Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
radiotelegraph
U
تلگراف رادیویی کردن
radiotelegraphic
U
تلگراف رادیویی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wires
U
تلگراف کردن تلگراف زدن
wire
U
تلگراف کردن تلگراف زدن
cone of silence
U
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
radio interference
U
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
cable
U
تلگراف کردن
telegram
U
تلگراف کردن
telegraphing
U
تلگراف کردن
telegraphed
U
تلگراف کردن
cabled
U
تلگراف کردن
telegraph
U
تلگراف کردن
telegraphs
U
تلگراف کردن
telegrams
U
تلگراف کردن
radio button
U
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
wireless
U
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wirelesses
U
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
cabled
U
سیم کشی کردن تلگراف کردن
cable
U
سیم کشی کردن تلگراف کردن
vocoder
U
وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
demodulate
U
از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
meaconing
U
گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
homing
U
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
squelch circuit
U
یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
wires
U
سیم تلگراف سیم کشی کردن
wire
U
سیم تلگراف سیم کشی کردن
cabled
U
تلگراف
cable
U
تلگراف
telegraphy
U
تلگراف
telegraph
U
تلگراف
cablegram
U
تلگراف
telegraphed
U
تلگراف
telegraphy
U
فن تلگراف
telegraphically
U
با تلگراف
telegram
U
تلگراف
telegrams
U
تلگراف
telegraphs
U
تلگراف
telegraphing
U
تلگراف
wireless telegraphy
U
تلگراف بیسیم
telegraph
U
دستگاه تلگراف
spark sending
U
تلگراف جرقهای
wireless
U
تلگراف بی سیم
telegraphic key
شستی تلگراف
wirelesses
U
تلگراف بی سیم
radio telegraphy
U
تلگراف بیسیم
relay magnet
U
رله تلگراف
cabled
U
سیم تلگراف
telegraphs
U
دستگاه تلگراف
dispensers
U
نافرهزینه تلگراف
dispenser
U
نافرهزینه تلگراف
telegraphing
U
دستگاه تلگراف
impluse telegraphy
U
تلگراف ایمپولزی
cable
U
سیم تلگراف
telegraphed
U
دستگاه تلگراف
radiotelegraphy
U
تلگراف بی سیم
radiotelegraphic
U
تلگراف بی سیم
line telegraphy
U
تلگراف خطی
radiotelegraph
U
رادیو تلگراف
duplex telegraphy
U
تلگراف دوگانه
duplex telegraphy
U
تلگراف دو جهتی
telegraphic alphabet
U
الفبای تلگراف
telegrapher
U
تلگراف کننده
radioteletype
U
تلگراف بی سیم
telegraph relay
U
رله تلگراف
telegraph key
تکمه تلگراف
telegraph engineering
U
تکنیک تلگراف
telegraph alphabet
U
الفبای تلگراف
radiotelegraph
U
تلگراف بی سیم
phonoplex telegraphy
U
تلگراف فونوپلکس
telegraph apparatus
U
دستگاه تلگراف
telegraph cable
U
کابل تلگراف
central office
U
تلکس و تلگراف
multiple telegraphy
U
تلگراف چندگانه
synchronous telegraphy
U
تلگراف همزمان
by wire
U
بوسیله تلگراف
rewiring
U
دوباره تلگراف زدن
keyboard printing telegraph
U
تلگراف ثبات تکمهای
polar duplex telegraphy
U
تلگراف دو جهتی قطبی
quadruplex telephony
U
تلگراف تمام جهتی
fire alarm telegraph
U
تلگراف اتش سوزی
radiotelegram
U
مخابره تلگراف بیسیم
quadruplex telegraphy
U
تلگراف تمام جهتی
quadruplex circuit
U
تلگراف تمام جهتی
multiplex telegraphy
U
تلگراف چند جهتی
trunk
U
تلگراف یا تلفن بدنه
trunks
U
تلگراف یا تلفن بدنه
wireway
U
سیم تلگراف و تلفن
surface line
U
خط تلفن و تلگراف تعجیلی
ink writer
U
در تلگراف مرکب نویس
rewire
U
دوباره تلگراف زدن
aerogram
U
مخابره با تلگراف بی سیم
central telegraph office
U
مرکز تلگراف اصلی
interband telegraphy
U
تلگراف باند میانی
rewired
U
دوباره تلگراف زدن
rewires
U
دوباره تلگراف زدن
phantoplex telegraphy
U
تلگراف چهار سیمی مرکب
heliographic
U
مربوط به مخابره تلگراف افتابی
surface line
U
خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
cable
U
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
cabled
U
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
radioed
U
رادیویی
broadcasting
U
رادیویی
radios
U
رادیویی
radio
U
رادیویی
radioing
U
رادیویی
call signs
U
معرف رادیویی
telephotography
U
عکاسی رادیویی
call sign
U
معرف رادیویی
telephoto
U
عکاسی رادیویی
play by play
U
پخش رادیویی
receiving set
U
گیرنده رادیویی
phototelegraphy
U
عکاسی رادیویی
radiophoto
U
عکاسی رادیویی
radio broadcasting
U
پخش رادیویی
radio beacon
U
بیکن رادیویی
faxed
U
عکاسی رادیویی
fax
U
عکاسی رادیویی
facsimile
U
عکس رادیویی
radio frequency
U
فرکانس رادیویی
r.f.
