Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
randomization
U
تصادفی کردن
randomize
U
تصادفی کردن
randomizing
U
تصادفی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
head switching
U
فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
smoke test
U
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
Other Matches
random process
U
جریان تصادفی فرایند تصادفی
random parallel tests
U
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
chancing
U
تصادفی
chances
U
تصادفی
chanced
U
تصادفی
chance
U
تصادفی
contingent
[accidental]
<adj.>
U
تصادفی
chanceful
U
تصادفی
at random
<adv.>
U
تصادفی
casual
[not planned]
<adj.>
U
تصادفی
adventitious
<adj.>
U
تصادفی
randomly
U
تصادفی
fortuitous
<adj.>
U
تصادفی
haphazard
<adj.>
U
تصادفی
stochastical
<adj.>
U
تصادفی
stochastic
<adj.>
U
تصادفی
by hazard
<adv.>
U
تصادفی
coincidentally
<adv.>
U
تصادفی
by the way
U
تصادفی
fortuitously
<adv.>
U
تصادفی
accidental
<adj.>
U
تصادفی
chancier
U
تصادفی
chanciest
U
تصادفی
chancy
U
تصادفی
incidental
<adj.>
U
تصادفی
incidentally
<adv.>
U
تصادفی
coincidental
<adj.>
U
تصادفی
accidental attack
U
تک تصادفی
by happenstance
<adv.>
U
تصادفی
by chance
<adv.>
U
تصادفی
accidentally
<adv.>
U
تصادفی
accidently
<adv.>
U
تصادفی
as it happens
<adv.>
U
تصادفی
random
<adj.>
U
تصادفی
by accident
<adv.>
U
تصادفی
hazardous
U
تصادفی
by a coincidence
<adv.>
U
تصادفی
circumstantial
U
تصادفی
quasi random
U
شبه تصادفی
random selection
U
گزینش تصادفی
accidental error
U
خطای تصادفی
random variable
U
متغیر تصادفی
random
U
بی هدف تصادفی
randomization
U
ارایش تصادفی
random number seed
U
کاوش تصادفی
unplanned
U
تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
drop out
U
حذف تصادفی
extrinsic
U
تصادفی عارضی
accident
U
تصادفی ضمنی
accidents
U
تصادفی ضمنی
stochastic model
U
الگوی تصادفی
stochastic regression
U
رگرسیون تصادفی
stochastic term
U
جمله تصادفی
probabilistic model
U
الگوی تصادفی
drop in
U
درج تصادفی
stochastic term
U
متغیر تصادفی
stochastic variable
U
متغیر تصادفی
randomized blocks
U
بلوکهای تصادفی
contingent
U
تصادفی مشروط
contingents
U
تصادفی مشروط
randomly
U
بی هدف تصادفی
extraneous
U
تصادفی فرعی
random processing
U
پردازش تصادفی
random assignment
U
گمارش تصادفی
random activity
U
فعالیت تصادفی
random file
U
پرونده تصادفی
chromatic
U
تصادفی اتفاقی
indeterminate error
U
خطای تصادفی
random access
U
دستیابی تصادفی
random numbers
U
اعداد تصادفی
chance level
U
سطح تصادفی
random error
U
خطای تصادفی
random sample
U
نمونه تصادفی
random process
U
پویش تصادفی
random file
U
فایل تصادفی
random probing
U
پردازش تصادفی
chance variations
U
تغییرات تصادفی
random distribution
U
توزیع تصادفی
chance error
U
خطای تصادفی
conjuncture
U
ملاقات تصادفی
random model
U
مدل تصادفی
temerarious
U
تند تصادفی
random model
U
الگوی تصادفی
meet up with
<idiom>
U
تصادفی ملاقاتکردن
random number
U
عدد تصادفی
by blow
U
ضربت تصادفی
nonrandom variable
U
متغیر غیر تصادفی
supervene
U
تصادفی روی دادن
random
U
فکر تصادفی غیرعمدی
randomly
U
فکر تصادفی غیرعمدی
random processing
U
با دست یابی تصادفی
stranding
U
به گل نشستن تصادفی کشتی
earth fault
U
اتصال به زمین تصادفی
random sampling
U
نمونه گیری تصادفی
random sample
U
نمونه گیری تصادفی
nonrandom sample
U
نمونه غیر تصادفی
pseudo random number
U
عدد شبه تصادفی
semirandom access
U
دستیابی نیمه تصادفی
random logic design
U
طرح منطقی تصادفی
obiter dictum
U
بیان ضمنی و تصادفی
random number generator
U
مولد عدد تصادفی
pseudorandom number
U
عدد شبه تصادفی
random number generator
U
مولد اعداد تصادفی
dynamic ram
U
حافظه دستیابی تصادفی پویا
casrd random access memory
U
حافظه دستیابی تصادفی کارت
ram
U
حافظه با دستیابی تصادفی emory
rams
U
حافظه با دستیابی تصادفی emory
rammed
U
حافظه با دستیابی تصادفی emory
RAM
[random access memory]
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
systematic random sampling
U
نمونه گیری تصادفی منظم
simple randon sampling
U
نمونه گیری تصادفی ساده
addressable storage
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
randomize
U
بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
stratified random sampling
U
نمونه گیری لایهای تصادفی
random scan graphics
U
نگاره سازی با پوشش تصادفی
Random-access memory
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
randomize
U
بصورت امار تصادفی نشان دادن
ccd
U
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
pickup
U
هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
It was a mere accident that we met.
U
ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
random number
U
برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
accidental
U
آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
softer
U
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
seeds
U
مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
natives
U
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
seed
U
مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
softest
U
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
native
U
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
soft
U
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
glitch
U
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
glitches
U
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
I accidentally locked myself out of the house.
U
من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
heap
U
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
The damage can't have been caused accidentally.
U
آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
heaping
U
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
stochastic model
U
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
heaps
U
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
pseudo random
U
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
secured
U
که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
leap frog test
U
بررسی فضای حافظه که برنامه از یک محل به دیگری به صورت تصادفی می رود
dynamic
U
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamically
U
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
ball back
U
ضربه تصادفی با پا به توپ که از مرز بیرون برود ومنتج به تجمع شود
jabbers
U
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabber
U
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbered
U
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbering
U
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
VRAM
U
حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional RAM
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
pseudo random
U
سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده اعداد تصادفی
random number
U
روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
instantaneous access
U
زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
noise
U
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noises
U
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
best fit
U
1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
scramblers
U
وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
scrambler
U
وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
fortuitous event
U
حادثه جبری حادثه تصادفی
poisson distribution
U
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
random access memory
U
حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com