Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
supplied
U
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply
U
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplying
U
تکمیل کردن موجودی ذخیره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overstock
U
زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
stock
U
موجودی ذخیره
reserve stock
U
موجودی ذخیره
buffer stock
U
موجودی ذخیره
stocked
U
موجودی ذخیره
safety stock
U
موجودی ذخیره انبار
inventory
U
ذخیره موجودی اماد
stocked
U
موجودی کالا ذخیره
stock
U
موجودی کالا ذخیره
filler point
U
نقطه تکمیل ذخیره انبار
stockholders
U
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stockholder
U
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stock evaluation
U
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
perpetual inventory
U
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
earmarked stock
U
موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stockades
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stockade
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
back-up
U
تکمیل کردن
augmented
U
تکمیل کردن
complete
U
تکمیل کردن
supplied
U
تکمیل کردن
fill out
U
تکمیل کردن
supply
U
تکمیل کردن
augmenting
U
تکمیل کردن
fill up
U
تکمیل کردن
augment
U
تکمیل کردن
back up
U
تکمیل کردن
supplying
U
تکمیل کردن
supplementing
U
تکمیل کردن
supplemented
U
تکمیل کردن
finish
U
تکمیل کردن
make up
U
تکمیل کردن
supplement
U
تکمیل کردن
perfecting
U
تکمیل کردن
perfects
U
تکمیل کردن
perfected
U
تکمیل کردن
perfect
U
تکمیل کردن
fulfill
U
تکمیل کردن
finishes
U
تکمیل کردن
augments
U
تکمیل کردن
supplements
U
تکمیل کردن
make something happen
U
تکمیل کردن
fulfills
U
تکمیل کردن
round
U
تکمیل کردن
carry out
U
تکمیل کردن
actualize
U
تکمیل کردن
completed
U
تکمیل کردن
roundest
U
تکمیل کردن
to eke out
U
تکمیل کردن
actualise
[British]
U
تکمیل کردن
completes
U
تکمیل کردن
put inpractice
U
تکمیل کردن
fulfils
U
تکمیل کردن
implement
U
تکمیل کردن
to post up
U
تکمیل کردن
carry into effect
U
تکمیل کردن
to top off
U
تکمیل کردن
completing
U
تکمیل کردن
fulfil
U
تکمیل کردن
fulfilled
U
تکمیل کردن
put into effect
U
تکمیل کردن
fulfilling
U
تکمیل کردن
carry ineffect
U
تکمیل کردن
put ineffect
U
تکمیل کردن
augmentation
U
تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
complements
U
تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complementing
U
تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complemented
U
تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complement
U
تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
to fill up
U
گرفتن تکمیل کردن
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
matures
U
واجب الادا تکمیل کردن
mature
U
واجب الادا تکمیل کردن
perfecting
U
کاملا رسیده تکمیل کردن
to fill out
U
تکمیل کردن توسعه دادن
supplementing
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
perfect
U
کاملا رسیده تکمیل کردن
supplement
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplements
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
perfects
U
کاملا رسیده تکمیل کردن
perfected
U
کاملا رسیده تکمیل کردن
supplemented
U
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
stock
U
موجودی موجودی کالا
stocked
U
موجودی موجودی کالا
To take an invevtory.
U
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
implement
U
اجراء کردن تکمیل کردن
implemented
U
اجراء کردن تکمیل کردن
to make up
U
درست کردن تکمیل کردن
implements
U
اجراء کردن تکمیل کردن
implementing
U
اجراء کردن تکمیل کردن
stockage
U
ذخیره کردن ذخیره
stock
U
ذخیره ذخیره کردن
stocked
U
ذخیره ذخیره کردن
storage
U
ذخیره کردن ذخیره
associative storage
U
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
CD
U
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs
U
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
volume
U
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
volumes
U
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
interior label
U
برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
storage
U
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
mass storage
U
وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
highest
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
mail box
U
فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
highs
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
permanent
U
فایل داده که در وسیله ذخیره سازی پشتیبان ذخیره شده مثل دیسک درایو
mailbox
U
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
volatile memory
U
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
mailboxes
U
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
reservoir
U
سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
reservoirs
U
سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
junk
U
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
reads
U
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
softest
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softer
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
read
U
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
soft
U
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
bubble memory
U
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
completion
U
تکمیل
compietion
U
تکمیل
complementarity
U
تکمیل
complete
U
تکمیل
completed
U
تکمیل
supplementation
U
تکمیل
completes
U
تکمیل
entelechy
U
تکمیل
fulfilment
U
تکمیل
completing
U
تکمیل
consummation
U
تکمیل
fulfillment
U
تکمیل
to lay in
U
ذخیره کردن
stash
U
ذخیره کردن
reserves
U
ذخیره کردن
reserve
U
ذخیره کردن
to lay up
U
ذخیره کردن
store
U
ذخیره کردن
lay in
U
ذخیره کردن
stock
U
ذخیره کردن
stashed
U
ذخیره کردن
storing
U
ذخیره کردن
storage
U
ذخیره کردن
reserving
U
ذخیره کردن
save
U
ذخیره کردن
lay away
<idiom>
U
ذخیره کردن
supplying
U
ذخیره کردن
condenses
U
ذخیره کردن
condensing
U
ذخیره کردن
supply
U
ذخیره کردن
reservedness
U
ذخیره کردن
saved
U
ذخیره کردن
saves
U
ذخیره کردن
stashes
U
ذخیره کردن
condense
U
ذخیره کردن
stashing
U
ذخیره کردن
supplied
U
ذخیره کردن
stocked
U
ذخیره کردن
macbinary
U
سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
completion date
U
تاریخ تکمیل
full
U
تمام تکمیل
in progress of completion
U
در دست تکمیل
processor
U
تکمیل کننده
full load
U
فرفیت تکمیل
finishing
U
عملیات تکمیل
fullest
U
تمام تکمیل
replete
U
تکمیل انباشته
aucmented
U
تکمیل شده
enhancements
U
توسعه سخت افزاری و نرم افزاری تکمیل کردن یا به روز در اوردن یک کامپیوتر یاسیستم نرم افزاری
storing
U
موجودی
repertoire
U
موجودی
holding
U
موجودی
stock
U
موجودی
assets
U
موجودی
supplies
U
موجودی
store
U
موجودی
stocked
U
موجودی
minimum stock level
U
موجودی
balance in hand
U
موجودی
hoarded
U
احتکار ذخیره کردن
hoards
U
احتکار ذخیره کردن
stock piling
U
ذخیره کردن در انبار
hoard
U
احتکار ذخیره کردن
loads
U
ذخیره گذاری کردن
replenishment
U
پر کردن روغن ذخیره
put down
U
ذخیره کردن فرونشاندن
load
U
ذخیره گذاری کردن
put-downs
U
ذخیره کردن فرونشاندن
put-down
U
ذخیره کردن فرونشاندن
expletory
U
جایگیر تکمیل کننده
picture completion test
U
ازمون تکمیل تصویر
consolidation of position
U
تکمیل ارایش مواضع
expletives
U
جایگیر تکمیل کننده
filler point
U
نقطه تکمیل ذخایر
expletive
U
جایگیر تکمیل کننده
supplement
U
تکمیل کننده اضافی
supplements
U
تکمیل کننده اضافی
number completion test
U
ازمون تکمیل اعداد
supplementing
U
تکمیل کننده اضافی
complementary
U
تکمیل کننده یکدیگر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com