English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (5548 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cotton plant U درخت پنبه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
willow U درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
willows U درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
kapok U الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
cork U بافت چوب پنبه درخت بلوط
corks U بافت چوب پنبه درخت بلوط
ceiba U درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
cork oak U درخت چوب پنبه کش
Other Matches
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
asbestos U پنبه نسوز پنبه کوهی
rootery U توده ریشه وکنده درخت درباغها که درخت روی ان میکارند
papaw U درخت پاپااو یا درخت نخل امریکای جنوبی
underbrush U درخت کوچک روینده درزیر درخت
myrica U درخت شیشعان درخت موم
gambier U درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
gambir U درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
Cypress design U طرح درخت سرو [سرو بعنوان اسطوره سرسبزی و سرافرازی و قامت بلند در اکثر طرح های ایران خصوصا فرش، جای خاص خود را داشته و عده ای طرح بته جقه را جلوه ای از درخت سرو دانسته اند.]
cottons U پنبه
cotton U پنبه
collodion U پنبه
cotton yarn U نخ پنبه
carder U پنبه زن
cotton plantation U پنبه کاری
cotton seed U پنبه دانه
bravado U پهلوان پنبه
corks U چوب پنبه
cotton plantation U پنبه زار
cotton seed U تخم پنبه
cork U چوب پنبه
cottonseed U تخم پنبه
asbestos U پنبه نسوز
asbestos U پنبه کوهی
stopper U چوب پنبه
stoppers U چوب پنبه
phellem U چوب پنبه
To cut ones head with cotton . <proverb> U با پنبه سر بریدن .
paper tigers U پهلوان پنبه
paper tiger U پهلوان پنبه
cotton waste U ضایعات پنبه
oxide zine U پنبه روی
miuntain flax U سنگ پنبه
miuntain flax U پنبه کوهی
asbeston U پنبه نسوز
asbestus U پنبه نسوز
asbestus U پنبه کوهی
asbestus U سنگ پنبه
cottonseed U پنبه دانه
bobber U چوب پنبه
boll [cotton gin] غوزه پنبه
nitro cotton U باروت پنبه
absorbent cotton U پنبه هیدروفیل
cotton wool U پنبه لایی
cotton wool U لایی پنبه
lint U ضایعات پنبه
cotton plant U بوته پنبه
earth flax U پنبه کوهی
pyrocotton U پنبه باروتی
rock cork U پنبه کوهی
pyrocellulose U پنبه باروتی
feeding cloth U پنبه رسان
floers of zinc U پنبه روی
abiston U پنبه نسوز
abiston U پنبه کوهی
guncotton U باروت پنبه
bully U پهلوان پنبه
cards U پنبه زنی
card U پنبه زنی
bullied U پهلوان پنبه
cash crops U پنبه وتنباکو
float U چوب پنبه
bullies U پهلوان پنبه
floated U چوب پنبه
floats U چوب پنبه
bullying U پهلوان پنبه
Egyptian cotton U پنبه مصری
floss U پنبه ابریشمی
pod U قوزه پنبه
pods U قوزه پنبه
basic crops U پنبه تنباکو و برنج
loggerhead U نوعی افت پنبه
maco U پنبه درجه یک مصری
corked U چوب پنبه دار
cork borer U چوب پنبه سوراخ کن
cotton cake U کنجاره پنبه دانه
comber U ماشین پنبه زنی
mountain cork U یکجور پنبه کوهی
batting U پنبه حلاجی شده
asbestine U مانند پنبه نسوز
ginning U پنبه پاک کنی
cotton-mills U کارخانه ریسندگی پنبه ای
gin U پنبه را پاک کردن
cotton-waste U آشغال و ضایعات پنبه
cotton gin U ماشین پنبه پاک کن
stoppers U باچوب پنبه بستن
tampons U پنبه یا کهنه قاعدگی
cottonseed oil U روغن پنبه دانه
gins U پنبه را پاک کردن
tampon U پنبه یا کهنه قاعدگی
bunging U چوب پنبه بشکه
pourpoint U لحاف پنبه دار
bungs U چوب پنبه بشکه
stopper U باچوب پنبه بستن
bunged U چوب پنبه بشکه
bung U چوب پنبه بشکه
kapok U چوب پنبه سبک
mallow U پنیرک پنبه ایرانی
asbestos cement U سیمان پنبه نسوز
asbestos cement U سیمان پنبه کوهی
cotton grade U درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
gin U ماشین پنبه پاک کنی
gins U ماشین پنبه پاک کنی
bundle U بقچه کلاف پشم یا پنبه
quilting U پنبه دار پارچه لحافی
seed wool U پنبه خام یاپاک نکرده
peasecod U جلونیم تنه پنبه دار
asbestos mica U عایق پنبه نسوز و میکا
phellogen U لایه چوب پنبه ساز
subereous U از چوب پنبه گرفته شده
