English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 232 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relied U تکیه کردن
relies U تکیه کردن
rely U تکیه کردن
relying U تکیه کردن
recline U تکیه کردن
reclined U تکیه کردن
reclines U تکیه کردن
lean U تکیه کردن
leaned U تکیه کردن
leans U تکیه کردن
to base one self U تکیه کردن
to emphasize U تکیه کردن [زبان شناسی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fulcrum U تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
support U تکیه گاه تصدیق کردن
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accentuate U با تکیه تلفظ کردن
accentuate U تکیه دادن تاکید کردن
accentuated U با تکیه تلفظ کردن
accentuated U تکیه دادن تاکید کردن
accentuates U با تکیه تلفظ کردن
accentuates U تکیه دادن تاکید کردن
accentuating U با تکیه تلفظ کردن
accentuating U تکیه دادن تاکید کردن
insist U تکیه کردن بر
insisted U تکیه کردن بر
insisting U تکیه کردن بر
insists U تکیه کردن بر
to lean on a reed U تکیه بر اب کردن
to throw oneself on U تکیه کردن بر
Other Matches
enclitic U متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
accents U تکیه
recumbency U تکیه
leanings U تکیه
reliance U تکیه
enclitic U بی تکیه
leaning U تکیه
loll U لم تکیه
unaccented U بی تکیه
atonic U بی تکیه
accent U تکیه
accented U تکیه
accumbency U تکیه
accenting U تکیه
lolled U لم تکیه
lolling U لم تکیه
lolls U لم تکیه
emphasis U تکیه
lean U تکیه زدن
support U تکیه گاه
support bearing U تکیه گاه
leans U تکیه زدن
bolster U تکیه دادن
fulcrum U تکیه گاه
bolsters U تکیه دادن
counterfort U دیوار تکیه
boilerplate U تکیه کلام
slump over U تکیه زدن
bridge seat U تکیه گاه
stayed U تکیه مهار
leaned U تکیه زدن
anchorages U تکیه گاه
propping U تکیه گاه
mahlstick U تکیه دست
maulstick U تکیه دست
point of support U تکیه گاه
propped U تکیه گاه
anchors U تکیه گاه
anchoring U تکیه گاه
postpositive U الحاقی و بی تکیه
heel rest تکیه گاه
anchor U تکیه گاه
stay U تکیه مهار
anchorage U تکیه گاه
catch-phrase U تکیه کلام
prop U تکیه گاه
accentual U تکیه دار
rest U تکیه دادن
saddle bearer U تکیه گاه
bolstered U تکیه دادن
backrest U تکیه گاه
rests U تکیه دادن
catch-phrases U تکیه کلام
arm rest U تکیه گاه
rest U تکیه گاه
support roller U تکیه گاه
rests U تکیه گاه
bearing U تکیه گاه
stand U تکیه گاه
to lean out of the window U به پنجره تکیه دادن
lean U تکیه دادن بطرف
arch abutment U تکیه گاه قوس
leaned U تکیه دادن بطرف
to lean against the wall U به دیوار تکیه دادن
journal U تکیه گاه اصلی
movable support U تکیه گاه متحرک
armpits U تکیه گاه ارنج
core print U تکیه گاه ماهیچه
direct support U تکیه گاه بی واسطه
armpit U تکیه گاه ارنج
propped U تیر شمع تکیه
fixed support U تکیه گاه گیردار
free support U تکیه گاه ازاد
prop U تیر شمع تکیه
rest U تکیه گاه استراحت
propping U تیر شمع تکیه
bow hand U دسته تکیه گاه
rests U تکیه گاه استراحت
simple support U تکیه گاه ساده
hinged support U تکیه گاه مفصلی
perceptual anchorage U تکیه گاه ادراکی
to lean against something U تکیه زدن به چیزی
abutment U تکیه گاه نیمپایه
accentually U مطابق تکیه صدا
accumbent U تکیه کننده سرغذا
bearing plate U صفحه تکیه گاه
bearing stress U تنش تکیه گاهی
bearing pressure U فشار تکیه گاهی
bench wall U دیوار تکیه گاه
bearing width U عرض تکیه گاه
indirect support U تکیه گاه بی واسطه
support conditions U شرایط تکیه گاهی
elastic support U تکیه گاه ارتجاعی
support pression U فشار تکیه گاه
anchorage distance U فاصله تکیه گاهی
accumbent U تکیه دار خوابیده
leans U تکیه دادن بطرف
journals U تکیه گاه اصلی
restraining support U تکیه گاه گیردار
slogans U تکیه کلام شعار
settlement of abutments U نشست تکیه گاه
solid support U تکیه گاه جامد
anchoring effect U اثر تکیه گاهی
support U تکیه گاه پایه
seat bars U میلههای تکیه گاه
slogan U تکیه کلام شعار
lateral support U تکیه گاه کناری
lateral support U تکیه گاه جانبی
movable support U تکیه گاه قابل انتقال
accentually U بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
accubation U تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
boss U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
spans U فاصله دو تکیه گاه تیر
bosses U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
spanning U فاصله دو تکیه گاه تیر
span U فاصله دو تکیه گاه تیر
accent mark U یکی از علائم تکیه در موسیقی
bossed U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
spanned U فاصله دو تکیه گاه تیر
staddle U چوب دستی تکیه گاه
catchword U تکیه سخن مفتاح کلام
backs U پشتی کنندگان تکیه گاه
back U پشتی کنندگان تکیه گاه
bearing pile U تکیه گاه پایه کوب
stretchers U تکیه گاه پای پاروزن
bolsters U تکیه گاه حافظ دهانه پل
stretcher U تکیه گاه پای پاروزن
bolstered U تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolster U تکیه گاه حافظ دهانه پل
bearing support U تکیه گاه متحمل بار
stiffened at the supports U تقویت شده در تکیه گاهها
bearing pressure on foundation U فشار تکیه گاهی شالوده
support movement U تغییر مکان تکیه گاه
reaction of support U عکس العمل تکیه گاه
support resistance U واکنش یا مقاومت تکیه گاه
bossing U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
slab for bearing U سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
accentuation U بکار بردن ایین تکیه صدا
beam on elastic supports U تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
benchrest U سکو برای تکیه دادن تیرانداز
support U تکیه بدن ژیمناست روی دستها
barytone U کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
armpit U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
i rely solely on god... U تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
Do not lean out! U به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
postposition U لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
armpits U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slugged U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
arrow rest U تکیه گاه تیر روی کمان
slug U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slugs U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
simply supported deep beam U تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
cheekpiece U تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
do [verb] U روی [فعلی که همراه می آید] تکیه میکند
be raise to the bench U بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
flying buttresses U طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
expansion bearing U تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
flying buttress U طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
string board U تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
pretone U هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
lay back spin U چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
masculinerhme U قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
false work U تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
cantilever U تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
seats U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seat U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
abutments U تکیه گاههای انتهائی دیوارهای پشتیبان دیوارههای انتهائی دوطرف پل
rest stroke U کشیدن سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
anchored U به چیزی بسته شده تکیه داده شده
presentation graphics U گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
intonation U زیر وبمی صدا تکیه صدا
intonations U زیر وبمی صدا تکیه صدا
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
to lean something against something U چیزی را به چیزی تکیه دادن
standard U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com