English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (5148 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coral pink U رنگ ارغوانی متمایل به زردکمرنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pruplish U متمایل به رنگ ارغوانی
amethystine U ارغوانی
purpure U ارغوانی
amethysts U یاقوت ارغوانی
impurple U ارغوانی کردن
amethysts U رنگ ارغوانی
modena U ارغوانی سیر
murrey U قرمز ارغوانی
rhodolite U لعل ارغوانی
mauve U ارغوانی روشن
amethyst U رنگ ارغوانی
amethyst U یاقوت ارغوانی
empurple U ارغوانی کردن
purple U رنگ ارغوانی
purple U جامه ارغوانی
cresol purple U ارغوانی کرزول
purply U مایل به ارغوانی
aubergines U ارغوانی تیره
purplish U مایل به ارغوانی
Maroon <adj.> <noun> U نوعی رنگ ارغوانی
orchid U رنگ ارغوانی روشن
orchids U رنگ ارغوانی روشن
ox blue U ابی سیرمایل به ارغوانی
purple red U قرمز مایل به ارغوانی
purple U ارغوانی کردن یا شدن
gooseberry U رنگ سیاه مایل به ارغوانی
gooseberries U رنگ سیاه مایل به ارغوانی
heliotrope U گل افتاب گردان ارغوانی روشن
slate black U رنگ ارغوانی مایل بسیاه
purple heart U نشان شجاعت قلب ارغوانی
oxford blue U ابی سیر مایل به ارغوانی
purple hearts U نشان شجاعت قلب ارغوانی
royal purple U رنگ ارغوانی مایل بقرمز سیر
mauve U رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر
purpuric acid اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
tokay U انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
prone U متمایل
partial U متمایل به
inclinable U متمایل
amenable U متمایل
propense U متمایل
minded U متمایل
oriented U متمایل به
avid U متمایل
inclinatory U متمایل
swept U متمایل
cephalad U متمایل بطرف سر
contractive U متمایل به انقباض
yellowy U متمایل به زردی
trepan U متمایل شدن
dancy U متمایل به رقص
fattish U متمایل به چاق
grayish U متمایل به خاکستری
longish U متمایل به درازی
swimmy U متمایل بگیجی
biassed U متمایل بیکسو
like U متمایل به تساوی
downward U متمایل بپایین
apt U متمایل اماده
expansive U متمایل به توسعه
liked U متمایل به تساوی
greenish U متمایل به سبز
likes U متمایل به تساوی
runny U متمایل بدویدن
tendentious U متمایل متوجه
incline U متمایل شدن
incline U متمایل کردن
inclines U متمایل شدن
inclines U متمایل کردن
dermotropic U متمایل به پوست
fain U متمایل بخشنودی
suicidal U وابسته یا متمایل به خودکشی
gravitate U متمایل شدن بطرف
gravitated U متمایل شدن بطرف
pneumotropic U متمایل به نسج ریوی
mind to do a thing U متمایل کردن به کاری
bossy U متمایل به ریاست مابی
bossiness U متمایل به ریاست مابی
zenkatsu dachi U ایستادن متمایل به جلو
gravitates U متمایل شدن بطرف
gravitating U متمایل شدن بطرف
forward slope U شیب متمایل به جلو
deasil U متمایل بطرف راست
adaxial U متمایل بطرف محور
cephalad U متمایل بطرف راس
neologian U متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
swayed U متمایل شدن یا کردن و بعقیدهای
antrorse U خمیده بجلو یا متمایل ببالا
south wards U بطرف جنوب متمایل بجنوب
sways U متمایل شدن یا کردن و بعقیدهای
sway U متمایل شدن یا کردن و بعقیدهای
bias U بیک طرف متمایل کردن
biases U بیک طرف متمایل کردن
lie over U متمایل بودن منتظر ماندن
lie over U بتاخیر افتادن متمایل شدن
tends U متمایل بودن به گرایش داشتن
soiuth ward U بطرف جنوب متمایل بجنوب
tending U متمایل بودن به گرایش داشتن
lopsided U متمایل بیک طرف بی قرینه
tended U متمایل بودن به گرایش داشتن
tend U متمایل بودن به گرایش داشتن
the odds are in our favour U احتمالات بسوی ما متمایل است یا می چربد
bank U دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
banks U دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
tint U [هاله ای از رنگ که بیشتر به سمت سفید متمایل باشد.]
beryl U سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
fullwrite professional U یک برنامه جدید واژه پردازی برای کامپیوتر مکینتاش که متن را با نمودارهای متمایل به مقصود کاملا" عجین میکند
blae U ابی متمایل به سیاه خاکستری ابی رنگ
Recent search history Forum search
There is no search result on forum.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com