English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ship to shore U حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shore to shore movement U عملیات و حرکت مستقیم از یک ساحل به ساحل دیگر
disembarkation U به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
landing schedule U برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
beach marker U علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
shores U ساحل دریا
seashores U ساحل دریا
seacoast U ساحل دریا
sea coast U ساحل دریا
shore U ساحل دریا
seashore U ساحل دریا
shelf U سراشیب ساحل دریا
seebreeze U باد از دریا به ساحل
landing beach U ساحل پیاده شدن
shoring U پیاده شدن در ساحل
foreshore U لبه جلوی ساحل دریا
foreshores U لبه جلوی ساحل دریا
landing forces U نیروها پیاده شونده به ساحل
landing attack U تک همراه با پیاده شدن به ساحل
onshore U روی ساحل متوجه بطرف ساحل
offshore U دور از ساحل قسمت ساحلی دریا
alighting area U نقطه پیاده شدن خودروها به ساحل
landings U پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
landing U پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
landing attack U تک فرود یا پیاده شدن به ساحل با کشتی یاهواپیما
landing party U گروه پیاده شونده به ساحل تیم فرود
barrier light U نورافکن ساحل دریا برای پیداکردن مسیر کشتی
inshore U بطرف ساحل جلو ساحل
touchdowns U درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
tac log group U گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
touchdown U درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
landing group U گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
transfer area U در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
naval landing party U تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
landing approach U مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
landing area U منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
enroute personnel U افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
left slide U حرکت موج سوار روی موج بسمت چپ روبرو ساحل
army landing forces U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
approach lane U مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
rivage U ساحل
coast U ساحل
sea shore U ساحل
coasts U ساحل
ashore U به ساحل
beached U ساحل
shore U ساحل
causey U ساحل
littoral U ساحل
shores U ساحل
beaches U ساحل
brae U ساحل
landside U ساحل
bank U ساحل
banks U ساحل
beach U ساحل
bank revetment U پوشش ساحل
shore duty U خدمت ساحل
low lander U ساحل نشین
in- U نزدیک ساحل
in U نزدیک ساحل
coral reef U ساحل مرجانی
bank protection U ساحل داری
sandbanks U ساحل شنی
beach U زدن به ساحل
sandbank U ساحل شنی
river banks U ساحل رودخانه
river bank U ساحل رودخانه
coastwards U بطرف ساحل
coastwards U درامتداد ساحل
bankside U شیب ساحل
on shore U روی ساحل
shores U کرانه ساحل
coast guardsman U ساحل بان
beaches U زدن به ساحل
coastwise U درطول ساحل
shore U کرانه ساحل
beach U ساحل شنی
beached U زدن به ساحل
coastward U درامتداد ساحل
coastward U بطرف ساحل
backshore U ساحل جزرو مد
offshore U از جانب ساحل
offshore U دور از ساحل
near shore U نزدیک به ساحل
shoreline U خط ساحل یا خط ساحلی
shorelines U خط ساحل یا خط ساحلی
back beach U ساحل جزرو مد
beaches U ساحل شنی
land combat U نبرد در ساحل
beach party U تیم ساحل
attack group U گروه تک به ساحل
river line U خط ساحل رودخانه
basegram U پیام از ساحل
stethe U ساحل رودخانه
onshore U واقع در ساحل
backshore beach U ساحل جزرو مد
riparian U ساحل رودخانه زی
beached U ساحل شنی
hard beach U ساحل مستحکم
inshore U به طرف ساحل
ashore U بکنار بطرف ساحل
bars U خور پیشرفتگی اب به ساحل
coast in point U نقطه ورود به ساحل
retracting U دور شدن از ساحل
bank line U نخ ماهیگیری وصل به ساحل
Ivory Coast U کشور ساحل عاج
coast defence U سازمان پدافنداز ساحل
bar U خور پیشرفتگی اب به ساحل
hinterlands U زمین پشت ساحل
hinterland U زمین پشت ساحل
the waves beats or the shore U امواج به ساحل می کوبد
lee shore U ساحل در معرض باد
riverain U ساکن ساحل رودخانه
roadstead U لنگرگاه دور از ساحل
the wares beat the shore U خوردن امواج به ساحل
insides U موج نزدیک ساحل
inside U موج نزدیک ساحل
near bank U ساحل نزدیک رودخانه
bank angle U زاویه شیب ساحل
retract U دور شدن از ساحل
put out U از ساحل عازم شدن
retracts U دور شدن از ساحل
waterside U متعلق به کناردریا ساحل
retracted U دور شدن از ساحل
surf cast U قلاب اندازی از ساحل در موج
beaching gear U وسایل به ساحل کشیدن ناو
debarkation net U پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
coasting U کشتی رانی در طول ساحل
to wash something up U بکنار ساحل شستن چیزی
to wash something ashore U بکنار ساحل شستن چیزی
offshore winds U بادخشکی بادهای دور از ساحل
banks U صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
skate boat U قایق بسته به ساحل در اغازمسابقه
cay U ساحل مرجانی یاشنی درجزیره
bank U صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
shore break U موجهاییکه نزدیک ساحل می شکنند
shore duty U ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
straight off U مستقیما درجلو موج روبه ساحل
beachhead U پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
council of entent U ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
barrier reef U صخره مرجانی که تقریباموازی ساحل است
beachheads U پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
point break U موجهاییکه با زاویه به ساحل نزدیک می شوند
coast in point U نقطه نزدیک شدن کشتی به ساحل
liberty man U ملوانی که اجازه دارد به ساحل برود
approach line U خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
jolly boat U قایق بار کشی از کشتی به ساحل و بعکس
camp-shedding U [پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
wharves U لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
coastal refraction U تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
soup U موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
soups U موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
dune U خاکریز یاتپه شنی ساحل که بادانها را جابجامیکند
wharfs U لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
wharf U لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
bollard U تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
hard-up U جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
painter U طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
hard up U جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
bollards U تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
painters U طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
scylla U صخرهای در ساحل ایتالیاروبروی گرداب معروف به "شاریبدیس " در سیسیل
bank protection U حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
transfer berth U دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
secondary landing U منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
mooring penant U طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
stand out U حرکت کردن ناو به سمت دریا
zouave U یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
arrow head U پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
cabotage U کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
catch U مانوردادن روی موج و رانده شدن موج سواربطرف ساحل
hard beach U قسمت مستحکم ساحل یا اسکله اسکله روسازی شده
beach party U گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
piloting U ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
characterization U مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
intransit strenth U افراد در حال حرکت یا انتقال
cabotage U کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
sailings U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sail U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
riverain U کرانه نشین ساحل نشین
attack force U نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
inshore U نزدیک کرانه نزدیک ساحل
riverine U داخل رودخانهای یا ساحل رودخانهای
chalk troops U سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
sound velocity U سرعت حرکت صوت در اب دریا
coastal convoy U ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
to sail a sea U باکشتی عبورکردن ازدریا
feinted U حرکت فریبنده عملیات دروغین
feint U حرکت فریبنده عملیات دروغین
feinting U حرکت فریبنده عملیات دروغین
feints U حرکت فریبنده عملیات دروغین
detrain U از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
overhauling U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhaul U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
continental shelf U مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com