Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
assimilate
U
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilated
U
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates
U
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilating
U
تلفیق کردن همانند ساختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conflate
U
تلفیق کردن
conflated
U
تلفیق کردن
collated
U
تلفیق کردن
conflates
U
تلفیق کردن
conflating
U
تلفیق کردن
collates
U
تلفیق کردن
collating
U
تلفیق کردن
collate
U
تلفیق کردن
scareup
U
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
hold court
<idiom>
U
همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
alike
U
همانند
This compares to ...
U
همانند آن ...
equal
U
همانند
equalled
U
همانند
similar
<adj.>
U
همانند
alike
<adj.>
U
همانند
equals
U
همانند
akin
<adj.>
U
همانند
related
<adj.>
U
همانند
equalling
U
همانند
equaled
U
همانند
similar
U
همانند
resembling
<adj.>
U
همانند
equaling
U
همانند
identical
U
همانند
homologous
U
همانند
like
<adj.>
U
همانند
similiar
U
همانند
simulations
U
همانند سازی
of kin
U
نزدیک همانند
to look like
U
همانند بودن
identic notes
U
یادداشتهای همانند
liked
U
نظیر همانند
like
U
نظیر همانند
homological
U
همسان همانند
similar
U
همسان همانند
simulation
U
همانند سازی
likes
U
نظیر همانند
group identification
U
همانند سازی گروهی
collate
U
تلفیق
reconciliation
U
تلفیق
patching together
U
تلفیق
syncretism
U
تلفیق
synthesis
U
تلفیق
syntheses
U
تلفیق
modulation
U
تلفیق
collated
U
تلفیق
collates
U
تلفیق
collating
U
تلفیق
assimilator
U
تحلیل برنده همانند سازنده
donnish
U
وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
PM
U
تلفیق مرحلهای
phase modulation
U
تلفیق فازی
incorporation
U
پیوستگی تلفیق
PM
U
تلفیق فازی
modulator
U
تلفیق کننده
collator
U
تلفیق کننده
modulation frequency
U
بسامد تلفیق
compilation
U
تلفیق همگردانی
fm
U
تلفیق بسامدی
frequency modulation
U
تلفیق بسامدی
pulse modulation
U
تلفیق تپشی
amplitude modulation
U
تلفیق دامنهای
frequency modulation
U
تلفیق فرکانس
schematist
U
تلفیق کننده
reconcilable
U
قابل تلفیق
compilations
U
تلفیق همگردانی
monarchical
U
وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
frost and kindred phenomena
U
یخ بندان وکیفیات طبیعی همانند انfreshman
am
U
تلفیق دامنهای odulation
frequecny modulation recording
U
ثبت تلفیق فرکانس
pulse code modulation
U
تلفیق رمز تپشی
low level modulation
U
تلفیق سطح پایین
modem
U
تلفیق و تفکیک کننده
autogenesis
U
ترکیب یا امیختگی سلولهای همانند یا هم نوع باهم
frequency synthesizer
U
ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
conflation
U
ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
syncretic
U
تلفیق کننده عقاید مختلف
external modem
U
تلفیق و تفکیک کننده برونی
schematism
U
تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
collating sequence
U
توالی ترتیب رشته تلفیق
modified frequency modulation recording
U
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
internal modem
U
تلفیق و تفکیک کننده درونی
mfm
U
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
damp
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
hayes compatible modem
U
تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
This compares to a total of 36 cases reported in 2009.
U
همانند آن بطور کلی ۳۶ موارد در سال ۲۰۰۹ گزارش شده بود.
engineers
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
prepare
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineered
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineer
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
make
U
درست کردن ساختن اماده کردن
To bear (put up) with somebody.
