Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
purfle
U
حاشیه دوزی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pinwork
U
کوک برجستهء حاشیه دوزی وبرودری دوزی
fancywork
U
حاشیه دوزی برودره دوزی
drawnwork
U
حاشیه دوزی
sewing
U
حاشیه دوزی
purfle
U
ارایش حاشیه دوزی
candlewick
U
نخ پنبهای حاشیه دوزی
froufrou
U
حاشیه دوزی حشو وزوائد
soutache
U
حاشیه دوزی زری ویراق لباس
needle work
U
سوزن دوزی
[برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
rosette border
U
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
lacing
U
یراق دوزی ملیله دوزی
Zipper selvage
U
حاشیه زیپ شکل
[در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border
U
حاشیه فرعی
[حاشیه کناری]
[این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
serge
U
ته دوزی کردن
oversew
U
ترکی دوزی کردن
filigree
U
ملیله دوزی کردن
needle
U
سوزن دوزی کردن
to sew overhand
U
ترکی دوزی کردن
patches
U
وصله دوزی کردن
patch
U
وصله دوزی کردن
needled
U
سوزن دوزی کردن
needles
U
سوزن دوزی کردن
needling
U
سوزن دوزی کردن
embroider
U
قلاب دوزی کردن
braided
U
قیطان دوزی کردن
embroidered
U
قلاب دوزی کردن
embroiders
U
قلاب دوزی کردن
braids
U
قیطان دوزی کردن
braid
U
قیطان دوزی کردن
broider
U
ملیله دوزی کردن
embroidering
U
قلاب دوزی کردن
cobbles
U
سنگ فرش کردن پینه دوزی
cobble
U
سنگ فرش کردن پینه دوزی
laces
U
بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
lace
U
بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
frets
U
گلابتون دوزی کردن اخم کردن
fret
U
گلابتون دوزی کردن اخم کردن
Kufic border
U
حاشیه کوفی
[این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged
U
متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged
U
متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
frieze
U
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes
U
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border
U
حاشیه سماوری
[در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
border
U
حاشیه دار کردن
fringes
U
حاشیه دار کردن
fringe
U
حاشیه دار کردن
purfle
U
حاشیه راتزئین کردن
bordering
U
حاشیه دار کردن
bordered
U
حاشیه دار کردن
commentates
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentating
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
faggots
U
ریشه کردن حاشیه پارچه
margin
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
margins
U
اندک حاشیه دار کردن
margin
U
اندک حاشیه دار کردن
faggot
U
ریشه کردن حاشیه پارچه
tat
U
دارای حاشیه توری کردن
margins
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
fagot
U
ریشه کردن حاشیه پارچه
commentate
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
skirts
U
دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
left justification
U
زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
skirt
U
دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
flouncing
U
چین دار کردن حاشیه لباس
skirted
U
دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
flounces
U
چین دار کردن حاشیه لباس
flounced
U
چین دار کردن حاشیه لباس
flounce
U
چین دار کردن حاشیه لباس
indent
U
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting
U
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indents
U
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
lacevi
U
بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
reciprocal border
U
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
