English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
superpurgation U بی اندازه ازکار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
break down <idiom> U ازکار افتادن
incapacitates U ازکار افتادن
obsolete U ازکار افتاده
cessation from work U فراغت ازکار
incapacitated U ازکار افتادن
worker U ازکار در امده
incapacitating U ازکار افتادن
jade U ازکار انداختن
paralysis U ازکار افتادگی
worked up U ازکار در امده
incapacitate U ازکار افتادن
processor U ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
knock off U ازکار دست کشیدن
cessation from work U دست کشی ازکار
put (something) past someone (negative) <idiom> U ازکار شخص متعجب شدن
sweeney U ازکار افتادگی یا فلج عضلات کتف
dead engine U موتوری که در حین پرواز ازکار افتاده است
angles U اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle U اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it. <proverb> U اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup U محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces U اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface U اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogue U نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter U روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogues U نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog U نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
shoot U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
sizes U به اندازه کردن
size U به اندازه کردن
to a agarment to the body U جامهای را اندازه تن کردن
to take measures U اندازه گیری کردن
gauge=gage U اندازه کردن اشل
vary infinitely U بی اندازه تغییر کردن
measure U اندازه گیری کردن
gage U اندازه گیر اندازه گرفتن
gage U اندازه وسیله اندازه گیری
sizes U 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size U 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
burdens U بار کردن به اندازه فرفیت
margins U مشخص کردن اندازه و حاشیه
margin U مشخص کردن اندازه و حاشیه
stack up U جمع کردن اندازه گرفتن
to set a U اندازه گرفتن باطل کردن
burden U بار کردن به اندازه فرفیت
to fit U برازاندن [اندازه کردن] جامه
metre U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
live up to one's income U به اندازه درامد خود خرج کردن
to set measures to anything U برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
to overexert U خود را بیش از اندازه خسته کردن
metres U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to fit a dress on somebody U جامه ای را برای کسی اندازه کردن
meter U بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
quantize U با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
overwind U بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
minimise U کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
measure U 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
meter U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
size U سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
leave (let) well enough alone <idiom> U دل خوش کردن به چیزی که به اندازه کافی خوب است
metre U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
sizes U سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
meters U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres U اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
halving adjustment U تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
batch U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches U اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
gauge U اندازه اندازه گیر
gauged U اندازه اندازه گیر
gauges U اندازه اندازه گیر
bottoming reamer U وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
angular momentum U اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum U اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter U مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging U اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
adobe type manager U استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
slice U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
declinating station U ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter U وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
reed U شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
moving iron instrument U دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
measurements U اندازه
infintesimal U بی اندازه
deal U اندازه
metres U اندازه
tract U اندازه
inordinate U بی اندازه
what U چه اندازه
metre U اندازه
so far forth U تا ان اندازه
gauged U اندازه
gauges U اندازه
to what extent <adv.> U تا چه اندازه ای
floor length U اندازه کف
how far <adv.> U تا چه اندازه ای
sizes U اندازه
dealt U اندازه
degree U اندازه
degrees U اندازه
size U اندازه
what is your size? U اندازه
immense U بی اندازه
in what way <adv.> U تا چه اندازه ای
quantum U اندازه
meter U اندازه
inordinately U بی اندازه
deals U اندازه
rather U تا یک اندازه
hecatompet U [اندازه صد پا]
tracts U اندازه
gauge U اندازه
to size up U اندازه
measure U اندازه
dimensions U اندازه
immoderately U بی اندازه
indefinite U بی اندازه
isometric U هم اندازه
isometrics U هم اندازه
gauge=gage U اندازه
dimension U اندازه
To some extent. Within limits. U تا اندازه ای
meters U اندازه
extent U اندازه
in part <idiom> U تا یک اندازه
equalled U : هم اندازه
equaling U : هم اندازه
immeasurable U بی اندازه
bulk U اندازه
immensely U بی اندازه
equaled U : هم اندازه
measurement U اندازه
equal U : هم اندازه
measurer U اندازه
screamingly U بی اندازه
beyond measure U بی اندازه
equalling U : هم اندازه
equals U : هم اندازه
magnitude U اندازه
symmetric U هم اندازه
isodiametric U هم اندازه
soupcon U اندازه کم
fitted U اندازه
attack size U اندازه تک
fits U اندازه بودن
spans U پوشش اندازه
gauged U اندازه گرفتن
measurements U اندازه گیری
water gauge U اندازه اب نما
dimension diagram U رسم اندازه
gauge U اندازه تفنگ
gauge U اندازه گرفتن
spans U اندازه گرفتن
volumetric measure U اندازه حجمی
limit U اندازه وسعت
gauge U اندازه گیر
weight and measures U سنگ و اندازه
long measure U اندازه درازا
oversize U اندازه بزرگ
admeasure U اندازه گرفتن
block size U اندازه بلاک
doubled up U اندازه دو برابر
block size U اندازه کندهای
block size U اندازه کنده
full-size U اندازه طبیعی
double U اندازه دو برابر
full size U اندازه طبیعی
dimensions U اندازه گرفتن
partially U تایک اندازه
dimensions U اندازه گیری
doubled U اندازه دو برابر
without limit U بی حد بی اندازه نامحدود
momentum U اندازه حرکت
remedial measure U اندازه کمکی
diamensionless U بدون اندازه
quantities U قدر اندازه
dimension U اندازه گیری
larged sized U اندازه بزرگ
bourne U اندازه جوی
infinitesimal U بی اندازه خرد
parameters U شرح اندازه
parameter U شرح اندازه
gauging U اندازه گیری
admeasurement U تعیین اندازه
admensuration U تعیین اندازه
too much U بیش اندازه
design size U اندازه طرح
design size U اندازه نامی
measuring U اندازه گیر
quantity U قدر اندازه
body size U اندازه بدن
dimension U اندازه گرفتن
span U پوشش اندازه
liner momentum U اندازه حرکت
stand measure U اندازه قانونی
gauges U اندازه تفنگ
as much as never before <adv.> U به اندازه بی سابقه
gauges U اندازه گرفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com