English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
credit U درستون بستانکار وارد کردن
credited U درستون بستانکار وارد کردن
crediting U درستون بستانکار وارد کردن
credits U درستون بستانکار وارد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
columnar U نمایش اطلاعات درستون ها
credit U بستانکار
creditor U بستانکار
credited U بستانکار
obligee U بستانکار
creditors U بستانکار
crediting U بستانکار
credits U بستانکار
petitioning creditor U بستانکار
credit notes U برگ بستانکار
credit note U برگ بستانکار
creditor U ستون بستانکار
credit balance U مانده بستانکار
credit advice U اعلامیه بستانکار
credited U ستون بستانکار نسیه
credits U ستون بستانکار نسیه
blackest U بستانکار بودن در حساب
blacker U بستانکار بودن در حساب
blacked U بستانکار بودن در حساب
black U بستانکار بودن در حساب
crediting U ستون بستانکار نسیه
credit U ستون بستانکار نسیه
secured creditor U بستانکار دارای رهینه
blacks U بستانکار بودن در حساب
enter to someone's credit U به بستانکار حساب کسی گذاشتن
wake up U کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
to tarnish something [image, status, reputation, ...] U چیزی را بد نام کردن [آسیب زدن] [خسارت وارد کردن] [خوشنامی ، مقام ، شهرت ، ... ]
credit someone with a sum U مبلغی را به بستانکار حساب کسی گذاشتن
We are now quits. We are now even . The slate is now cleaned. U حالادیگر حسابمان پاک شد (نه بدهکار نه بستانکار )
lien U حق رهن ملک بدهکار برای بستانکار
We are quits. We are even. U دیگر با هم حسابی نداریم (نه بدهکارنه بستانکار )
convoy joiner U ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
introducing U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduce U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduced U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduces U وارد کردن نشان دادن داخل کردن
initiated U وارد کردن
bring in U وارد کردن
importing U وارد کردن
import U وارد کردن
initiate U وارد کردن
initiates U وارد کردن
make an entry U وارد کردن
initiating U وارد کردن
imported U وارد کردن
inputting U وارد کردن
inducts U وارد کردن
induct U وارد کردن
inducting U وارد کردن
inducted U وارد کردن
reimport U دوباره وارد کردن
entered U وارد یا ثبت کردن
rosters U وارد صورت کردن
to exert force [on] U نیرو وارد کردن [بر]
roster U وارد صورت کردن
enter U وارد یا ثبت کردن
blemish خسارت وارد کردن
enters U وارد یا ثبت کردن
initiates U تازه وارد کردن
imported U عمل وارد کردن
initiated U تازه وارد کردن
import U عمل وارد کردن
importing U عمل وارد کردن
initiating U تازه وارد کردن
inflict casualty U خسارت وارد کردن
initiate U تازه وارد کردن
i had scarely arrived U تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
to give somebody a blow U به کسی ضربه وارد کردن
swear in U با مراسم تحلیف وارد کردن
swear in U باسوگند بشغلی وارد کردن
take a strain U وارد کردن فشار به طناب
To import goods [from abroad] کالا از خارج وارد کردن
commissioning the ship U وارد خدمت کردن کشتی
involve U گیر انداختن وارد کردن
inflict casualty U تلفات وارد کردن بدشمن
involves U گیر انداختن وارد کردن
input U عمل وارد کردن اطلاعات
involving U گیر انداختن وارد کردن
hit the spot <idiom> U نیروی تازه وارد کردن
inputted U عمل وارد کردن اطلاعات
initiation U وارد کردن کسی در جائی با تشریفات
scoffs U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffing U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoffed U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
scoff U اهانت وارد اوردن تمسخر کردن
backhand U باپشت راکت ضربت وارد کردن
ingrate U تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
backhands U باپشت راکت ضربت وارد کردن
to sit for an examination U در امتحانی وارد شدن یاشرکت کردن
to enrol somebody U کسی را نام نویسی کردن [ثبت نام کردن] [درفهرست وارد کردن]
creditor's bill U رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
keyboarding U عمل وارد کردن اطلاعات با صفحه کلید
type U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
importation U عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
types U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
typed U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
accession به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
to break into something U از محفظه ای [با زور وارد شدن و] دزدی کردن
feed U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
entered U وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
feeds U مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
feeds U وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
feed U مکانیزم وارد کردن کاغذ درون چاپگر
keyboarding U وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
enters U وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
to e. upon acovnt book U همه اقلام لازم رادردفترحساب وارد کردن
enter U وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
proof of debt U سندی که از طرف بستانکار شخص ورشکسته یامتوفی یا شرکت در حال تصفیه ارائه میشود
supplemented U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
proselyte U عضو تازه حزب بدین تازهای وارد کردن
supplementing U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
key وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
supplements U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplement U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
recriminate U اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
commit U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
decimating U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
posts U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posts U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
committed U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
posted U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
to swear in U با سوگند دادن وارد کارکردن بامراسم تحلیف داخل کردن
log U وارد کردن داده مشخصات مختلف مثل کلمه رمز
decimate U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
post- U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
commits U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
hang U وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
post- U وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posted U وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
hangs U وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
committing U وارد عمل کردن نیروها انجام دادن مرتکب شدن
decimates U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
logs U وارد کردن داده مشخصات مختلف مثل کلمه رمز
decimated U از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
modes U وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
mode U وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
responses U صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
voicing U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
jobs U استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
voices U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
atm U ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
job U استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
response U صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
cracking U وارد کردن گرما و معمولافشار برای شکستن هیدروکربنهای کمپلکس گاه درحضور کاتالیزور
languages U نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
c clamp U گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
language U نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
journalize U در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
editor U نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
editors U نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
escape character U کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
processor U وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
preparation U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
send in U وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
mode U وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه
modes U وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه
log U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
logs U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
graphics U وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
keypad U مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
tablet U صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablets U صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
decimals U کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal U کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
newer U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new- U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
remote job entry U وارد کردن کار از راه دور ورود برنامه از راه دور
tractor feed U روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
trojan horse U برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
feeds U روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feed U روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
pertinenet U وارد به
comer U وارد
conscious U وارد
infare U وارد
intrant U وارد
familiar U وارد در
hep U وارد
relevant U وارد
to make an entry of U وارد
lic U وارد بودن
impoter U وارد کننده
get in U وارد شدن
versant U اشنا وارد
newcomer U تازه وارد
inbound U وارد شونده
check-in U وارد شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com