایل بقرمز
slant range U برد مایل
the mast has raked U مایل کردن
solicitous to go U مایل به رفتن
side flow weir U سر ریز مایل
sourish U مایل به ترشی
cant U سطح مایل
purply U مایل به ارغوانی
whity U مایل به سفید
viridescent U مایل به سبز
xanthic U مایل به زردی
to incline to green U یا مایل بودن
three point perspective U پرسپکتیو مایل
the mast has raked U مایل شدن
statute mile U مایل رسمی
purplish U مایل به ارغوانی
albescent U مایل به سفیدی
aslant U بطور مایل
aslant U حرکت مایل
he is f. her U مایل اوست
he was found of her U مایل او بود
oblique rotation U چرخش مایل
oblique projection U تصویر مایل
oblique perspective U پرسپکتیو مایل
oblique lattice U شبکه مایل
incline plane U سطح مایل
mile ohm U مایل- اهم
lief U مطلوب مایل
inclined compression U فشار مایل
inclined drilling U حفاری مایل
he has a good mind U مایل است
greeny U مایل بسبز
geographical mile U مایل جغرافیایی
whitey U مایل به سفید
recessive U مایل ببازگشت
bitterish U مایل به تلخی
oblique system U سیستم مایل
centripetal U مایل به مرکز
chamfer U مایل شدن
comatant U مایل بجنگ
oppositive U مایل به ضدیت
obliquely U بطور مایل
flavescent U مایل بزردی
oblique section U مقطع مایل
inclined face of dam U نمای مایل سد
fond U مایل مشتاق
like U مایل بودن
greyish U مایل به خاکستری
wilful U مشتاق مایل
fondest U مایل مشتاق
fonder U مایل مشتاق
awry U بطور مایل
nautical miles U مایل دریایی
blueish U مایل به ابی
solicitous U مایل نگران
bluish U مایل به ابی
liked U مایل بودن
likes U مایل بودن
nautical mile U مایل دریایی
yellowish U مایل بزردی
gaff U میله مایل
solicitously U مایل نگران
bloodshot U قرمز
erythroid U قرمز
erythrean U قرمز
raddle U گل قرمز
ponceau U قرمز
redheads U مو قرمز
vermilion U قرمز
laky a U قرمز
aka U قرمز
coralline U قرمز
cramoisy U قرمز
sanguineous U قرمز
reds U قرمز
gules U قرمز
redhead U مو قرمز
rubrics U خط قرمز
vermillion U قرمز
vermeil U قرمز
rubric U خط قرمز
vinaceous U قرمز
red line U خط قرمز
redder U قرمز
red <adj.> قرمز
reddest U قرمز
inclined barrel arch U طاق گهوارهای مایل
green with a blue tint U سبز مایل به ابی
i am unwilling to go U مایل نیستم بروم
cuesta U جلگه مایل یااریب
loxodromics U کشتی رانی در خط مایل
swart U سبزه مایل به سیاه
tattletale gray U سفید مایل بخاکستری
incilnable to do something U مایل کردن بکاری
luteovirescent U زرد مایل بسبز
griseous U خاکستری مایل به ابی
low oblique U عکس مایل پایین
inclined barrel arch U طاق ضربی مایل
suntans U قهوه مایل بسرخ
he is indisposed to go U مایل نیست برود
he is not willing to go U مایل برفتن نیست
grege U اردهای مایل به خاکستری
he was found of her U باو مایل بود
mph U مخفف مایل در ساعت
he was not inclined to go U مایل برفتن نبود
inclined shear plane U سطح برش مایل
they canŠif they so wishŠ..... U اگر مایل باشندمیتوانند...........
suntan U قهوه مایل بسرخ
isabel U زرد مایل به خاکستری
to be prepared to go U مایل به رفتن بودن
inclined coil meter U سنجه با پیچک مایل
isabella U زرد مایل به خاکستری
oblimax rotation U چرخش مایل بیشینه
buffyy U مایل به رنگ نخودی
oblique shock wave U موج ضربهای مایل
brownish U مایل به قهوهای یاخرمایی
sloping barrel vault U طاق ضربی مایل
sloping barrel vault U سقف گهوارهای مایل
homosexual U مایل به جنس خود
homosexuals U مایل به جنس خود
pea green U زرد مایل بسبز
blackish U مایل به سیاه تیره
reddish U مایل بسرخی زننده
hoary U سفید مایل به خاکستری
canescent U سفید مایل به تار
roll piercing process U روش نورد مایل
pinkish U مایل به رنگ صورتی
umber قهوه ای مایل به زرد
oblimin rotation U چرخش مایل کمینه
rubious U قرمز یاقوتی
red lead U سرب قرمز
gold fish U ماهی قرمز
red card U کارت قرمز
rubefacient U قرمز کننده
roucou U قرمز بویا
red brick U اجر قرمز
goldfish U ماهی قرمز
rosily U برنگ قرمز
reddened U قرمز شدن
rubescent U قرمز شونده
redlining U خط قرمز کشیدن
rel pole U قطب قرمز
rubefy U قرمز کردن
red lips U لبهای قرمز
red letter U با حروف قرمز
rubefaction U قرمز سازی
infera red U مادون قرمز
ripe lips U لبهای قرمز
red nucleus U هسته قرمز
ruby of arsenic U زرنیخ قرمز
infrared U مادون قرمز
flush U قرمز کردن
martagon U سوسن قرمز
methyl red U قرمز متیل
nacarat U قرمز روشن
flushing U قرمز کردن
flushes U قرمز کردن
minium U شنجرف قرمز
Recent search history Forum search
1How to work out when you totally don't want to?
3as red as a rose
1اصطلاحاترنگ قرمز به فارسب
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com