English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (44 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
handover U تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
basic relay post U پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
communication security custodian U مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
cumulative delivery diagram U منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
supplied U تحویل دادن تغذیه کردن
supply U تحویل دادن تغذیه کردن
supplying U تحویل دادن تغذیه کردن
flight control U سیستم کنترل هواپیماها
impact shipment U کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
cash on delivery U فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
render U تحویل دادن
deliver U تحویل دادن
supplying U تحویل دادن
to deliver over U تحویل دادن
delivering U تحویل دادن
to hand over U تحویل دادن
supply U تحویل دادن
delivers U تحویل دادن
hand over U تحویل دادن
supplied U تحویل دادن
surrender U تحویل دادن
surrendered U تحویل دادن
shortchange U کم تحویل دادن
renders U تحویل دادن
rendered U تحویل دادن
surrenders U تحویل دادن
deliveries U تحویل کالا دادن
delivery U تحویل کالا دادن
turn over to the police U تحویل پلیس دادن
give in charge U تحویل پلیس دادن
redeliver U دوباره تحویل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
bond U به انبار گمرک تحویل دادن
turn in U تحویل دادن جنس به انبار
give a person in charge U کسی را تحویل پلیس دادن
to drop something off [at someone's] U چیزی را [به کسی ] تحویل دادن
to get something to somebody U تحویل دادن چیزی به کسی
delivers U تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
deliver U تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
Viewdata U سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
procurement rate U نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
control stick U سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
devolvement U تحویل
transter U تحویل
free U تحویل
freed U تحویل
solstice U تحویل
bailment U تحویل
livery U تحویل
liveries U تحویل
landing, storage, delivery U تحویل
freeing U تحویل
deliveries U تحویل
delivery U تحویل
processes U تحویل
prehension U تحویل
process U تحویل
utilization U تحویل
frees U تحویل
takeover U تحویل گیری
irreducibility U تحویل ناپذیری
transference U تحویل حواله
supply U تحویل ذخیره
cash dispensers U تحویل دارخودکار
takeovers U تحویل گیری
cash dispenser U تحویل دارخودکار
delivery order U حواله تحویل
bailment U تحویل جنس
transfer U واگذاری تحویل
delivery side U سمت تحویل
supplying U تحویل ذخیره
theft, pilferage, non delivery U عدم تحویل
delivery to the home U تحویل در خانه
transferring U واگذاری تحویل
consigned <adj.> <past-p.> U تحویل شده
smooth delivery U تحویل بی اشکال
to take over U تحویل گرفتن
forwarded <adj.> <past-p.> U تحویل شده
exq U تحویل در بارانداز
exs U تحویل از کشتی
delivery terms U نحوه تحویل
committed <adj.> <past-p.> U تحویل شده
delivery terms U شرایط تحویل
delivery speed U سرعت تحویل
delivery table U میز تحویل
terminal price U قیمت تحویل
delivery notice U اعلامیه تحویل
delivery valve U سوپاپ تحویل
prompt delivery U تحویل فوری
supplied U تحویل ذخیره
delivered <adj.> <past-p.> U تحویل شده
transferee U تحویل گیرنده
fob U تحویل کشتی
delivered U تحویل شده
delivering U تحویل تسلیم
deliverable U قابل تحویل
deliverable state U در حالت تحویل
free docks U تحویل در بارانداز
pick up and delivery U بارگیری و تحویل
free on quay U تحویل دراسکله
delivered at frontier U تحویل در مرز
forward delivery U تحویل دراینده
ex mill U تحویل در کارخانه
rendition U پرداخت تحویل
renditions U پرداخت تحویل
polytropic U تحویل برزخ
LSD U نگهداری تحویل
catcher's side U سوی تحویل
recorded delivery U تحویل سفارشی
take delivery of U تحویل گرفتن
take over U تحویل گرفتن
forward delivery U تحویل به وعده
ex factory U تحویل در کارخانه
period of delivery U دوره تحویل
cargo delivery U تحویل بار
