English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Off she went . U راهش را کشید ورفت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
One must tackle it in the right way. U هرکاری را باید از راهش وارد شد
She just left ( went ) . off she went . U گذاشت ورفت
it is all up U گذشت ورفت
She left me in the lurch . She stood me up. U مرا کاشت ورفت
It vanished into thin air. U دود شد ورفت هوا
He shut the door and left. U دررا بست ورفت
pother U امد ورفت ه حالت اضطراب
drew U کشید
shuttle U ترنی که فقط در مسیرمعینی امد ورفت کند
shuttles U ترنی که فقط در مسیرمعینی امد ورفت کند
shuttled U ترنی که فقط در مسیرمعینی امد ورفت کند
the wound was infected U زخم اب کشید
spat U به سیخ کشید
He gulped down the orange juice . U آب پرتقال رایکباره سر کشید
he wrinkled his forehead U جبین درهم کشید
what do youlabour U برای چه رنج می کشید
She shot up last year . U پارسال یکدفعه قد کشید
drew U امد بیرون کشید
Their love led to marriage . U عشقشان بازدواج کشید
What came of it ? where did it lead to ? U با لاخره کا ربکجا کشید ؟
She pulled me aside and said… U مرا بسمتی کشید وگفت ...
He eventually landed in prison . U عاقبت کارش بزندان کشید
The girl was penciling her eyebrows . U دخترک داشت ابروهایش را می کشید
She had an aside with me . She took me aside and spoke to me U مراکنار کشید وبا من صحبت کرد
The baby was kicking and scraming . U نوزاد لگه می انداخت وفریاد می کشید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com