broidery
U
گل دوزی
taping
U
ته دوزی
overcast stilch
U
سر دوزی
righting
U
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righted
U
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
right
U
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
Herati border
U
طرح حاشیه هراتی
[این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
overcast stilch
U
پاک دوزی
pointlace
U
ملیله دوزی
overhand
U
ترکی دوزی
lacet
U
قیطان دوزی
tapestry
U
ملیله دوزی
picot
U
قلاب دوزی
needle point
U
کانوا دوزی
tapestries
U
ملیله دوزی
filigree
U
ملیله دوزی
passementerie
U
گلابتون دوزی
patchery
U
پینه دوزی
glares
U
چشم دوزی
couching
U
یکجورقلاب دوزی
netting
U
توری دوزی
glared
U
چشم دوزی
embroiders
U
برودره دوزی
broidery
U
ملیله دوزی
embroidering
U
برودره دوزی
conformator
U
فنرکلاه دوزی
applique
U
تکه دوزی
embroider
U
برودره دوزی
embroidered
U
برودره دوزی
glare
U
چشم دوزی
lining
U
استر دوزی
dress making
U
زنانه دوزی
roping
U
طناب دوزی
patchwork
U
وصله دوزی
linings
U
استر دوزی
fancywork
U
توری دوزی
gadroon
U
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
sackcloth
U
پارچه کیسه دوزی
ice wool
U
کرک قلاب دوزی
sackings
U
پارچه کیسه دوزی
needle lace
U
کار سوزن دوزی
filigreed
U
ملیله دوزی شده
needlework
U
کار سوزن دوزی
knotwork
U
یکجورسوزن دوزی یاقلابدوزی
glare effect
U
اثر چشم دوزی
arras
U
پردهء قلاب دوزی
grindery
U
کارخانه تیزکنی افزارکفش دوزی
cross stitch
U
بخیه دوزی بچپ وراست
fourragere
U
بند قیطان دوزی شده
arras
U
نقاشی طراحی قلاب دوزی
rosettes
U
پارچه ملیله دوزی روبان لباس
rosette
U
پارچه ملیله دوزی روبان لباس
featherstitch
U
کوک مورب و چپ و راست درحاشیه دوزی
rainbow border
U
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
mechlin
U
توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
accessory stitches
U
چرم دوزی، دوخت ها و بخیه های تزپینی فرش
give someone an inch and they will take a mile
<idiom>
U
اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
rim
U
حاشیه
marginally
U
در حاشیه
brink
U
حاشیه
verge
U
حاشیه
braids
U
حاشیه
selvedge
U
حاشیه
margent
U
حاشیه
skirter
U
حاشیه رو
braided
U
حاشیه
rims
U
حاشیه
rand
U
حاشیه
braid
U
حاشیه
verges
U
حاشیه
postil
U
حاشیه
gloss
U
حاشیه
selvage
U
حاشیه
draught
U
حاشیه
fringes
U
حاشیه
apostil
U
حاشیه
brim
U
حاشیه
brimmed
U
حاشیه
frilling
U
حاشیه
border line
U
خط حاشیه
brimming
U
حاشیه
brims
U
حاشیه
listel
U
حاشیه
list
U
حاشیه
marge
U
حاشیه
margins
U
حاشیه
outskirt
U
حاشیه
fimbriation
U
حاشیه
draft
U
حاشیه
marginal
U
حاشیه
fringe
U
حاشیه
margin
U
حاشیه
marginal note
U
حاشیه
marginate
U
حاشیه
margine
U
حاشیه
kerb=curb
U
حاشیه
skirted
U
حاشیه
bordering
U
حاشیه زه
skirt
U
حاشیه
bordered
U
حاشیه زه
skirts
U
حاشیه
bordering
U
حاشیه
border
U
حاشیه
border
U
حاشیه زه
bordered
U
حاشیه
fancy work
U
سوزن دوزی ذوقی یاتفننی کارهای ذوقی
fimbriated
U
حاشیه دار
rimmed
U
حاشیه دار
edging
U
حاشیه یابی
friezes
U
حاشیه ارایشی
fimbriate
U
حاشیه دار
unresolved corners
U
حاشیه متقاطع
braids
U
نوار حاشیه
border
U
حاشیه گذاشتن
braid
U
نوار حاشیه
margent
U
حاشیه کتاب
buffer distance
U
حاشیه امنیت
annotating
U
حاشیه نوشتن
marginalia
U
یادداشتهای حاشیه
anconis
U
حاشیه تزئین
marginalises
U
در حاشیه قراردادن
frizzly
U
حاشیه دار
annotation
U
حاشیه نویسی
scholiast
U
حاشیه نویس
marginalize
U
در حاشیه قراردادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com