Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to split the difference
U
تفاوت میان دو چیز را دو نیم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
medoterranean
U
واقع در میان چند زمین میان زمینی
futtock
U
میان چوب میان تیر
intervenient
U
در میان اینده واقع در میان
uncreate
U
نابود کردن نیست شدن معدوم کردن از میان بردن
seeped
U
از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
seeping
U
از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
seeps
U
از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
seep
U
از میان سوراخهای ریز نفوذ کردن چکه کردن
cut across
U
میان بر کردن
cut of a corner
U
میان بر کردن
intract
U
در میان هم کار کردن
syncopate
U
از میان کوتاه کردن
intervene
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
interjected
U
در میان امدن مداخله کردن
insert
U
داخل کردن در میان گذاشتن
interject
U
در میان امدن مداخله کردن
intervenes
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
inserting
U
داخل کردن در میان گذاشتن
To settle upon a price during a dispute.
<proverb>
U
میان دعوا نرخ طى کردن .
to cut short
U
قطع کردن میان برکردن
interjects
U
در میان امدن مداخله کردن
interjecting
U
در میان امدن مداخله کردن
inserts
U
داخل کردن در میان گذاشتن
intervened
U
مداخله کردن پا میان گذاردن
coopt
U
انتخاب کردن ودر میان خوداوردن
difference
U
تفاوت
exchanging
U
تفاوت
exchange
U
تفاوت
discrepancy
U
تفاوت
noise margin
U
تفاوت خش
margine
U
تفاوت
diversities
U
تفاوت
diversity
U
تفاوت
indifferent
U
بی تفاوت
differences
U
تفاوت
exchanged
U
تفاوت
margins
U
تفاوت
margin
U
تفاوت
amphoteric
U
بی تفاوت
indfferent
U
بی تفاوت
exchanges
U
تفاوت
apathetic
U
بی تفاوت
interpolating
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolates
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolate
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
interpolated
U
در میان عبارات دیگر جا دادن داخل کردن
permissible deviation
U
تفاوت مجاز
losing the exchange
U
تفاوت دادن
displaciment
U
تفاوت مکان
price differential
U
تفاوت قیمت
product differentiation
U
تفاوت محصول
tolerance
U
تفاوت مجاز
tolerances
U
تفاوت مجاز
what the odds
U
چه تفاوت میکند
inequalities
U
تفاوت نامعادله
sensed difference
U
تفاوت محسوس
winning the exchang
U
تفاوت گرفتن
neutral equilibrium
U
تعادل بی تفاوت
significant difference
U
تفاوت معنادار
inequality
U
تفاوت نامعادله
minor exchange
U
تفاوت کوچک
neutral stability
U
پایداری بی تفاوت
in the face of such odds
U
با وجود این تفاوت
by far
<idiom>
U
با تفاوت زیاد،بزرگ
standard error of difference
U
خطای معیار تفاوت
make over
<idiom>
U
بی تفاوت جلوه دادن
agio
U
تفاوت هزینه تسریع
as cool as a cucumber
<idiom>
U
مثل یخ
[سرد و بی تفاوت]
they differ materially
U
تفاوت کلی با هم دارند
rank difference correlation
U
همبستگی تفاوت رتبه ها
discrepancy
U
تفاوت اشتباه در حساب
sed
U
خطای معیار تفاوت
long odds
U
تفاوت زیاد درمسابقه
just noticeable difference
U
کمترین تفاوت محسوس
jnd
U
کمترین تفاوت محسوس
it makes a t. difference
U
تفاوت خیلی زیادی نمیکند
trade gap
U
تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
total factor productivity
U
تفاوت بین رشد داده ها و ستاده ها
straight face
U
چهره رسمی و بی نشاط قیافه بی تفاوت
markup
U
تفاوت بین هزینه و قیمت کالا
balance of trade
U
تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
quality
U
تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
qualities
U
تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
jack pot
U
دربازی پوکر) پول میان که بازی کردن دست رامنوط بداشتن ....میسازد
debt discount
U
تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
declination
U
مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
hot dog skiing
U
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
balance of trade
U
تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
demoralizing
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralises
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
single space
U
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
demoralizes
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
psychophysics
U
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
contrasts
U
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrast
U
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasting
U
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted
U
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
tare
U
تفاوت وزن خالص و وزن ناخالص
hair
U
[الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
differs
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differed
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
overthwart
U
از میان
staggers
U
یک در میان
omphalos
U
میان
mean line
U
خط میان
mean water
U
میان اب
between
U
میان
midrib
U
رگ میان
amid
U
در میان
staggering
U
یک در میان
waists
U
میان
mesocarp
U
میان بر
waistlines
U
میان
thru
U
از میان
waist
U
میان
mongst
U
میان
waistline
U
میان
center
U
میان
stagger
U
یک در میان
middle part
U
میان
middles
U
میان
intershoot
U
در میان
centers
U
میان
centered
U
میان
diameters
U
میان بر
among
U
میان
crosscut
U
میان بر
in our midst
U
در میان ما
in the midden of
U
در میان
amongst
U
در میان
through
U
از میان
half back
U
میان
per
U
از میان
centred
U
میان
centre
U
میان
middling
U
میان
into
U
در میان
diameter
U
میان بر
middle
U
میان
shortcut
U
میان بر
cross country
U
میان بر
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
intervenes
U
در میان امدن
mezzo soprano
U
میان صدا
decussate
U
یکی در میان
staggered riveting
U
پرچکاری یک در میان
middle age
U
میان سال
diaphragms
U
میان پرده
medium term
U
میان مدت
middle aged
U
میان سال
cutoff
U
راه میان بر
bummer
U
چرخ میان
short circuiting
U
میان بر زدن
shortcut
U
راه میان بر
middleweight
U
میان وزن
midrange
U
میان دامنه
extra-mural
U
میان دانشگاهی
midrib
U
رگ میان برگ
midsection
U
میان بخش
via
U
میان راه
waists
U
میان تنه
slim jim
U
لاغر میان
high-pitched
U
میان فراز
hollow
U
میان تهی
hollows
U
میان تهی
mezzo-sopranos
U
میان صدا
among each other
<adv.>
U
میان خودشان
mezzo-soprano
U
میان صدا
shortcut
U
میان برکردن
middleware
U
میان افزار
of middle a
U
میان سال
interindividual
U
میان فردی
meant
U
میان مشترک
parenthetical
U
میان دو کمانک
interject
U
در میان اوردن
the means and the extremes
U
دو میان و دو کرانه
double space
U
یک سطر در میان
navel
U
میان وسط
interpersonal
U
میان فردی
centration
U
میان گرایی
diaphragm
U
میان پرده
interjects
U
در میان اوردن
intervene
U
در میان امدن
osculant
U
در میان چندچیز
middle-aged
U
میان سال
intervened
U
در میان امدن
navels
U
میان وسط
meddled
U
میان وسط
midweek
U
میان هفته
cross cultural
U
میان فرهنگی
spotty
U
چنددر میان
diaphrgam
U
میان پرده
cross-cultural
U
میان فرهنگی
interjected
U
در میان اوردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com