Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
interwed
U
در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cousins
U
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousin
U
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
to pair somebody off
[up]
with somebody
U
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
slut
U
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts
U
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
wenches
U
فاحشه دختر بازی کردن
wench
U
فاحشه دختر بازی کردن
to pick up women
<idiom>
U
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
U
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to pick up somebody
U
کسی را پیدا کردن
[دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
girl
دختر
daughters
U
دختر
girly
U
دختر
lass
U
دختر
maids
U
دختر
maid
U
دختر
granddaughters
U
دختر دختر
granddaughter
U
دختر دختر
girlie
U
دختر
daughter
U
دختر
girls
U
دختر
lasses
U
دختر
fille
U
دختر
phoebe
U
دختر گا
daughtren
U
دختر
sissified
U
دختر
wench
U
دختر
quean
U
دختر
she
U
ان دختر یا زن
wenches
U
دختر
grand daughter
U
دختر دختر
periwinkles
U
گل تلفونی دختر
hoyden
U
دختر گستاخ
hoyden ar hoi
U
دختر گستاخ
granddaughters
U
دختر پسر
cowgirl
U
دختر گاوچران
teeny-bopper
U
دختر بچه
czarevna
U
دختر تزار
teeny-boppers
U
دختر بچه
periwinkle
U
گل تلفونی دختر
lass n
U
دختر بچه
goddauhgter
U
دختر تعمیدی
wench
U
دختر دهقان
colleen
U
دختر موخرمایی
colleen
U
دختر بور
trull
U
دختر جوان
hussies
U
دختر گستاخ
hussies
U
دختر جسور
hussy
U
دختر گستاخ
hussy
U
دختر جسور
wenches
U
دختر دهقان
granddaughter
U
دختر پسر
belle
U
دختر خوشگل
god daughter
U
دختر تعمیدی
belles
U
دختر خوشگل
tomboy
U
دختر پسروار
tomboys
U
دختر پسروار
minx
U
دختر گستاخ
grand son
U
پسر دختر
hoyden ar hoi
U
دختر بی شرم
inheritress
U
زن یا دختر ارث بر
age of consent
U
سن قانونی دختر
bobby socker
U
دختر نابالغ
grandson
U
پسر دختر
bobby soxer
U
دختر نابالغ
first cousins
U
دختر دایی
grandsons
U
پسر دختر
inheritrix
U
زن یا دختر ارث بر
first cousins
U
دختر خاله
first cousins
U
دختر عمو
demoiselle
U
دختر خانم
girl guide
U
دختر پیشاهنگ
gamine
U
دختر کوچه
gamine
U
دختر ولگرد
ingenue
U
دختر ساده
nurse maid
U
دختر پرستار
girlfriends
U
دوست دختر
balletgirl
U
دختر رقصنده
girlfriend
U
دوست دختر
girl scouts
U
پیشاهنگ دختر
nursemaids
U
دختر پرستار
girl scout
U
پیشاهنگ دختر
nursemaid
U
دختر پرستار
maiden
U
دختر باکره
maidens
U
دختر باکره
stepdaughter
U
دختر خوانده
proserpine
U
دختر زاوش
proserpina
U
دختر زاوش
first cousin
U
دختر عمو
first cousin
U
دختر خاله
first cousin
U
دختر دایی
stepdaughters
U
دختر خوانده
first cousin
U
دختر عمه
schoolgirls
U
دختر مدرسه
whose d. is she?
U
او دختر کیست
first cousins
U
دختر عمه
schoolgirl
U
دختر مدرسه
spinsters
U
دختر خانه مانده
besom
U
دختر گستاخ وجسور
goddaughter
U
دختر خواندهی روحانی
milkmaids
U
دختر شیر دوش
gamine
U
دختر هوس باز
princess of the blood
U
دختر یا نوه پادشاه
townswoman
U
دختر شهری فاحشه
girlie
U
دختر وار دخترانه
She is a pretty of it .
