Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
apollo
U
خدای افتاب وزیبایی و شعر و موسیقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sun disk
U
صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
ra
U
خدای افتاب مصریان قدیم
oceanus
U
خدای دریا خدای اقیانوس
solarium
U
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solariums
U
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
heliograph
U
گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
play by ear
<idiom>
U
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
bloom
U
بکمال وزیبایی رسیدن
bloomed
U
بکمال وزیبایی رسیدن
blooms
U
بکمال وزیبایی رسیدن
beautician
U
متخصص ارایش وزیبایی
beauticians
U
متخصص ارایش وزیبایی
cosmetologist
U
متخصص ارایش وزیبایی
athena
U
الههء عقل وزیبایی
beauty shop
U
سالن ارایش وزیبایی
melodies
U
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melody
U
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something
U
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
poetics
U
رسالهای درباره شعر وزیبایی شناسی
MIDI Mapper
U
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom
U
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI file
U
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
wampumpeag
U
صدف براق وزیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
asclepius
U
خدای طب
the ever lasting
U
خدای سرمد
the infinite god
U
خدای سرمد
the a of days
U
خدای ازلی
thank god
U
سپاس خدای را
godling
U
خدای کوچک
god the father
U
خدای پدر
titans
U
خدای خورشید
the supreme
U
خدای تعالی
the invisible
U
خدای نادیده
poseidon
U
خدای دریا
ares
U
خدای جنگ
neptune
U
خدای دریاها
aeolian
U
خدای بادها
my goodness (my God)
<idiom>
U
اوه خدای من
odin
U
خدای خدایان
the supreme
U
خدای بزرگ
parcae
U
سه خدای سرنوشت
the almighty god
U
خدای قادرمطلق
the supreme being
U
خدای تعالی
lar n
U
خدای خانگی
titan
U
خدای خورشید
jahweh
U
یهو خدای یهود
pluto
U
خدای عالم اسفل
He is a pastmaster at it .
U
خدای اینکار است
hymen
U
خدای عروسی ونکاح
monotheism
U
اعتقاد به خدای واحد
mars
U
بهرام خدای جنگ
satrun
U
خدای بذر کاری
idol
U
خدای دروغی مجسمه
the ever lasting fod
U
خدای ازلی و ابدی
latri
U
پرستش خدای برحق
hymens
U
خدای عروسی ونکاح
hephaestus
U
خدای اتش وفلز کاریhipster
Jehovah
U
یهو خدای بنی اسرائیل
minerva
U
صنایع یدی خدای پزشکی
jhvh
U
یهوه خدای قوم یهود
hermes
U
خدای بازرگانی ودزدی وسخنوری
saturnalia
U
جشن خدای زحل عیاشی
woden
U
"ادین " خدای روز چهارشنبه
trinity
U
معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
the a of days
U
خدای سرمدی قدیم الایام
uranus
U
خدای اسمان فرزندزمین و پدرتیتان ها
valhalla
U
سالن پذیرایی خدای اودین
parthenon
U
پارتنون معبد خدای اتنا در اتن
incarnationist
U
کسی که مسیح را خدای مجسم می داند
priapus
U
خدای قدرت تناسلی جنس مذکر
dionysus
U
>دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
proteus
U
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
pan-
U
خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pan
U
خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pans
U
خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
satyric
U
وابسته به نیم خدای جنگلی دیو صفت
bacchic ornament
U
[وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
vesta
U
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
Cupid
U
خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
cupids
U
خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
Trinity
U
سه گانگی
[معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد]
[تثلیث]
bacchic
U
وابسته به باکوس خدای میگساری و پرستش او مستانه و پرهیاهو
kalki
U
نام دهمین واخرین مظهرvishnu خدای بزرگ هندوها
photosphere
U
افتاب
sunshine
U
افتاب
dislocate
U
افتاب
sun
U
افتاب
dislocates
U
افتاب
sunned
U
افتاب
dislocating
U
افتاب
patent to the sun
U
افتاب رو
sunless
U
بی افتاب
sunning
U
افتاب
subsolar
U
در فل افتاب
suns
U
افتاب
sunny
U
افتاب رو
sunnier
U
افتاب رو
sunniest
U
افتاب رو
queen's weather
U
افتاب
apolline
U
[نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
sunstroke
U
افتاب زدگی
chamaeleon
U
افتاب پرست
sundial
U
شاخص افتاب
girasole
U
گل افتاب پرست
sundials
U
شاخص افتاب
heliotherapy
U
معالجه با افتاب
heliosis
U
افتاب زدگی
daisy
U
گل افتاب گردان
heliograph
U
افتاب نگار
heliolatrous
U
افتاب پرست
sun worshipper
U
افتاب پرست
helianthemum
U
افتاب چرخ
heliologist
U
افتاب شناس
helianthemum
U
چرخ افتاب
cockshut
U
غروب افتاب
daisies
U
گل افتاب گردان
sunburn
U
افتاب زدگی
visors
U
افتاب گردان
eclipse of sun
U
افتاب گرفتگی
german giant swing
U
افتاب شکسته
giant circle
U
افتاب شکسته
heliotropism
U
افتاب گرایی
chamaeleontis
U
افتاب پرست
streamers
U
تیغ افتاب
streamer
U
تیغ افتاب
heliotrope
U
افتاب گرای
heliophilous
U
افتاب دوست
girasol
U
گل افتاب پرست
sunrises
U
طلوع افتاب
sunrise
U
طلوع افتاب
heliotrope
U
گل افتاب پرست
broiling sun
U
افتاب سوزان
helianthus
U
گل افتاب گردان
visor
U
افتاب گردان
giant swing
U
افتاب یا مهتاب
dry in the sun
U
خشکاندن در افتاب
sunlight
U
نور افتاب
sunlike
U
مانند افتاب
sunbath
U
حمام افتاب
sunbaked
U
افتاب پخته
sun worship
U
افتاب پرستی
sun struck
U
افتاب زده
sun dried
U
در افتاب خشکانیده
sun burn
U
افتاب زدگی
sun beam
U
پرتو افتاب
sunbeam
U
پرتو افتاب
sunbeams
U
پرتو افتاب
sunbeams
U
تیغ افتاب
solarization
U
تابش افتاب
sunshine recorder
U
افتاب سنج
sunbeam
U
تیغ افتاب
sunshine
U
تابش افتاب
sunshine
U
نور افتاب
sunsets
U
غروب افتاب
weather beaten
U
افتاب زده
vizor
U
افتاب گردان
visorless
U
بی افتاب گردان
visard
U
افتاب گردان
turnsole
U
گل افتاب گردان
sunward
U
سوی افتاب
sunup
U
طلوع افتاب
sunstruck
U
افتاب زده
sunshiny
U
افتاب گیر
solarism
U
افسانههای افتاب
sunshades
U
افتاب گردان
bask
U
افتاب خوردن
dawned
U
طلوع افتاب
dawn
U
طلوع افتاب
p of the sun
U
طلوع افتاب
basked
U
افتاب خوردن
patent to the sun
U
افتاب گیر
basking
U
افتاب خوردن
basks
U
افتاب خوردن
dawning
U
طلوع افتاب
roman candle
U
افتاب مهتاب
sunshade
U
افتاب گردان
sunflowers
U
گل افتاب گردان
sunflower
U
گل افتاب گردان
p of the sun
U
نیش افتاب
dawns
U
طلوع افتاب
sunlit
U
روشن از فروغ افتاب
basks
U
حمام افتاب گرفتن
peeped
U
نیش افتاب روزنه
under the sun
U
در جهان در زیر افتاب
sunshiny
U
منور از نور افتاب
sung hat
U
کلاه افتاب گیر
sunflowers
U
گیاه افتاب گرا
sunflower
U
گیاه افتاب گرا
to sun one self
U
خودرا افتاب دادن
to take the sun
U
افتاب بخود دادن
basking
U
حمام افتاب گرفتن
sunbaked
U
حرارت افتاب دیده
sunbathed
U
حمام افتاب گرفتن
bask
U
حمام افتاب گرفتن
solisequous
U
تابع گردش افتاب
sunbathes
U
حمام افتاب گرفتن
sunbathing
U
حمام افتاب گرفتن
peeps
U
نیش افتاب روزنه
peep
U
نیش افتاب روزنه
peeping
U
نیش افتاب روزنه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com