Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
antique wash
U
دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
chemical wash
U
کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
Antiguated
U
آنتیک ،کهنه،قدیمی
gloss over
<idiom>
U
پنهان کردن ،خوب جلوه دادن
post knotting
U
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
to set off
U
جلوه دادن
to put forward
U
جلوه دادن
show off
U
جلوه دادن
highlighting
U
جلوه دادن
emblazonry
U
جلوه دادن
show-off
U
جلوه دادن
set off
U
جلوه دادن
show-offs
U
جلوه دادن
blazon
U
جلوه دادن منتشرکردن
worsening
U
بدتر جلوه دادن
display highlighting
U
جلوه دادن تصویر
image enhancement
U
جلوه دادن تصویر
worsened
U
بدتر جلوه دادن
make over
<idiom>
U
بی تفاوت جلوه دادن
willful misrepresentation
U
عمدا" بد جلوه دادن
give oneself away
<idiom>
U
گناهکار جلوه دادن
worsens
U
بدتر جلوه دادن
dwarfing
U
کوتاه جلوه دادن
dwarf
U
کوتاه جلوه دادن
dwarfs
U
کوتاه جلوه دادن
talk through one's hat
<idiom>
U
بزرگ جلوه دادن
worsen
U
بدتر جلوه دادن
dwarfed
U
کوتاه جلوه دادن
cut a figure
U
خود را جلوه دادن
legitimises
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimized
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizing
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimize
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimization
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimising
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizes
U
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimised
U
منطقی و معقول جلوه دادن
journalese
U
بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
scale
U
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
flower design
U
طرح افشان گل
[این طرح جلوه ای از طرح لچک ترنج شاه عباسی است با تعداد زیادی گل که در کل متن ترنج خاصی را جلوه گر می سازد.]
loom
U
بزرگ جلوه کردن رفعت
looms
U
بزرگ جلوه کردن رفعت
looming
U
بزرگ جلوه کردن رفعت
loomed
U
بزرگ جلوه کردن رفعت
parallels
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling
U
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
antiquate
U
کهنه کردن
aging
U
کهنه کردن
ages
U
کهنه کردن
age
U
کهنه کردن
burning
U
دوارشور کردن فرش جهت کهنه کردن ظاهر آن
hach
U
زیاداستعمال کردن کهنه
to pick rags
U
کهنه برچینی کردن
vets
U
بیطاری کردن کهنه سرباز
vet
U
بیطاری کردن کهنه سرباز
vetted
U
بیطاری کردن کهنه سرباز
clouts
U
پارچه کهنه کهنه
clouted
U
پارچه کهنه کهنه
clout
U
پارچه کهنه کهنه
clouting
U
پارچه کهنه کهنه
rehashes
U
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
rehashed
U
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
purge
U
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purged
U
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
revivalist movement
U
جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
purges
U
پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
rehash
U
بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
old red sandstone
U
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
disciplines
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
smart
U
جلوه گر
gorgeous
U
با جلوه
gaily
U
پر جلوه
glitziest
U
پر جلوه
glitzy
U
پر جلوه
showing
U
جلوه
showings
U
جلوه
flaunting
U
جلوه
smarted
U
جلوه گر
bravery
U
جلوه
smarter
U
جلوه گر
manifestation
U
جلوه
manifestations
U
جلوه
seeming
U
جلوه
flaunt
U
جلوه
expressions
U
جلوه
flaunted
U
جلوه
flourish
U
جلوه
flaunts
U
جلوه
showy
U
پر جلوه
smarts
U
جلوه گر
smarting
U
جلوه گر
smartest
U
جلوه گر
glitzier
U
پر جلوه
expression
U
جلوه
meretriciousness
U
جلوه
shows
U
جلوه
showed
U
جلوه
resplendent
U
پر جلوه
show
U
جلوه
flourishes
U
جلوه
sight
U
جلوه
lustrous
U
پر جلوه
sights
U
جلوه
flourished
U
جلوه
lustre
U
جلوه درخشش
resplendency
U
درخشندگی جلوه
coloraturas
U
زیر و بم و جلوه
pomposity
U
جلوه وشکوه
gloss
U
جلوه فاهر
luster
U
جلوه درخشش
self display
U
جلوه گری
display
U
جلوه نمایاندن
resplendence
U
درخشندگی جلوه
displaying
U
جلوه نمایاندن
displayed
U
جلوه نمایاندن
to show up
U
جلوه گر شدن
flashily
U
جلوه کنان
emotional expression
U
جلوه هیجانی
exhibitive
U
جلوه دهنده
displays
U
جلوه نمایاندن
glitz
U
هر چیز پر جلوه
panache
U
خودنمایی جلوه
coloratura
U
زیر و بم و جلوه
withers
U
جلوه گاه
to depict somebody or something
[as something]
U
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
urban bundle
U
بقچه شهری
[این روش گرچه قدیمی است ولی هنوز هم به عنوان معیاری جهت وزن کردن کلاف های پشم بکار می رود.]
flash
U
بروز ناگهانی جلوه
gaudiness
U
خودنمائی جلوه فروشی
parades
U
نمایش با شکوه جلوه
flashes
U
بروز ناگهانی جلوه
flashed
U
بروز ناگهانی جلوه
luster
U
درخشیدن جلوه داشتن
looms
U
جلوه گری ازدور
lustre
U
درخشیدن جلوه داشتن
loomed
U
جلوه گری ازدور
loom
U
جلوه گری ازدور
parading
U
نمایش با شکوه جلوه
parade
U
نمایش با شکوه جلوه
looming
U
جلوه گری ازدور
paraded
U
نمایش با شکوه جلوه
finicking
U
جلوه فروش مشکل پسند
blazonry
U
نمایش و جلوه هنری پرشکوه
conducting
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
to picture
U
شرح دادن
[نمایش دادن]
[وصف کردن]
age old
U
کهنه
worn out
U
کهنه
pokiest
U
کهنه
poky
U
کهنه
antiquated
U
کهنه
stale
U
کهنه
lint
U
کهنه
wads
U
کهنه
age-old
U
کهنه
run down
U
کهنه
musty
U
کهنه
worn-out
U
کهنه
trity
U
کهنه
pokier
U
کهنه
crusted
U
کهنه
antiques
U
کهنه
tatters
U
کهنه
rungs
U
کهنه
antique
U
کهنه
archaic
U
کهنه
run-down
U
کهنه
knacker
U
کهنه خر
by gone
U
کهنه
weatherbeaten
U
کهنه
behind the times
U
کهنه
mucid
U
کهنه
kettle holder
U
کهنه
dowdy
U
کهنه
out of d.
U
کهنه
pokey
U
کهنه
obsolescence
U
کهنه گی
obsolete
U
کهنه
fogram
U
کهنه
fustiest
U
کهنه
gray
U
کهنه
ragged
U
کهنه
fusty
U
کهنه
outworn
U
کهنه
dossil
U
کهنه
rag
U
کهنه
rags
U
کهنه
trite
U
کهنه
weatherworn
U
کهنه
wad
U
کهنه
behindhand
U
کهنه
tacky
U
کهنه
timeworn
U
کهنه
obsolescent
U
کهنه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com