deliverer U تحویل دهنده
acceptance tests آزمایشهای تحویل
delivery note U حواله تحویل
demand satisfaction U تحویل درخواستها
delivery free U تحویل رایگان
delivery date U تاریخ تحویل
transfers U واگذاری تحویل
bailee U تحویل گیرنده
fot U تحویل روی کامیون
named place of delivery at frontier U تحویل در مرز مشخص
procures U تهیه و تحویل اماد
procurement U تهیه و تحویل اماد
cash on delivery U پرداخت هنگام تحویل
procuring U تهیه و تحویل اماد
spot goods U کالاهای اماده تحویل
reduction U تحویل استحاله کاهش
destination port U بندر تحویل کالا
for U تحویل روی قطار
deliveries U قبض و اقباض تحویل
d. of goods U تحویل کالا یا اجناس
overdue goods U کالاهای تحویل نشده
receipts U بزهکاران را تحویل گرفتن
reductions U تحویل استحاله کاهش
delivery order U دستور تحویل کالا
receipt U بزهکاران را تحویل گرفتن
delivery car U واگن تحویل دهنده
ex warehouse U تحویل در انبار فروشنده
ex warehouse U تحویل در کنار انبار
exw U تحویل در محل تولید
free on rail U تحویل در راه اهن
When do you take delivery of yourcar ? U اتوموبیلت را کی تحویل می گیری ؟
goods receiving U کالاهای درحال تحویل
ex quay U تحویل در بارانداز مقصد
ex ship U تحویل در کنار کشتی
ex quay U تحویل در بندر مقصد
franco alongside ship U تحویل کنار کشتی
delivery U قبض و اقباض تحویل
goods inwards U کالاهای درحال تحویل
goods intake U کالاهای درحال تحویل
procure U تهیه و تحویل اماد
To take delivery of something. U چیزی را تحویل گرفتن
procured U تهیه و تحویل اماد
goods inwards sheet U برگ تحویل کالا
taximan U متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
to be available for delivery at short notice U بلافاصله قابل تحویل بودن
free on rail U تحویل کالا روی قطار
free on truck U تحویل کالا روی کامیون
discharge rate [of a pump] U مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
d/p U تحویل اسناددر مقابل پرداخت
issues U مسئله قضیه تحویل جنس
freight forwarder U مقام تحویل دهنده کالا
delivered duty paid U تحویل پس از پرداخت عوارض مربوطه
daf U frontier at delivered تحویل مرز
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
issued U مسئله قضیه تحویل جنس
delivery [of a pump] U مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
capacity [of a pump] U مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
lift [of a pump] U مقدار تحویل [تلمبه ای] [مهندسی]
becomes U مناسب بودن تحویل یافتن
forward sales U فروش کالاجهت تحویل در اینده
p&d U delivery and up pick بارگیری و تحویل
free carrier U تحویل به حمل کننده کالا
issue U مسئله قضیه تحویل جنس
become U مناسب بودن تحویل یافتن
received for shipment U تحویل شده برای حمل
document against payment U تحویل اسناد در ازای پرداخت
tpnd U دله دزدی وعدم تحویل
ex works U تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
deliverable state U کالاهایی که در وضعیت تحویل به مشتری میباشند
I'd like to leave my luggage, please. من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
cod U وصول وجه در موقع تحویل کالا
reconsignment U تنظیم مجدد بارنامه برای تحویل
cod U پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
documents aganist acceptance U تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
Did you deliver my letter to your father ? U نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
off the shelf U تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
Payment on delivery of goods. U پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
delivery leadtime U زمان تحویل اولین پارتی وسایل
delivery leadtime U زمان تحویل اولین قسمت وسایل
back order U قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
I want to leave the car in the railway station U من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
fas U ship alongside free تحویل در کنار کشتی
Videotex U تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری
He left fily a few choice words. U چند تا حرف مفت ( ناسزا )تحویل داد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com