English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
redundancies U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy U در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
computer literacy U دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
econometrics U استفاده از روشهای اماری در بررسی مسائل اقتصادی اقتصاد سنجی
brief U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed U خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
the concert of europe U منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
trover U دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
pretends U دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretending U دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretend U دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
interrupt U اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد
interrupting U اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد
interrupts U اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد
positive externalities U صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
samisch variation U واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
restitution of conjugal rights U دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
exterior angle U زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary U فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity U جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
exploiting U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
schleman defence U دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence U دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
quarrelling U دعوی کردن
set up claim to U دعوی کردن
sue U دعوی کردن
quarreling U دعوی کردن
sues U دعوی کردن
quarrel U دعوی کردن
sued U دعوی کردن
quarreled U دعوی کردن
quarrels U دعوی کردن
suing U دعوی کردن
quarrelled U دعوی کردن
stet processus U گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
go to law U اقامه دعوی کردن دادخواهی کردن عارض شدن
traversing U تکذیب کردن دعوی
quarrelled U دعوی کردن منازعه
to go [fall] together by the ears [outdated] <idiom> U شروع به دعوی کردن
quarreled U دعوی کردن منازعه
disclaims U ترک دعوی کردن
traverses U تکذیب کردن دعوی
traversed U تکذیب کردن دعوی
subduct U ترک دعوی کردن
disclaiming U ترک دعوی کردن
quarreling U دعوی کردن منازعه
litigating U طرح دعوی کردن
litigates U طرح دعوی کردن
relinquish U ترک دعوی کردن
quarrel U دعوی کردن منازعه
traverse U تکذیب کردن دعوی
disclaim U ترک دعوی کردن
disclaimed U ترک دعوی کردن
relinquish a claim U ترک دعوی کردن
lodge a complaint U اقامه دعوی کردن
quarrelling U دعوی کردن منازعه
quarrels U دعوی کردن منازعه
relinquished U ترک دعوی کردن
relinquishes U ترک دعوی کردن
disaffirm U ترک دعوی کردن
litigate U طرح دعوی کردن
litigated U طرح دعوی کردن
pretend to U دعوی یا ادعا کردن
pretends U بخود بستن دعوی کردن
dismissals U عزل مختومه کردن دعوی
pretend U بخود بستن دعوی کردن
pretending U بخود بستن دعوی کردن
to pretend to wisdom U دعوی عقل یا حکمت کردن
dismissal U عزل مختومه کردن دعوی
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
lodge a complaint against someone U علیه کسی اقامه دعوی کردن
bring a suit against a person U اقامه دعوی علیه کسی کردن
bring an action against someone U علیه کسی اقامه دعوی کردن
to start quarrelling <idiom> U شروع به دعوی کردن [اصطلاح روزمره]
litigate U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigates U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigated U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigating U دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
defect skipping U روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
foreign exchange U پول خارجی ارز خارجی
outwork U استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
to square up U خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
processes U جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
process U جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
solenoid sweep U پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
defend U دفاع کردن
to make a d. U دفاع کردن
defending U دفاع کردن از
implead U دفاع کردن
defending U دفاع کردن
answers U دفاع کردن
plead U دفاع کردن
deraign U دفاع کردن
asserted U دفاع کردن از
assert U دفاع کردن از
pleads U دفاع کردن
defended U دفاع کردن
defended U دفاع کردن از
asserts U دفاع کردن از
defend U دفاع کردن از
asserting U دفاع کردن از
pleaded U دفاع کردن
defends U دفاع کردن از
ward off U دفاع کردن
makki U دفاع کردن
advocate U دفاع کردن
to defend [from] U دفاع کردن [از]
to stick up for U دفاع کردن از
advocating U دفاع کردن
answered U دفاع کردن
answer U دفاع کردن
advocated U دفاع کردن
advocates U دفاع کردن
propugn U دفاع کردن از
answering U دفاع کردن
fend U دفاع کردن
buckler U دفاع کردن
say a good word for U دفاع کردن
defends U دفاع کردن
externalized U خارجی کردن
externalises U خارجی کردن
externalization U خارجی کردن
externalising U خارجی کردن
externalizing U خارجی کردن
externalizes U خارجی کردن
externalize U خارجی کردن
externalised U خارجی کردن
champions U مبارزه دفاع کردن از
to keep at bay U دفاع کردن درمقابل
champion U مبارزه دفاع کردن از
defence U دفاع کردن استحکامات
championing U مبارزه دفاع کردن از
bay U دفاع کردن درمقابل
bayed U دفاع کردن درمقابل
baying U دفاع کردن درمقابل
bays U دفاع کردن درمقابل
defenses U دفاع کردن استحکامات
speak out <idiom> U دفاع کردن از چیزی
parries U سد کردن دفاع مستقیم
parrying U سد کردن دفاع مستقیم
breasts U باسینه دفاع کردن
championed U مبارزه دفاع کردن از
breast U باسینه دفاع کردن
parry U سد کردن دفاع مستقیم
parried U سد کردن دفاع مستقیم
assert oneself U از حق خود دفاع کردن
defense U دفاع کردن استحکامات
externalsorting U جور کردن خارجی
external sort U جور کردن خارجی
matters of great moment U مسائل مهم
beside the point <idiom> U مسائل حاشیهای
political matters U مسائل سیاسی
operational problems U مسائل عملیاتی
battle problems U مسائل جنگی
religious matters U مسائل مذهبی
business matters U مسائل کسبی
economic problems U مسائل اقتصادی
disaffirm U دعوی سابق را به صلح ختم کردن نقض احکام صادره از دادگاهها
detachment parry U دفاع با دور کردن شمشیرحریف
bield U شجاع شدن دفاع کردن
to defend oneself [against] U از خود دفاع کردن [درمقابل]
mayhen U ازوسیله دفاع محروم کردن
eot geo reo U باز کردن دفاع ضربدری
collective goods U کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
tax administration U مسائل اجرایی مالیات
adopting the opinion U تقلید در مسائل شرعی
macroeconomic issues U مسائل اقتصاد کلان
to act in self-defence U دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
deports U تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting U تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported U تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deport U تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
substantialize U دارای وجود خارجی کردن یاشدن
outflanked U ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflank U ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflanking U ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflanks U ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
reed U شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
wilson U پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
Take things as you find them. <proverb> U مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
sensationalism U پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
conventions U باره مسائل حزبی ناحیهای
convention U باره مسائل حزبی ناحیهای
indifferentism U لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
external diseconomies U عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
to vindicate a religion U دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
To perfect oneself in a foreign language . U معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
urbiculture U مسائل ومشکلات زندگی شهری وشهرها
endogenous U مسائل ناشی از درونه سیستم اقتصادی
omnibus bill U لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
separate opinion U رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
glasnost U سیاست بحث آزاد مطالب و مسائل
humanism U دلبستگی به مسائل مربوط بنوع بشر
usage U استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages U استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
defense U دفاع وزارت دفاع
one on one U دفاع یارگری دفاع تک به تک
objectify U بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com