Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rebuild
U
دوباره ساختمان کردن
rebuilds
U
دوباره ساختمان کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
building system
U
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post
U
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency
U
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
U
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
civil engineering contractor
U
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
building enterprise
U
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
coach-house
U
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
tempering (metallurgy)
U
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refreshed
U
دوباره پر کردن
replenishes
U
دوباره پر کردن
refilled
U
دوباره پر کردن
replenished
U
دوباره پر کردن
replenishing
U
دوباره پر کردن
refreshes
U
دوباره پر کردن
refilling
U
دوباره پر کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
replenish
U
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
refills
U
دوباره پر کردن
refill
U
دوباره پر کردن
block structure
U
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
constructional feature
U
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotunda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
U
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotonda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
U
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
structuralize
U
ساختمان کردن
revisited
U
دوباره ملاقات کردن
re export
U
دوباره صادر کردن
re establish
U
دوباره تاسیس کردن
recollect
U
دوباره جمع کردن
redirecting
U
دوباره راهنمایی کردن
re form
U
دوباره درست کردن
retry
U
دوباره ازمایش کردن
reinstate
U
دوباره برقرار کردن
revisits
U
دوباره ملاقات کردن
revaluing
U
دوباره ارزیابی کردن
revalue
U
دوباره ارزیابی کردن
rephrase
U
دوباره عبارتبندی کردن
revisiting
U
دوباره ملاقات کردن
revalued
U
دوباره ارزیابی کردن
redirects
U
دوباره راهنمایی کردن
reproducing
U
دوباره چاپ کردن
redistributing
U
دوباره پخش کردن
reinstating
U
دوباره برقرار کردن
redistributes
U
دوباره پخش کردن
redistributed
U
دوباره پخش کردن
reproduces
U
دوباره چاپ کردن
re paving
U
دوباره فرش کردن
reinterpret
U
دوباره تفسیر کردن
relive
U
دوباره تجربه کردن
retakes
U
دوباره تسخیر کردن
reliving
U
دوباره تجربه کردن
reconditions
U
دوباره درست کردن
reinstated
U
دوباره برقرار کردن
regarding
U
دوباره تسطیح کردن
relives
U
دوباره تجربه کردن
revalues
U
دوباره ارزیابی کردن
relived
U
دوباره تجربه کردن
reinstates
U
دوباره برقرار کردن
reinsure
U
دوباره بیمه کردن
recollected
U
دوباره جمع کردن
oversrike
U
دوباره چاپ کردن
redefining
U
دوباره تعریف کردن
redirected
U
دوباره راهنمایی کردن
re-examining
U
دوباره بازپرسی کردن
reuse
U
دوباره استفاده کردن
re-examines
U
دوباره بازپرسی کردن
re-examined
U
دوباره بازپرسی کردن
rewiring
U
دوباره سیمکشی کردن
rescheduling
U
دوباره برنامهریزی کردن
restart
U
روشن کردن دوباره
redefines
U
دوباره تعریف کردن
redefined
U
دوباره تعریف کردن
redefine
U
دوباره تعریف کردن
reasure
U
دوباره بیمه کردن
rewake
U
دوباره بیدار کردن
rewired
U
دوباره سیمکشی کردن
republish
U
دوباره منتشر کردن
republish
U
دوباره چاپ کردن
recollects
U
دوباره جمع کردن
recollecting
U
دوباره جمع کردن
redirect
U
دوباره راهنمایی کردن
resorb
U
دوباره جذب کردن
reschedules
U
دوباره برنامهریزی کردن
rewires
U
دوباره سیمکشی کردن
retry
U
دوباره محاکمه کردن
rejuvenating
U
دوباره جوان کردن
retransmit
U
دوباره مخابره کردن
reschedule
U
دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing
U
دوباره عبارتبندی کردن
renegotiate
U
دوباره مذاکره کردن
remonetize
U
دوباره رایج کردن
rephrases
U
دوباره عبارتبندی کردن
retaking
U
دوباره تسخیر کردن
revisit
U
دوباره ملاقات کردن
rescheduled
U
دوباره برنامهریزی کردن
rejuvenates
U
دوباره جوان کردن
rewire
U
دوباره سیمکشی کردن
reorder
U
دوباره مرتب کردن
re-examine
U
دوباره بازپرسی کردن
re examine
U
دوباره بازپرسی کردن
retrocede
U
دوباره واگذار کردن
reoccupy
U
دوباره اغاز کردن
revalidate
U
دوباره پادار کردن
rejuvenate
U
دوباره جوان کردن
rejuvenated
U
دوباره جوان کردن
retranslate
U
دوباره ترجمه کردن
re establish
U
دوباره برپا کردن
regained
U
دوباره تصرف کردن
reorganises
U
دوباره متشکل کردن
resurface
U
دوباره روکاری کردن
reopen
U
دوباره باز کردن
recalculate
U
دوباره حساب کردن
reorganising
U
دوباره متشکل کردن
rebind
U
دوباره صحافی کردن
resurfaced
U
دوباره روکاری کردن
remarried
U
دوباره عروسی کردن
rejuveoize
U
دوباره جوان کردن
remarries
U
دوباره عروسی کردن
reopened
U
دوباره باز کردن
redeliver
U
دوباره مستخلص کردن
revising
U
دوباره چاپ کردن
reassociate
U
دوباره معاشرت کردن
recommit
U
دوباره زندان کردن
reforge
U
دوباره جعل کردن
reconditioned
U
دوباره درست کردن
regain
U
دوباره تصرف کردن
reappraises
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraise
U
دوباره ارزیابی کردن
regaining
U
دوباره تصرف کردن
reappraising
U
دوباره ارزیابی کردن
regains
U
دوباره تصرف کردن
redevelop
U
دوباره پیشرفته کردن
redeveloped
U
دوباره پیشرفته کردن
reorganised
U
دوباره متشکل کردن
cold start
U
دوباره روشن کردن
redeveloping
U
دوباره پیشرفته کردن
recompose
U
دوباره انشاء کردن
reassociate
U
دوباره متحد کردن
reopening
U
دوباره باز کردن
re sort
U
دوباره جور کردن
reactivated
U
دوباره فعال کردن
revises
U
دوباره چاپ کردن
rephrased
U
دوباره عبارتبندی کردن
reactivates
U
دوباره فعال کردن
reactivating
U
دوباره فعال کردن
reproduce
U
دوباره چاپ کردن
reengage
U
دوباره استخدام کردن
reopens
U
دوباره باز کردن
reemploy
U
دوباره استخدام کردن
revise
U
دوباره چاپ کردن
re strain
U
دوباره صاف کردن
reproduced
U
دوباره چاپ کردن
reorganizing
U
دوباره متشکل کردن
redistribute
U
دوباره پخش کردن
resurfaces
U
دوباره روکاری کردن
reorganizes
U
دوباره متشکل کردن
reactivate
U
دوباره فعال کردن
recondition
U
دوباره درست کردن
reorganized
U
دوباره متشکل کردن
reimport
U
دوباره وارد کردن
retaken
U
دوباره تسخیر کردن
reinstall
U
دوباره برقرار کردن
reorganize
U
دوباره متشکل کردن
back fill
U
عمل دوباره پر کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com