Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (27 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
clear
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearer
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearest
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clears
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
customs clearance
U
ترخیص از گمرک
transire
U
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
To pay off someone. To settle old scores with someone.
U
با کسی تسویه حساب کردن ( انتقام جویی کردن )
clears
U
ترخیص کردن
clearest
U
ترخیص کردن
clear
U
ترخیص کردن
clearer
U
ترخیص کردن
freed
U
ترخیص کردن میدانی
free
U
ترخیص کردن میدانی
freeing
U
ترخیص کردن میدانی
released
U
ترخیص کردن کالا
release
U
ترخیص کردن کالا
frees
U
ترخیص کردن میدانی
releases
U
ترخیص کردن کالا
To get it through the custome.
U
از گمرک رد کردن
liquidises
U
تسویه کردن
liquidised
U
تسویه کردن
offsetting
U
تسویه کردن
liquidate
U
تسویه کردن
liquidated
U
تسویه کردن
liquidates
U
تسویه کردن
liquidating
U
تسویه کردن
liquidize
U
تسویه کردن
liquidizes
U
تسویه کردن
liquidizing
U
تسویه کردن
compromise
U
تسویه کردن
liquidized
U
تسویه کردن
compromising
U
تسویه کردن
compromises
U
تسویه کردن
offset
U
تسویه کردن
defrays
U
تسویه کردن
defraying
U
تسویه کردن
defrayed
U
تسویه کردن
defray
U
تسویه کردن
liquidising
U
تسویه کردن
retiring a bill
U
براتی را تسویه کردن
pay off
U
تسویه کردن پرداخت
release
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
released
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
releases
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
pony
U
ریز تسویه حساب کردن
wind up
<idiom>
U
به پایان رساندن ،تسویه کردن
poney
U
ریز تسویه حساب کردن
ponies
U
ریز تسویه حساب کردن
pay up
U
حسابهای معوقه را تسویه کردن
adjusting
U
تسویه نمودن مطابق کردن
adjusts
U
تسویه نمودن مطابق کردن
import duties
U
حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
custom's appraisor
U
مامور گمرک ارزیاب گمرک
releasing officer
U
افسر مسئول ترخیص کالاها افسر ترخیص کننده پرسنل
to declare
[customs]
U
گمرک دادن
[گمرک]
tolerances
U
حد ترخیص
clearance
U
ترخیص
tolerance
U
حد ترخیص
releasing
U
حد ترخیص
releases
U
استخلاص ترخیص
custom uncleared
U
ترخیص نشده
margin of difference of weight in coins
U
حد ترخیص allowance
released
U
استخلاص ترخیص
clearance
U
ترخیص گمرکی
customs cleared
U
ترخیص شده
honorable discharge
U
ترخیص محترمانه
release
U
استخلاص ترخیص
cl
U
ترخیص پارچه
uncleared
U
ترخیص نشده
cleared
U
ترخیص شده
clear to send
U
ترخیص به ارسال
clearance
U
ترخیص کالا ازگمرک
cleared without examination
U
ترخیص بدون بازرسی
cwe
U
ترخیص بدون بازرسی
customs
U
گمرک
general discharge
U
ترخیص عمومی از خدمت سربازی
honorable discharge
U
ترخیص با سابقه خدمت مجدانه
releasable
U
قابل ترخیص یا نشر رهاشدنی
release denial
U
جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
customs appraisor
U
مامور گمرک
custom house
U
گمرک خانه
clears
U
از گمرک دراوردن
bonded store
U
انبار گمرک
free trader
U
بدون گمرک
custom assersor
U
مامور گمرک
customhouse
U
اداره گمرک
bonded warehouse
U
انبار گمرک
customs
U
دفتر گمرک
clearest
U
از گمرک دراوردن
custom house
U
اداره گمرک
dutiable
U
گمرک بردار
customs officer
U
مامور گمرک
duty paid
U
گمرک شده
duty paid
U
گمرک پرداخته
customs house
U
اداره گمرک
clear
U
از گمرک دراوردن
clearer
U
از گمرک دراوردن
customs agent
U
کارگزار گمرک
customs agent
U
واسطه گمرک
customable
U
گمرک بردار
duty-free
U
معاف از گمرک
customs
U
اداره گمرک
ware room
U
انبار گمرک
warehouses
U
انبار گمرک
inland duty
U
گمرک داخلی
levy duties
U
گمرک بستن
warehouse
U
انبار گمرک
impost
U
گمرک ورودی
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
custom
U
حقوق گمرکی گمرک
custom assersor
U
گمرکچی ارزیاب گمرک
free list
U
صورت کالاهای بی گمرک
tidewaiter
U
مامور گمرک لب دریا
import duties
U
گمرک اجناس وارداتی
levy duties
U
گمرک بستن به جنسی
the free list
U
صورت کالای بی گمرک
clearance
U
گواهینامه یاکاغذ دال بر پاکی و بی عیبی ترخیص
adjustments
U
تسویه
liquidation
U
تسویه
settles
U
تسویه
adjustment
U
تسویه
clearings
U
تسویه
settlement
U
تسویه
settlements
U
تسویه
clearing
U
تسویه
settle
U
تسویه
bond
U
به انبار گمرک تحویل دادن
clearance inwards
U
ورود کشتی به محوطه گمرک
customs entry
U
افهار یا اعلام ورود به گمرک
bonded goods
U
کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
in bond
U
تحت کنترل اداره گمرک
clearance inwards
U
اعلامیه ورود کشتی به گمرک
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
arrangement
U
حل و فصل تسویه
realization account
U
حساب تسویه
settlement terms
U
شرایط تسویه
settlement of disputes
U
تسویه منازعات
settlement of credit
U
تسویه اعتبار
liquidity
U
تسویه پذیری
biological treatment
U
تسویه زیستی
automatic treatment
U
تسویه خودکار
amicable settlement
U
تسویه دوستانه
settlements
U
تسویه پرداخت
judicial settlement
U
تسویه قضایی
clearings
U
تسویه تسطیح
solution
U
تادیه تسویه
effective treatment
U
تسویه موثر
effective treatment
U
تسویه کارا
settlement
U
تسویه پرداخت
arrangements
U
حل و فصل تسویه
settlement day
U
روز تسویه
clearing
U
تسویه تسطیح
adjust
تسویه نمودن
solutions
U
تادیه تسویه
checking out
U
تسویه حساب
I have nothing to declare.
چیزی برای گمرک دادن ندارم.
transire
U
اجازه گمرک جهت انتقال محموله
clearing houses
U
دفتر تسویه حساب
full and final settlement
U
تسویه تمام و کمال
liquidator
U
سرپرست تسویه حساب
liquidators
U
سرپرست تسویه حساب
clearing house
U
دفتر تسویه حساب
offscouring
U
چیز تسویه شده
date of change of acountability
U
تاریخ تسویه حساب
bonded goods
U
کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
Do you have nothing to declare?
U
آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
chemotrophic treatment
U
تسویه خوراک ساخت شیمیایی
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
settlement by abandonment
U
تسویه در نتیجه صرفنظر شدن از مطالبات
We will be checking out around noon.
ما حدود ظهر تسویه حساب میکنیم.
Bank for International Settlements
[BIS]
U
بانک تسویه پرداخت بین المللی
pacific settlement
U
تسویه نزاع یا مسئلهای به صورت مسالمت امیز
out of bond
U
کالاهایی که پس از پرداخت حقوق گمرکی ازمحوطه گمرک خارج شده باشد
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com