angola yarn U نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
the cork went off with apop U چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
suberin U ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
vegetable fiber U الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
he undid what i had done U انچه من رشته بودم او پنبه کرد
pyroxilin U یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
To pay no heed . To be inattentive . U پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
pourpoint U لباس لایه داریا پنبه دار
to bung U با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
to bung up U با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
cellulose U الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
cloop U صدای کشیدن چوب پنبه ازشیشه
mildew U کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
absorption U میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
gossypol U رنگدانه سمی پنبه دانه O 03H 03C
waxing cork U چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
uncorked U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncork U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
natural fiber U الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
uncorking U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
snowsuit U لباس پنبه دار وزمستانی مخصوص بچه
uncorks U چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
Milco U میلکو [مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
peascod U غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
cotton-wool yarn U نخ مخلوط از پشم و پنبه که در تار یا پود استفاده شود.
swab U پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swabs U پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swob U چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
kamptulicon U یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
distaff U فرموک [وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
drafting U [کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
steeve U خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
staple U [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
hank U طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
corkscrew rule U قاعده پیچ بطری بازکن قاعده چوب پنبه کش
willy U ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
thick with trees U پر از درخت
tamarisk U درخت گز
quincunx U درخت به
copaiba U درخت
quince U درخت به
tree U درخت
quinces U درخت به
xyloid U پر درخت
butted U ته درخت
treeless U بی درخت
butt U ته درخت
vines U درخت مو
abat U سد درخت
vine U درخت مو
flower U درخت گل
flowers U درخت گل
butts U ته درخت
woody U پر درخت
dogwood U درخت سرخک
diclinous U درخت دوپایه
dendroidal U درخت وار
lotos U درخت سدر
lotos U درخت کنار
lote U درخت سدر
madrepore U درخت مرجان
lote U درخت کنار
dendrophilous U درخت پیچ
dendrophilous U درخت دوست
mastic shrub U درخت چاتلنغوش
mastic shrub U درخت بنه
maythorn U درخت گویج
mastic tree U درخت بنه
mastic tree U درخت چاتلنغوش
maybush U درخت گویج
mimosa U درخت گل ابریشم
medlar U درخت ازگیل
mulberry tree U درخت توت
dendrologist U درخت شناس
nuttree U درخت گردو
dendrology U درخت شناسی
dendrometer U درخت پیما
foresttree U درخت جنگلی
fig tree U درخت انجیر
fevertree U درخت اکالیپتوس
ironwood U درخت اهن
jacaranda U درخت جوالدوز
feller U درخت انداز
pulm tree U درخت نارگیل
elemi U درخت لامی
filbert U درخت فندق
humification U تولیدخاک درخت
fir tree U درخت صنوبر
foliage leaf U برگ درخت
leavulose U درخت میوهfructose
Recent search history Forum search
0معادل انگلیسی بچه تیر که تیری است به اندازه نصف و یا کمتر از نصف تیر معمولی برای پرتاب با کمان به کمک یک ساقه نیم استوانه ای بریده شده از درخت بامبو به اندازه طول یک تیر معمولی برای زدن هدفی در دوردست
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com