English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
departmentalize U بچند قسمت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
polychotomous U تقسیم شده بچند قسمت
segmentation U تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
quartersaw U الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
sections U قسمت قسمت کردن برش دادن
section U قسمت قسمت کردن برش دادن
polyglots U متکلم بچند زبان
polyglot U متکلم بچند زبان
monolater U قائل بچند خداو پرستنده یکی
polyandrous U چند شوهره وابسته بچند شوهر
polyandric U چند شوهره وابسته بچند شوهر
shuttles U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled U حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle U قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled U قسمت قسمت حرکت کردن
cross refer U از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
allotrope U جسمی که مستعدتبدیل بچند صورت یا ماده باشد
subdividable U قابل تقسیم بچند بخش بخشیزه پذیر
duck and drake U پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
ducks and drakes U پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
butt U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts U ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne U ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora U پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
plank U قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling U حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone U که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section U رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing U انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
fraction U بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions U بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
divide U قسمت کردن
partition U قسمت کردن
pouf U قسمت پف کردن
sect U قسمت کردن
divides U قسمت کردن
whack up U قسمت کردن
partitions U قسمت کردن
sects U قسمت کردن
fanfold U یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency U قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
subdevice U قسمت کردن مجدد
tierce U به سه قسمت تقسیم کردن
partitioning U قسمت بندی کردن
quarter U به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
public relations officer U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
trim U هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trimmest U هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trims U هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
head off U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
outside U خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides U خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
poop U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops U قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
army nurse corps U قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section U قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
war head U قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
shuttle U بمباران قسمت به قسمت
shuttles U راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles U بمباران قسمت به قسمت
p.p.m U قسمت در یک میلیون قسمت
shuttle U راهپیمائی قسمت به قسمت
to sell in lots U قسمت قسمت فروختن
shuttled U راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million U قسمت در میلیون قسمت
shuttled U بمباران قسمت به قسمت
throttles U عبور قسمت به قسمت
throttled U عبور قسمت به قسمت
throttling U عبور قسمت به قسمت
throttle U عبور قسمت به قسمت
forward overlap U پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
railway division U قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
cellular unit U یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
cost center U قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
skag U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg U قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
compartments U قسمت
sections U قسمت
head stall U قسمت سر
section U قسمت
kismet U قسمت
compartmental U قسمت قسمت
part U قسمت
ratios U قسمت
cantos U قسمت
canto U قسمت
Corp U قسمت
grist U قسمت
batches U قسمت
rasher U قسمت
caboodle U قسمت
partition U قسمت
partitions U قسمت
detachments U قسمت
internode U قسمت
segments U قسمت
segment U قسمت
party U قسمت
dole U قسمت
units U قسمت
components U قسمت
component U قسمت
in part U در یک قسمت
installments U قسمت
instalments U قسمت
detachment U قسمت
data division U قسمت
in sections U قسمت قسمت
it fell to my lot to go U قسمت
instalment U قسمت
portion U قسمت
piece U قسمت
cross section of a gravity dam U قسمت
departments U قسمت
snick U قسمت
department U قسمت
divisions U قسمت
pieces U قسمت
agencies U قسمت
percentages U قسمت
percentage U قسمت
piecemeal U قسمت به قسمت
arm U قسمت
portions U قسمت
rashers U قسمت
feck U قسمت
agency U قسمت
sects U قسمت
underfoot U قسمت کف پا
sect U قسمت
plank U قسمت
ratio U قسمت
unit U قسمت
compartment U قسمت
batch U قسمت
division U قسمت
sapper U قسمت حفاری
sapper U قسمت مهندسی
operating agency U قسمت اجرایی
crypto service U قسمت رمز
personnel section U قسمت پرسنلی
naval establishment U قسمت دریایی
prelude U قسمت مقدماتی
northwards U قسمت شمالی
sappers U قسمت حفاری
preludes U قسمت مقدماتی
portions U سرنوشت قسمت
forehand U قسمت ممتاز
lot U بهره قسمت
whang U قسمت سهم
installation property U دارایی قسمت
discard U قسمت وازده
palmation U قسمت پنجهای
linear portion U قسمت خطی
sappers U قسمت مهندسی
discarded U قسمت وازده
channel U قسمت عمیق اب
intercommand U بین قسمت
discarding U قسمت وازده
intelligence service U قسمت اطلاعات
interservice U داخل قسمت
installation type U نوع قسمت
women's apartments U قسمت زنانه
overflow section U قسمت سر ریز سد
where U درکدام قسمت
installation property U اموال قسمت
seen U قسمت سوم see
forehands U قسمت ممتاز
top round U قسمت گرد
medical service U قسمت بهداری
detail group U قسمت بیگاری
band U قسمت موزیک
hauling part U قسمت کشنده
men's apartments U قسمت مردانه
hauling part U قسمت متحرک
beginnings U قسمت اول
discards U قسمت وازده
topside U قسمت بالا
medical department U قسمت بهداری
engineer division U قسمت مهندسی
part and parcel <idiom> U قسمت مهمولازم
slice U سهم قسمت
titbits U قسمت لذیذغذا
slices U سهم قسمت
beginning U قسمت اول
divisional officer U افسر قسمت
titbit U قسمت لذیذغذا
underbody U قسمت زیر
detail part U قسمت مفصل
division officer U افسر قسمت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com