U
با کسی سر کردن (مدارا کردن ؟ ساختن )
prepares
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
preparing
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
makes
U
درست کردن ساختن اماده کردن
farraginous
U
تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
to manufacture
[into]
U
ساختن
[درست کردن]
[به]
get
U
مجاب کردن ساختن
gets
U
مجاب کردن ساختن
getting
U
مجاب کردن ساختن
to lay it on thick
U
نصب کردن ساختن
work up
U
ترکیب کردن ساختن
Lous quinze
U
[سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
pcm
U
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
perpetuating
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuates
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
incapacitate
U
ناتوان ساختن محجور کردن
perpetuated
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuate
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
retards
U
کند ساختن معوق کردن
retarding
U
کند ساختن معوق کردن
assimilates
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
localizing
U
محلی کردن موضعی ساختن
illuminating
U
درخشان ساختن زرنما کردن
avouch
U
تضمین کردن مستقر ساختن
illuminate
U
درخشان ساختن زرنما کردن
lane
U
کوچه ساختن منشعب کردن
incapacitated
U
ناتوان ساختن محجور کردن
preparing
U
مهیا ساختن مجهز کردن
assimilating
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
surprises
U
متعجب ساختن غافلگیر کردن
surprise
U
متعجب ساختن غافلگیر کردن
localizes
U
محلی کردن موضعی ساختن
tumify
U
اماس کردن متورم ساختن
serializing
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serializes
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialises
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
provides
U
میسر ساختن تامین کردن
serialising
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
provide
U
میسر ساختن تامین کردن
illuminates
U
درخشان ساختن زرنما کردن
serialised
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
localize
U
محلی کردن موضعی ساختن
indicate
U
نمایان ساختن اشاره کردن بر
retard
U
کند ساختن معوق کردن
localising
U
محلی کردن موضعی ساختن
highlighting
U
روشن ساختن مشخص کردن
indicated
U
نمایان ساختن اشاره کردن بر
indicates
U
نمایان ساختن اشاره کردن بر
localises
U
محلی کردن موضعی ساختن
inculcating
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
prepares
U
مهیا ساختن مجهز کردن
attracts
U
جذب کردن مجذوب ساختن
fraternizing
U
برادری کردن متفق ساختن
fraternizes
U
برادری کردن متفق ساختن
fraternized
U
برادری کردن متفق ساختن
reproducing
U
چاپ کردن دوباره ساختن
reproduces
U
چاپ کردن دوباره ساختن
fraternize
U
برادری کردن متفق ساختن
reproduced
U
چاپ کردن دوباره ساختن
fraternising
U
برادری کردن متفق ساختن
fraternises
U
برادری کردن متفق ساختن
fraternised
U
برادری کردن متفق ساختن
tepefy
U
ولرم کردن ملول ساختن
detect
U
کشف کردن نمایان ساختن
detected
U
کشف کردن نمایان ساختن
reproduce
U
چاپ کردن دوباره ساختن
detecting
U
کشف کردن نمایان ساختن
proscribes
U
ممنوع ساختن تحریم کردن
attracting
U
جذب کردن مجذوب ساختن
attracted
U
جذب کردن مجذوب ساختن
attract
U
جذب کردن مجذوب ساختن
improvises
U
انا ساختن تعبیه کردن
emboss
U
مزین کردن پرجلوه ساختن
admired
U
متحیر کردن متعجب ساختن
incapacitates
U
ناتوان ساختن محجور کردن
improvising
U
انا ساختن تعبیه کردن
surprize
U
متعجب ساختن غافلگیر کردن
incapacitating
U
ناتوان ساختن محجور کردن
spellbind
U
مجذوب کردن مفتون ساختن
prepare
U
مهیا ساختن مجهز کردن
admires
U
متحیر کردن متعجب ساختن
improvise
U
انا ساختن تعبیه کردن
trump up
<idiom>
U
ساختن ،درمغز اختراع کردن
inculcate
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcated
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcates
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
assimilated
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilate
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
detects
U
کشف کردن نمایان ساختن
subdue
U
مقهور ساختن رام کردن
to cotton with each other
U
باهم ساختن یارفاقت کردن
destroy
U
ویران کردن نابود ساختن
please
U
خشنود ساختن کیف کردن
pleases
U
خشنود ساختن کیف کردن
to cotton together
U
باهم ساختن یارفاقت کردن
frankest
U
باطل کردن مصون ساختن
franks
U
باطل کردن مصون ساختن
fructify
U
برومند کردن بارور ساختن
violated
U
بی حرمت ساختن مختل کردن
proscribing
U
ممنوع ساختن تحریم کردن
internalize
U
باطنی ساختن داخلی کردن
pt down
U
هرز اب ساختن منکوب کردن
to bear with a person
U
باکسی ساختن یاسازش کردن
prey
U
دستخوش ساختن طعمه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com