U
بسامد رادیویی
listening silence
U
سکوت رادیویی
radiometeorograph
U
هوانگار رادیویی
radmail
U
پست رادیویی
facsimile
U
عکاسی رادیویی
faxes
U
عکاسی رادیویی
faxing
U
عکاسی رادیویی
radio interference
U
پارازیت رادیویی
radio alimeter
U
فرازیاب رادیویی
hertzian wave
U
موج رادیویی
radio telescope
U
تلسکوپ رادیویی
radio receiver
U
گیرنده رادیویی
radio navigation
U
ناوبری رادیویی
facsimiles
U
عکس رادیویی
facsimiles
U
عکاسی رادیویی
radio match
U
رویارویی رادیویی
radio link
U
پیوند رادیویی
radio horizon
U
افق رادیویی
radiographic
U
مخابرات رادیویی
transmitter
U
فرستنده رادیویی
electronic locator
U
فلزیاب رادیویی
radiophotograph
U
عکس رادیویی
receiver
U
گیرنده رادیویی
radio telescopes
U
تلسکوپ رادیویی
receivers
U
گیرنده رادیویی
space radiation
U
تشعشع رادیویی
radio wave
U
موج رادیویی
waving
U
موج رادیویی
radio compass
U
قطبنمای رادیویی
wave
U
موج رادیویی
wirephoto
U
عکاسی رادیویی
radio metal locator
U
فلزیاب رادیویی
radiographic
U
عکس رادیویی
metal locator
U
فلزیاب رادیویی
radio call sign
U
معرف رادیویی
waved
U
موج رادیویی
radio waves
U
امواج رادیویی
transmitters
U
فرستنده رادیویی
radio sextant
U
سکستانت رادیویی
radio control
U
فرمان رادیویی
radio dicipline
U
انضباط رادیویی
radio frequencies
U
فرکانسهای رادیویی
waves
U
موج رادیویی
compere
U
مجریبرنامهتلویزیونییا رادیویی
radio silence
U
سکوت رادیویی
radio ferquency
U
بسامد رادیویی
radio detection
U
اکتشاف رادیویی
ccitt
U
کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
radiograph
U
پوتونگار عکس رادیویی
tactical call sign
U
معرف رادیویی تاکتیکی
spotter
U
کمک مفسر رادیویی
radio frequency interference
U
تداخل فرکانس رادیویی
radios
U
پیام رادیویی فرستادن
telemetry
U
مسافت سنجی رادیویی
high power radio station
U
ایستگاه رادیویی بزرگ
radiographs
U
پوتونگار عکس رادیویی
radio frequency transformer
U
مبدل بسامد رادیویی
radioing
U
پیام رادیویی فرستادن
skip zone
U
منطقه کور رادیویی
broadcasting station
U
ایستگاه رادیویی فرستنده
rawinsonde
U
جهت یاب رادیویی
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
radio astronomy
U
اختر شناسی رادیویی
net call sign
U
معرف رادیویی شبکه
groundwave
U
موجهای رادیویی زمینی
direction finder
U
جهت یاب رادیویی
radio approach
U
دستگاه تقرب رادیویی
radio
U
پیام رادیویی فرستادن
radio call sign
U
معرف ایستگاه رادیویی
radioed
U
پیام رادیویی فرستادن
play by play
U
پخش رادیویی مسابقه
relay
U
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed
U
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relays
U
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
rf
U
Frequency Radio فرکانس رادیویی
garbage
U
واسط رادیویی از کانالهای مجاور
radio frequency amplifier
U
فزون ساز بسامد رادیویی
sweep jamming
U
امواج سیار پارازیت رادیویی
r f power supply
U
منبع توان بسامد رادیویی
back scattering
U
پخش معکوس امواج رادیویی
coastal refraction
U
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
back scattering
U
توزیع معکوس امواج رادیویی
radio range station
U
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com