English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
make leeway U حرکت پهلویی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laterad U پهلویی
siding U پهلویی
side ward U پهلویی
sideward U یک ور پهلویی
sidings U پهلویی
next door [to] <adv.> U پهلویی
lateral U پهلویی
immediate U پهلویی
triangularity U سه پهلویی
cheeks U پایه پهلویی
cheek U پایه پهلویی
racking stress U تنش پهلویی
next door U خانه پهلویی
pneumonic U سینه پهلویی
side view U نمای پهلویی
side wall U دیوار پهلویی
our neighbour door U همسایه پهلویی ما
sidewall U دیوار پهلویی
our next neighhbour U همسایه پهلویی ما
sidewards U پهلویی ضلعی
next U پهلویی جنبی
enneagon U شکل نه ضلعی نه پهلویی
Mary is in the next room. U ماری در اتاق پهلویی است.
outhouses U منزل یا حیاط پهلویی یا دورافتاده
outhouse U منزل یا حیاط پهلویی یا دورافتاده
flanking fire U اتش پهلویی اتشهای مربوط به حفظ جناحها
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
move U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
underway U در حال حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
heptagons U هفت پهلویی هفت ماهه
heptagon U هفت پهلویی هفت ماهه
To move backwards and forwards. U عقب وجلو حرکت کردن
lobbed U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
jibed U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibing U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
paddling U با باله شنا حرکت کردن
belts U باشدت حرکت یا عمل کردن
cannonball U سریع السیر حرکت کردن
gibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
belted U باشدت حرکت یا عمل کردن
lobbing U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
skulk U گروه دزدکی حرکت کردن
skulked U گروه دزدکی حرکت کردن
jibe U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
slugged U مثل حلزون حرکت کردن
jibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
slug U مثل حلزون حرکت کردن
fudged U فریفتن اهسته حرکت کردن
draw away U جلوتر از دیگران حرکت کردن
moved U حرکت کردن تکان خوردن
belt U باشدت حرکت یا عمل کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
sway away U رد کردن ضربه با حرکت بدن
moves U حرکت کردن تکان خوردن
accosts U در امتداد چیزی حرکت کردن
skulks U گروه دزدکی حرکت کردن
slugs U مثل حلزون حرکت کردن
lob U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
skulking U گروه دزدکی حرکت کردن
paddles U با باله شنا حرکت کردن
move U حرکت کردن تکان خوردن
paddled U با باله شنا حرکت کردن
accosted U در امتداد چیزی حرکت کردن
accosting U در امتداد چیزی حرکت کردن
paddle U با باله شنا حرکت کردن
lobs U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
change down U به دنده سنگین حرکت کردن
ripples U بطور موجی حرکت کردن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
zooms U با صدای وزوز حرکت کردن
freewheels U با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheel U با ازادی حرکت وجنبش کردن
starboard U بطرف راست حرکت کردن
maneuver U حرکت دادن یاحرکت کردن
maneuver U حرکت جنگی مانور کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com