U
دختر قشنگی؟ است
pinup
U
تصویر دختر زیبا
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
U
دختر خودرأیی است
grisette
U
دختر کارگر فرانسوی
spinster
U
دختر خانه مانده
milkmaid
U
دختر شیر دوش
old maids
U
دختر خانه مانده
fillies
U
دختر شوخ و جوان
alumna
U
دختر یا زن فارغ التحصیل
senorita
U
دوشیزه دختر خانم
old maid
U
دختر خانه مانده
niece
U
دختر برادر یا خواهر
who is this girl ?
U
این دختر کیست
nymphet
U
دختر کوچک و زیبا
goddaughters
U
دختر خواندهی روحانی
nieces
U
دختر برادر یا خواهر
girly
U
دختر وار دخترانه
filly
U
دختر شوخ و جوان
spinsterish
U
مثل دختر ترشیده
She is a good – looker .
U
دختر خوش قیافه ای است
She is very sweet . She is a pet .
U
دختر خیلی نازی است
sissy
U
دختر مردیا بچه زن صفت
jade
U
دختر لاسی پشم سبز
She is svelt . she has a small waist .
U
دختر کمر باریکی است
cissies
U
دختر مردیا بچه زن صفت
step daughter
U
دختر اندر دخترزن یا شوهر
kitties
U
دختر جوان زن سبک و جلف
her next was a girl
U
بچه دومش دختر بود
She bore him a daughter.
U
برایش یک دختر آورد (زائید)
kitty
U
دختر جوان زن سبک و جلف
statutory rape
U
هتک ناموس دختر نابالغ
princessroyal
U
بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
sissies
U
دختر مردیا بچه زن صفت
She is a ball of fire.
U
دختر آتش پاره ای (زرنگ وپرتحرک )
paranymph
U
دختر ملازم عروس به خانه داماد
The blow made me giddy young girl .
U
دختر گیج وسر بهوایی است
electra complex
U
حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
infanta
U
دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
girl scout
U
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
Do you want to go out with me?
U
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
girl scouts
U
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
Will you go out with me?
U
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
pinup girl
U
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
to go out
U
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to date
U
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
femme-fleur
U
[طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
gal
U
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gals
U
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
How about going out together?
U
نظرت از اینکه ما با هم برویم بیرون چه است؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to ask somebody out for dinner
U
کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن
[بیشتر دوست دختر و پسر]
brownie
U
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies
U
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
missy
U
دختر خانم خانم
I am
[have]
finished with you.
U
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am done with you.
U
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
superinduce
U
تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
skims
U
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
U
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
U
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
marry
U
ازدواج کردن
joins
U
ازدواج کردن
wive
U
ازدواج کردن
join
U
ازدواج کردن
to take to wife
U
ازدواج کردن با
marries
U
ازدواج کردن
tie the knot
<idiom>
U
ازدواج کردن
married under a contract unlimited perio
U
ازدواج کردن
joined
U
ازدواج کردن
ask for a lady's hand
U
تقاضای ازدواج با بانویی کردن
annul a marriage
U
عقد ازدواج را فسخ کردن
marriage
U
ازدواج پیمان ازدواج
marriages
U
ازدواج پیمان ازدواج
cohabit
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
to get somebody paired off with somebody
U
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
to fix somebody up with somebody
[American E]
U
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
cohabited
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
To marry below ones station.
U
با همسری از طبقه پائین تر ازدواج کردن
cohabits
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
win a lady's hand
U
موافقت زنی را برای ازدواج جلب کردن
to marry at a registry office
U
در دفتر ثبت یا محضر رسمی ازدواج کردن
intermarried
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
If only she would marry me !
U
اگر فقط با من ازدواج می کرد ( درمقام آرزو کردن)
reciprocate
U
دادن و گرفتن
reciprocated
U
دادن و گرفتن
acclimatizes
U
خو دادن یا خو گرفتن
acclimatizing
U
خو دادن یا خو گرفتن
acclimatized
U
خو دادن یا خو گرفتن
reciprocates
U
دادن و گرفتن
acclimatises
U
خو دادن یا خو گرفتن
acclimatize
U
خو دادن یا خو گرفتن
acclimatising
U
خو دادن یا خو گرفتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com