English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to split the difference U تفاوت میان دو چیز را دو نیم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
medoterranean U واقع در میان چند زمین میان زمینی
futtock U میان چوب میان تیر
intervenient U در میان اینده واقع در میان
uncreate U نابود کردن نیست شدن معدوم کردن از میان بردن
seeped U از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
seeping U از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
seeps U از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
seep U از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
cut across U میان بر کردن
cut of a corner U میان بر کردن
intract U در میان هم کار کردن
syncopate U از میان کوتاه کردن
intervene U مداخله کردن پا میان گذاردن
interjected U در میان امدن مداخله کردن
insert U داخل کردن در میان گذاشتن
interject U در میان امدن مداخله کردن
intervenes U مداخله کردن پا میان گذاردن
inserting U داخل کردن در میان گذاشتن
To settle upon a price during a dispute. <proverb> U میان دعوا نرخ طى کردن .
to cut short U قطع کردن میان برکردن
interjects U در میان امدن مداخله کردن
interjecting U در میان امدن مداخله کردن
inserts U داخل کردن در میان گذاشتن
intervened U مداخله کردن پا میان گذاردن
coopt U انتخاب کردن ودر میان خوداوردن
difference U تفاوت
exchanging U تفاوت
exchange U تفاوت
discrepancy U تفاوت
noise margin U تفاوت خش
margine U تفاوت
diversities U تفاوت
diversity U تفاوت
indifferent U بی تفاوت
differences U تفاوت
exchanged U تفاوت
margins U تفاوت
margin U تفاوت
amphoteric U بی تفاوت
indfferent U بی تفاوت
exchanges U تفاوت
apathetic U بی تفاوت
interpolating U در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolates U در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolate U در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolated U در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
permissible deviation U تفاوت مجاز
losing the exchange U تفاوت دادن
displaciment U تفاوت مکان
price differential U تفاوت قیمت
product differentiation U تفاوت محصول
tolerance U تفاوت مجاز
tolerances U تفاوت مجاز
what the odds U چه تفاوت میکند
inequalities U تفاوت نامعادله
sensed difference U تفاوت محسوس
winning the exchang U تفاوت گرفتن
neutral equilibrium U تعادل بی تفاوت
significant difference U تفاوت معنادار
inequality U تفاوت نامعادله
minor exchange U تفاوت کوچک
neutral stability U پایداری بی تفاوت
in the face of such odds U با وجود این تفاوت
by far <idiom> U با تفاوت زیاد،بزرگ
standard error of difference U خطای معیار تفاوت
make over <idiom> U بی تفاوت جلوه دادن
agio U تفاوت هزینه تسریع
as cool as a cucumber <idiom> U مثل یخ [سرد و بی تفاوت]
they differ materially U تفاوت کلی با هم دارند
rank difference correlation U همبستگی تفاوت رتبه ها
discrepancy U تفاوت اشتباه در حساب
sed U خطای معیار تفاوت
long odds U تفاوت زیاد درمسابقه
just noticeable difference U کمترین تفاوت محسوس
jnd U کمترین تفاوت محسوس
it makes a t. difference U تفاوت خیلی زیادی نمیکند
trade gap U تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
total factor productivity U تفاوت بین رشد داده ها و ستاده ها
straight face U چهره رسمی و بی نشاط قیافه بی تفاوت
markup U تفاوت بین هزینه و قیمت کالا
balance of trade U تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
quality U تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
qualities U تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
jack pot U دربازی پوکر) پول میان که بازی کردن دست رامنوط بداشتن ....میسازد
debt discount U تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
declination U مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
hot dog skiing U اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
balance of trade U تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
demoralizing U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralises U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
single space U در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
demoralizes U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising U از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
psychophysics U علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
contrasts U تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrast U تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasting U تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted U تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
tare U تفاوت وزن خالص و وزن ناخالص
hair U [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
overthwart U از میان
staggers U یک در میان
omphalos U میان
mean line U خط میان
mean water U میان اب
between U میان
midrib U رگ میان
amid U در میان
staggering U یک در میان
waists U میان
mesocarp U میان بر
waistlines U میان
thru U از میان
waist U میان
mongst U میان
waistline U میان
center U میان
stagger U یک در میان
middle part U میان
middles U میان
intershoot U در میان
centers U میان
centered U میان
diameters U میان بر
among U میان
crosscut U میان بر
in our midst U در میان ما
in the midden of U در میان
amongst U در میان
through U از میان
half back U میان
per U از میان
centred U میان
centre U میان
middling U میان
into U در میان
diameter U میان بر
middle U میان
shortcut U میان بر
cross country U میان بر
cross compiler U کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
intervenes U در میان امدن
mezzo soprano U میان صدا
decussate U یکی در میان
staggered riveting U پرچکاری یک در میان
middle age U میان سال
diaphragms U میان پرده
medium term U میان مدت
middle aged U میان سال
cutoff U راه میان بر
bummer U چرخ میان
short circuiting U میان بر زدن
shortcut U راه میان بر
middleweight U میان وزن
midrange U میان دامنه
extra-mural U میان دانشگاهی
midrib U رگ میان برگ
midsection U میان بخش
via U میان راه
waists U میان تنه
slim jim U لاغر میان
high-pitched U میان فراز
hollow U میان تهی
hollows U میان تهی
mezzo-sopranos U میان صدا
among each other <adv.> U میان خودشان
mezzo-soprano U میان صدا
shortcut U میان برکردن
middleware U میان افزار
of middle a U میان سال
interindividual U میان فردی
meant U میان مشترک
parenthetical U میان دو کمانک
interject U در میان اوردن
the means and the extremes U دو میان و دو کرانه
double space U یک سطر در میان
navel U میان وسط
interpersonal U میان فردی
centration U میان گرایی
diaphragm U میان پرده
interjects U در میان اوردن
intervene U در میان امدن
osculant U در میان چندچیز
middle-aged U میان سال
intervened U در میان امدن
navels U میان وسط
meddled U میان وسط
midweek U میان هفته
cross cultural U میان فرهنگی
spotty U چنددر میان
diaphrgam U میان پرده
cross-cultural U میان فرهنگی
interjected U در میان اوردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com