Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stripping crane
U
جرثقیل برای خارج کردن شمش از کوکیله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
break out
U
نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
jeheemy
U
جرثقیل سنگین برای بیرون کشیدن قایقها از گل
constant
U
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constants
U
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
cryptographic
U
تعداد کدهایی که در الگوریتم رمز برای مشخص کردن داده رمز دار و خارج از رمز به کارمی روند
crane hook
U
قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
derrick
U
با جرثقیل حمل کردن
derricks
U
با جرثقیل حمل کردن
trail bike
U
موتورسیکلت کوچک سبک برای مسیرهای خارج از جاده
offshore company
U
شرکت صندوق پستی در خارج از کشور
[ برای سود در مالیات]
to offshore something
U
چیزی را
[برای سود بیشتر]
به خارج
[از کشور]
بردن
[اقتصاد]
carrier company
U
تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
buffer
U
فضای ذخیره سازی موقت برای اینکه داده وارد یا خارج شود
anti spin
U
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
pit
U
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits
U
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
davit
U
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
ejection
U
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
inactivate
U
غیر فعال کردن ناو از رده خارج کردن یکان
discharge
U
خارج کردن
ejected
U
خارج کردن
eject
U
خارج کردن
derail
U
از خط خارج کردن
discharges
U
خارج کردن
bring out
U
خارج کردن
ejects
U
خارج کردن
derailed
U
از خط خارج کردن
phase out
U
خارج کردن
unship
U
خارج کردن
to rule out
U
خارج کردن
expulse
U
خارج کردن
extraction
U
خارج کردن
ejecting
U
خارج کردن
derailing
U
از خط خارج کردن
derails
U
از خط خارج کردن
out of bounds
U
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
lay on the table
U
از دستور خارج کردن
disseise
U
ازتصرف خارج کردن
disarm
U
از ضامن خارج کردن
defecating
U
خارج کردن مدفوع
disarms
U
از ضامن خارج کردن
disarmed
U
از ضامن خارج کردن
defecates
U
خارج کردن مدفوع
defecated
U
خارج کردن مدفوع
expectorate
U
ازشش خارج کردن
spew
U
با فشار خارج کردن
spewed
U
با فشار خارج کردن
spewing
U
با فشار خارج کردن
spews
U
با فشار خارج کردن
swap out
U
مبادله کردن به خارج
write off
U
از دفتر خارج کردن
to put out of court
U
از دستور خارج کردن
write-off
U
از دفتر خارج کردن
write-offs
U
از دفتر خارج کردن
phase out
U
به ترتیب خارج کردن
defecate
U
خارج کردن مدفوع
exfiltration
U
خارج کردن از میدان
tabling
U
از دستور خارج کردن
tabled
U
از دستور خارج کردن
tables
U
از دستور خارج کردن
table
U
از دستور خارج کردن
ablate
U
بریدن و خارج کردن
to expel
[from]
U
بزور خارج کردن
[از]
decivilize
U
از تمدن خارج کردن
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
expelling
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
expels
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
expelled
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
expel
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
unplugged
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
To import goods
[from abroad]
کالا از خارج وارد کردن
emitted
U
بیرون دادن خارج کردن
unplugging
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
emits
U
بیرون دادن خارج کردن
uncouple
U
از حالت زوجی خارج کردن
emit
U
بیرون دادن خارج کردن
unplugs
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
to phase out something
U
به ترتیب خارج کردن چیزی
reek
U
بخار ازدهان خارج کردن
unplug
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
reeks
U
بخار ازدهان خارج کردن
evacuating
U
اخراج خارج کردن یا شدن
emancipate
U
از زیر سلطه خارج کردن
evacuates
U
اخراج خارج کردن یا شدن
reeking
U
بخار ازدهان خارج کردن
strike off the rolls
U
از صورت وکلا خارج کردن
evacuated
U
اخراج خارج کردن یا شدن
evacuate
U
اخراج خارج کردن یا شدن
reeked
U
بخار ازدهان خارج کردن
emitting
U
بیرون دادن خارج کردن
deconcentrate
U
از حالت تغلیظ خارج کردن
emancipating
U
از زیر سلطه خارج کردن
emancipates
U
از زیر سلطه خارج کردن
emancipated
U
از زیر سلطه خارج کردن
withdrawal
U
خارج کردن عقب کشیدن
bail
U
عمل خارج کردن اب قایق
withdrawals
U
خارج کردن عقب کشیدن
break
U
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
emitting
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
breaks
U
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
emitted
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
snake out
U
خارج کردن کالا از انبار ناو
to play in or out
U
با نواختن ارغنون یا سازدیگرواردیا خارج کردن
emits
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
emit
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
safing
U
از حالت مسلح بودن خارج کردن
bowdlerize
U
قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
deviation
U
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
to move one's operation offshore
U
شرکت خود را به خارج
[از کشور]
منتقل کردن
deviations
U
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discard
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
importation
U
عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
discarded
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarding
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discards
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
hooked medallion
U
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
closed cycle reactor system
U
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
evicted
U
خارج کردن خلع ید کردن
evict
U
خارج کردن خلع ید کردن
evicting
U
خارج کردن خلع ید کردن
evicts
U
خارج کردن خلع ید کردن
sidelined
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
externals
U
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
smuts
U
تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
exfiltration
U
خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
releases
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
eviction
U
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
smut
U
تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
release
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
sidelining
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
released
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
sidelines
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sideline
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
evictions
U
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
external
U
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
derrick
U
جرثقیل
derricks
U
جرثقیل
craned
U
جرثقیل
lift
U
جرثقیل
lifts
U
جرثقیل
crane
جرثقیل
gantry
U
جرثقیل پل
wreckers
U
جرثقیل
wrecker
U
جرثقیل
gantries
U
جرثقیل پل
lifting
U
جرثقیل
lifted
U
جرثقیل
cranes
U
جرثقیل
forklift track
U
جرثقیل
craning
U
جرثقیل
hoist
U
جرثقیل
hoisted
U
جرثقیل
hoists
U
جرثقیل
gantry crane
U
جرثقیل
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics
U
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
U
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
denationalized
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
travelling crane
U
جرثقیل متحرک
winches
U
جرثقیل کوچک
slewing crane
U
جرثقیل چرخان
revolving crane
U
جرثقیل گردان
hand crane
U
جرثقیل دستی
trammer
U
جرثقیل معدن
crane construction
U
ساختمان جرثقیل
fixed davit
U
جرثقیل ثابت
ship husbandary manual
U
دستورالعمل جرثقیل ها
crane frame
U
چارچوب جرثقیل
winching
U
جرثقیل کوچک
winch
U
جرثقیل کوچک
davit
U
جرثقیل قایق
parabuckle
U
طناب جرثقیل
gantries
U
جرثقیل دروازهای
winched
U
جرثقیل کوچک
cranage
U
استعمال جرثقیل
gantry
U
جرثقیل دروازهای
crane balance
U
تعادل جرثقیل
king post
U
ستون جرثقیل
crane chain
U
زنجیر جرثقیل
crane construction
U
ساختار جرثقیل
floating crane
U
جرثقیل متحرک
sheers
U
یکجور جرثقیل
sheer legs
U
یکجور جرثقیل
hoisted
U
با جرثقیل بالابردن
hoists
U
با جرثقیل بالابردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com