English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
look in U دیدن کردن مختصر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
precise U مختصر کردن مختصر
abridge U مختصر کردن
out lawry U طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
abbreviating U مختصر یا مفید کردن
shortens U مختصر کردن کاستن
shortened U مختصر کردن کاستن
shorten U مختصر کردن کاستن
abbreviate U مختصر یا مفید کردن
abbreviates U مختصر یا مفید کردن
to d. into a book U نگاه مختصر بکتابی کردن
step in U بازدید مختصر وکوتاهی کردن
outlining U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
to run in to a person U دیدنی مختصر از کسی کردن بکسی سرزدن
make a call U دیدن کردن
visit U دیدن کردن از
visited U دیدن کردن از
visits U دیدن کردن از
unsight U از دیدن محروم کردن
Seeing is believing . <proverb> U دیدن,باور کردن .
to make or pay a call U از کسی دیدن کردن
spots U کشف کردن دیدن
spot U کشف کردن دیدن
ride herd on <idiom> U از نزدیک دیدن وکنترل کردن
practise or tice U توط ئه دیدن تعقیب کردن
miscarries U صدمه دیدن اشتباه کردن
soothsay U طالع دیدن پیشگویی کردن
miscarry U صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarrying U صدمه دیدن اشتباه کردن
drop in U اتفاقا دیدن کردن انداختن در
simplify U مختصر کردن اسانتر کردن
simplify U اسان تر کردن مختصر کردن
simplifying U اسان تر کردن مختصر کردن
simplifying U مختصر کردن اسانتر کردن
simplifies U مختصر کردن اسانتر کردن
simplifies U اسان تر کردن مختصر کردن
supply U فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
supplied U فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
supplying U فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
see for oneself U از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
to meet half way U درنیمه راه کسی را دیدن یابرخورد کردن
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
skims U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed U سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
gnomical U مختصر
brief U مختصر
synoptic U مختصر
short term U مختصر
laconic U مختصر گو
briefest U مختصر
briefed U مختصر
partial U مختصر
tis U مختصر ti is
epitome U مختصر
concise U مختصر
incomprehensive U مختصر
briefer U مختصر
grammalogue U مختصر
abridged U مختصر
shortest U مختصر
shorter U مختصر
summaries U مختصر
little U مختصر
short U مختصر
succinct U مختصر
summary U مختصر
sum U مختصر
sums U مختصر
febricula U تب مختصر
laconically U مختصر گو
abstracted U مختصر
short <adj.> U مختصر
fleeting <adj.> U مختصر
curt <adj.> U مختصر
tersest U مختصر
concise <adj.> U مختصر
terse U مختصر
succinct <adj.> U مختصر
terser U مختصر
viz U مختصر
abbreviated U مختصر
compend U مختصر
squabbling U نزا مختصر
summary U خلاصه مختصر
let us be brief U مختصر کنیم
inking U اطلاع مختصر
synopsis U اجمال مختصر
synopses U اجمال مختصر
click U صدای مختصر
flashed U روشنایی مختصر
flash U روشنایی مختصر
apercu U خلاصه مختصر
summaries U خلاصه مختصر
lacanic U مختصر و مفید
telegraphic U تلگرافی مختصر
flashes U روشنایی مختصر
shortener U مختصر کننده
simplifier U مختصر کننده
pithy U مختصر ومفید
squabbles U نزا مختصر
clicks U صدای مختصر
tots U یادداشت مختصر
comedietta U کمدی مختصر
cheep U اشاره مختصر
squabbled U نزا مختصر
my initials are s.h U امضای مختصر من
curtails U مختصر نمودن
contracted U مختصر محدود
briefly speaking U مختصر کنیم
clicked U صدای مختصر
compendium U مختصر کوتاهی
velitation U جنگ مختصر
paraph U امضای مختصر
curtailing U مختصر نمودن
curtailed U مختصر نمودن
brachygraphy U مختصر نویسی
curtail U مختصر نمودن
tot U یادداشت مختصر
nodding acquaintance آشنایی مختصر
shorthand U مختصر نویسی
short and sweet <idiom> U مختصر ومفید
potluck U غذای مختصر
briefest U کوتاه مختصر
petit mal U صرع مختصر
handlist U فهرست مختصر
squabble U نزا مختصر
snack U خوراک مختصر
snacks U خوراک مختصر
briefed U کوتاه مختصر
tiffin U ناهار مختصر
brief U کوتاه مختصر
grind out U پیشروی مختصر
tendencies U علاقه مختصر
tendency U علاقه مختصر
scumble U مالش مختصر
concisely U بطور مختصر
briefer U کوتاه مختصر
simplification U تسهیل مختصر سازی
in a nutshell U بطور خیلی مختصر
spots U زمان مختصر لحظه
pocket expenses U هزینه مختصر شخصی
spot U زمان مختصر لحظه
feather U فشار مختصر به گاز
prospectus U شرح حال مختصر
prospectuses U شرح حال مختصر
blockhouse U بنای استحکامی مختصر
bywords U اشاره یانگاه مختصر
bowing acquaintance آشنایی مختصر سلامی و بس
byword U اشاره یانگاه مختصر
metastable U دارای ثبات مختصر
simplifications U تسهیل مختصر سازی
pittance U کمک هزینه مختصر
briefly <adv.> U بصورت مختصر و مفید
compendiously <adv.> U بصورت مختصر و مفید
pull U برتری جزئی و مختصر
abriviated addressing U ادرس مختصر شده
pulls U برتری جزئی و مختصر
compendious U موجز مختصر ومفید
curtly <adv.> U بصورت مختصر و مفید
simplifcation U ساده گردانی مختصر سازی
billets U ورقه جیره یادداشت مختصر
billeting U ورقه جیره یادداشت مختصر
billet U ورقه جیره یادداشت مختصر
billeted U ورقه جیره یادداشت مختصر
multocular U مختصر و مفید کوتاه و سودمند
blinks U نادیده گرفته نگاه مختصر
smacks U چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
blink U نادیده گرفته نگاه مختصر
blinked U نادیده گرفته نگاه مختصر
smacked U چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
simplification U ساده گردانی مختصر سازی
simplifications U ساده گردانی مختصر سازی
smack U چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
flashes U ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashed U ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
nuances U اختلاف مختصر نکات دقیق وفریف
flash U ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
nuance U اختلاف مختصر نکات دقیق وفریف
That is it in a nutshell. U موضوع به طور خیلی مختصر اینطوری است.
luncheonette U رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
luncheonettes U رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
get at U دیدن
observes U دیدن
sees U دیدن
see U دیدن
observed U دیدن
observe U دیدن
viewing U دیدن
set eyes on <idiom> U دیدن
view U دیدن
views U دیدن
seeing U دیدن
twigs U دیدن
incur U دیدن
incurred U دیدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com